نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 105
پرینت

مساله ی اصطلاحات در ترجمه های علمی

علی صلح جو

ضعف "متخصصان" از فرنگ برگشته در زمینه ی ترجمه ی نوشتاری تقریبن بر اهل فن روشن است. اینان کسانی هستند که معمولن پس از پایان تحصیلات دوره ی دبیرستان و در برخی موارد حتا پیش از آن، به اروپا یا امریکا می روند و در یک رشته ی دانشگاهی متخصص می شوند. تا این جا هیچ اشکالی در کار نیست. مشکل از آن جا آغاز می شود که چنین افرادی بخواهند آموخته های خویش را در اختیار هم میهنان فارسی زبان خود قرار دهند. گرفتاری بزرگ تر زمانی است که چنین کسانی دست به ترجمه می زنند. (یکی از مشکلات بزرگ ما در زمینه ی ترجمه این تلقی زیانمند است که هر متخصصی می تواند در رشته ی خودش کتاب ترجمه کند و از آن بدتر، هر کس به صرف این که زبانی خارجی بداند، می تواند در تمام رشته ها به فارسی ترجمه کند! ترجمه فنی مستقل است که داشتن احاطه بر موضوع، تسلط بر زبان های مبدا و مقصد و مهارت در ایجاد شیکه ای ارتباطی میان مفهوم ها و ساخت های دو زبان، پایه های اصلی آن را تشکیل می دهند). این که چنین متخصصانی نتوانند به فارسی روشن و روانی ترجمه کنند، عجیب نیست. این افراد در به ترین حالت، کسانی هستند که بر رشته ی خود تسلط دارند، ولی به سختی می توانند مفهوم های آن را به فارسی "بیان" کنند تا چه رسد به "ترجمه" ی آن ها.

با این همه، موضوع اصلی ما در این نوشته، ضعف فارسی این متخصصان نیست. بلکه مساله ای بنیادی تر از آن است. از آن جایی که در ایران قلم به طور عمده در دست "اهل ادب" بوده است تا در دست "اهل علم"، گروه نخست همواره نوعی نقش رهبری بر گروه دوم داشته که گرچه در بسیاری موارد نتایجی سازنده داشته است، با این همه، از آن جا که گروه نخست (ادیبان) از مشکلات ویژه ی گروه دوم (دانشمندان) شناخت کامل نداشته، نتوانسته است راه حلی برای یکی از مشکلات بنیادی آنان بیابد، سهل است، در برخی موارد گروه دوم، یعنی اهل علم را به بیراهه کشانده است و گروه دوم نیز فرصت این را نیافته و شاید هم توانایی آن را نداشته است که درد دل واقعی خود را بیان کند. البته منظور از اهل علم متخصصانی نیستند که فارسی نمی دانند، بلکه کسانی هستند که فارسی و یک زبان بیگانه را نسبتن خوب می دانند و از آن مهم تر، از آن جا که با "ترجمه ی علمی" (نه ترجمه ی شعر و داستان که خود ظرافت های ویژه ای را می طلبد) سر و کار دارند، با مشکلی رو به رو هستند که "ادیبان" به دلیل درگیر نبودن با آن، تصور کاملی از آن ندارند و از این رو در ارایه ی راه حل برای رفع مشکل مترجمان علمی از یک لحاظ تا حدی ناتوانند.

ادامه مطلب: مساله ی اصطلاحات در ترجمه های علمی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 103
پرینت

ترجمه قرآن، جواز يا حرمت

رضا فرشچيان

قرآن كريم كتاب هدايت بشريّت و نشانه آشكار بر نبوت حضرت ختمي مرتب(ص) مي باشد. خداي تعالي اين كتاب را بر پيامبر(ص) به زبان عربي نازل فرموده و آن را «مبين» خواند تا مردمان در آن بينديشند و راه هدايت خويش را در آن جستجو كنند.
آيا آدمي مي تواند و آيا خداوند مي خواهد كه قرآن به زبان هاي ديگر برگردانده شود؟ اين پرسشي است فرا روي علماي اسلام. برخي ترجمه? قرآن را نه تنها ناشدني مي دانند، بلكه اقدام به آن را حرام و محذور از سوي مُنزِل كتاب مي دانند و عدّه اي درست بر خلاف آن مي انديشند. متن حاضر، گزارشي است مختصر از دلايل مخالفانِ ترجمه همراه با نگاهي گذرا به آنچه موافقان مي گويند. نگارنده كوشيده است در ابتدا بداند كه ترجمه چيست و چه ترجمه اي پيرامون آن بحث در گرفته است. لذا فصل نخست از مقاله را به آن اختصاص داده و در فصل دوم به ارائه? آراي هر دو گروه پرداخته است.
معناي لغوي و عرفي ترجمه

كلمه ترجمه در لغت، مشترك لفظي است، كه چهار معني براي آن ذكر شده است. نخست به معني تبليغ كلام به آنكه به او نرسيده است و ترجمان1 را در بيت زير از همين دانسته اند:
ان الـثمــانـيـن و بـلـغـتـهــا قد احوجت سمعي الي ترجمان
دوم تفسير سخن به همان زبان مي باشد. از همين رو ابن عباس را «ترجمان القرآن»‌2 خوانده اند و شايد مراد زمخشري كه گويد: «كل ما ترجم عن حال شي فهو تفسرته»3 نيز همين معني باشد و ديگر اين كه ترجمه، تفسير كلام به زباني اصلي مي باشد، زرقاني از تفسير ابن كثير و بغوي نقل كرده كه كلمه? ترجمه درزبان عربي به معني تبيين است، خواه به همان زبان و يا زبان ديگري4 و آخر اينكه برگرداندن سخن از زباني به زبان ديگر است، ابن اثير گويد: ترجمان كسي است كه كلام را از زباني به زبان ديگر بر مي‌گرداند.5

ادامه مطلب: ترجمه قرآن، جواز يا حرمت
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 115
پرینت

 

نقد و بررسى ادلّه رشيدرضا در ممنوعيت ترجمه قران

دكتر ناصر رفيعى

مفهوم لغوى "ترجمه"

در مورد ريشه كلمه «ترجمه» نظرات متفاوتى از سوى دانشمندان اهل لغت ارائه شده است. اين كه ريشه اين كلمه عربى است يا غير عربى، ثلاثى مجرد است يا رباعى، محل خلاف است. برخى اقوال در اين باره عبارتند از:
1. «ترجمه» از «ترجم» رباعى مجرد است.1
2. از «رجم» عربى، ثلاثى مجرد به معناى سخن گفتن از روى گمان و حدس است.2 ظاهراً ربطى بين اين دو نيست، اگرچه در كتب لغت، آن ها را كنار هم مى آورند. «رجم» يعنى سنگ انداختن و علامت گذارى با سنگ، در واقع، يعنى كشف و روشن نمودن. شايد به اين مناسبت كه ترجمه هم نوعى كشف معناست، اين دو را كنار هم آورده اند.
3. مشتق از «ترجمان» بر وزن نردبان است.3
4. مشتق از Targmono آرامى است.4
5. مشتق از «ترزبان» و «ترزقان» است. در برهان قاطع، «ترزبان» و «ترزقان» و «ترجمان» هم معنى دانسته شده است.5
مفهوم اصطلاحى «ترجمه»

ترجمه به چهار معنا آمده كه معناى چهارم مدّنظر است:
1. تبليغ كلام و شرح الفاظ و رساندن آن به كسى كه آن را نشنيده است;
2. تفسير و شرح سخن به همان زبان اصلى; طبرى اين معنا را ذكر كرده است.6 بر همين اساس، به ائمّه بزرگوار دين، اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام)«ترجمان قرآن» گفته مى شود; يعنى آن ها مفسّر و شارح كتاب الهى هستند. در زيارت نامه حضرت قائم (عج) مى خوانيم: «السلام عليكَ يا تالىَ كتابِ اللّهِ و ترجمانه»7
3. تفسير و شرح سخن به غير از زبان اصلى;8

ادامه مطلب: نقد و بررسى ادلّه رشيدرضا در ممنوعيت ترجمه قران
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 66
پرینت

ترجمه پذيري قرآن كريم: چه كساني ترجمه قرآن كريم را موجب افساد در دين دانسته‏اند و چرا؟

پروين بهار زاده

به دلايل مختلف، درباره امكان يا عدم امكان ترجمه قرآن كريم، و به عبارتي«جواز» يا «عدم جواز» آن، ميان فقها و علما بحث‌هاي پردامنه‌اي صورت گرفته است و هر يك عقيده‌اي خاص ابراز داشته‌اند و بر اثبات آن به دلايل مختلف تمسّك جسته‌اند.
علي‌رغم اين اختلاف نظرها، قرآن در قرون اوليه به زبان‌هاي ديگر ترجمه مي‌شد؛ و همان‌گونه كه «محمد صادق الرافعي» در كتاب «اعجازالقرآن» خود بيان داشته است: در دنيا، هيچ كتابي يافت نمي‌شود كه به اندازه قرآن بر آن شرح و تفسير نوشته شده باشد و يا تصنيفات و تاليفات متعدد در مورد تك تك موضوعات آن به رشته تحرير در آمده باشد.
ترجمه‌هاي بيشماري در زبان‌هاي مختلف نگاشته شد كه يا ترجمه تمامي قرآن است و يا بخشي از آن. برخي از سلاطين عثماني، از جمله«سلطان عبدالحميد دوّم» ابتدا هر نوع ترجمه‌اي از قرآن مجيد را بالأخص به زبان تركي، مطلقاًممنوع كردند. ليكن اين ممنوعيت با سقوط خلافت عثماني رنگ‌باخت و پس از اعلام قانون اساسي تركيه در سال 1908 م.بعضي از نويسندگان ترك، كار ترجمه قرآن را آغاز كردند و اوّلين ترجمه توسط«ابراهيم حلمي» به نگارش رسيد.1 حتي با روي كار آمدن «مصطفي كمال آتاتورك » اذان نيز در مركز تركيه، به زبان تركي گفته مي‌شد .
برخي از علمايي كه ترجمه قرآن را جايز مي‌شمردند، دامنه اين جواز را تا آنجا گسترش دادند كه به جواز قرائت سوره يا آيه‌اي در نماز به زبان غير عربي نيز فتوا دادند.2 گرچه اين فتوا با مخالفت قاطع علماي ديگر روبرو شد.
آنچه به يقين مورد توافق مخالفان و موافقان ترجمه قرآن است. اين است كه:
اولاً: قرآن كلام خداوند است و انتخاب هر واژه يا كلمه آن براساس حكمتي صورت گرفته و بسياري از آن حكمتها، براي انسان‌ها در همه اعصار قابل شناخت نيست.
ثانياً: رسالت قرآن به گستردگي هدايت همه نسل‌ها در همه عصرهاست.«تبارك الذي نزّل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيراً.»(فرقان،25/1) بنابراين قرآن كتابي است جاودانه و دستورالعملي است جهاني و ابدي.
ثالثاً: هدف قرآن، شريف‌ترين هدف‌ها، يعني رهايي انسان از ظلمت به سمت روشنايي است.«كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الي النور».(ابراهيم، 14/2)

ادامه مطلب: ترجمه پذيري قرآن كريم: چه كساني ترجمه قرآن كريم را موجب افساد در دين دانسته‏اند و چرا؟
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 71
پرینت

چیستی ترجمه ومهارت های لازم برای آن

ترجمه چيست و چه مهارتهايي نياز دارد؟

ترجمه هنري است بر پايه علم. ترجمه اگر ترجمه باشد و تنها اسم ترجمه را به خود يدك نكشد، كار بسيار حساسي است. بنابر اين اگر در متني كه ترجمه مي كنيد علم نداشته باشيد، ترجمه شما ترجمه اي نيست كه ذهن نويسنده اصلي را خوانده باشيد. بنابراين همواره در زمان ترجمه سعي كنيد كه ته فكر نويسنده را بخوانيد نه اين كه سايه اي از آن را منعكس كنيد.

ترجمه چيست؟

ترجمه عبارت است از تغییر روساخت از يك زبان (زبان مبداء) به زبان ديگر (زبان مقصد) با حفظ معنا و مفهوم. در اصل فرآیند ترجمه همان تغییر قالب و شکل جملات است. در اینجا قالب و شکل زبان همان کلمات، عبارات، جملات و پاراگراف ها و هر آنچه که مربوط به زبان و دستور زبان زبان گفتاری و نوشتاری می شود، مدنظر است. روساخت زبان را ما همیشه در قالب نوشتاری و یا شنیداری مشاهده کرده ایم. در زمان ترجمه متن، شکل و قالب زبان منبع، جایگزین شکل و قالب زبان ثانویه (هدف، مقصد) می شود.

 

ترجمه ماشيني و ترجمه انساني:

ترجمه ماشيني، ترجمه اي است كه توسط ماشين انجام مي شود و هميشه نياز به ويرايش توسط انسان را دارد. در اين نوع ترجمه فقط از نظر ظاهري كلمات جايگزين مي شوند و حداكثر تا 20 درصد ترجمه درست مي باشد. پس اگر تعريف ترجمه را در پاراگراف قبلي در نظر بگيريم، مي توان گفت كه اصطلاح ترجمه ماشيني، غلط مصطلحي بيش نيست و بهتر است آن را فراموش كنيم و جز اين كه وقتي بيشتر از ترجمه صرف ويرايش كنيم هيچ گونه سودي ندارد. در اين نوشته هم منظور ما از ترجمه، ترجمه اي است كه توسط انسان انجام مي شود. علت غير قابل بودن ترجمه ماشيني هم اين است كه ترجمه نياز به قدرت درك و فهم و شعور است كه ماشين (با وجود هوش مصنوعي) فاقد آن است.

مترجم واقعي كيست؟

ادامه مطلب: چیستی ترجمه ومهارت های لازم برای آن
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 79
پرینت

تاریخ و سنت ترجمه در ایران

زبان فارسی كه امروز در ایران، افغانستان و بخش هایی از آسیای مركزی صحبت می‌شود یكی از شاخه های هند و آریایی خانواده ی هند و اروپایی زبان ها، و دنباله ی مستقیم فارسی باستان و میانه است. افزون بر هزار سال، این زبان وسیله ی عمده ی گفتار روزانه و همچنین زبان علم، هنر و ادبیات در سرزمین ایران بوده است. پیش از سلطه ی استعمار، فارسی زبان تشكیلات دولتی، قضا، و فرهنگ در شبه قاره ی هند نیز بود. در زمان های گوناگون طی دوران های گذشته، فارسی در بخش هایی از قفقاز و در دربارهای عثمانیان زبان ادبیات بوده است. در حال حاضر، همه ی ایرانیان و تاجیكان، و اكثریتی از افغانان این زبان را به كار می‌برند. همچنین به دنبال انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران، جنگ داخلی در افغانستان، و فروپاشی‌ِ اتحاد شوروی، فارسی به تدریج به صورت زبان جمعیت عظیم ـ و در حال رشدی ـ از مهاجران فارسی‌زبان در میان ملت های دیگر درآمده است.
ترجمه به فارسی تاریخچه‌ای دراز و پرماجرا دارد و در تكامل تمدن های ایرانی و ایرانی شده در سراسر آسیای غربی و فراسوی آن نقش مهمی ایفا كرده است. اطلاعات درباره ی ترجمه پیش از ظهور اسلام در سده ی هفتم میلادی بسیار ناچیز است. در ایران سده‌های میانی، داد و ستد میان عربی و فارسی، ویژگی اصلی و تعیین‌كننده ی فعالیت های مربوط به ترجمه بود. در پی‌‌ِ یورش های مغول و تاتار در سده‌های هفتم تا نهم هجری كنش و واكنش های تازه‌ای میان فارسی از سویی و شماری از زبان های هندی و تركی، از سویی دیگر، پدید آمد، و موجب پیچیده و گونه‌گون‌تر شدن این تاریخچه شد. از میانه‌های سده سیزدهم قمری، چه در ایران چه در سرزمین های فارسی زبان خارج از ایران، ترجمه از زبان های اروپایی بخش جدانشدنی از برنامه‌های گوناگون امروزی‌سازی بوده است.

شاهنشاهی ایران‌ باستان

ادامه مطلب: تاریخ و سنت ترجمه در ایران
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 66
پرینت

فـــــــن تــــرجــمه(توضيحات کاربردی ونکات کنکوری)

ترجمه بعنوان يک فن هميشه در نقل علم و انديشه،از زبانهاي مختلف به يکديگر ،اساسي ترين نقش را دارا بوده و در طول زندگي اجتماعي بشر متمدن بعنوان آب راهي بوده است که اقيانوس هاي دانش و تفکر جوامع را به يکديگر مرتبط ساخته و داد و ستد هاي فرهنگي را ميسر نموده است.

در لغت نامه دهخدا زير کلمه ي ((ترجمه))چنين آمده است:"بيان کردن مطالب زباني به زبان ديگر."

تعريف ترجمه:اگر ترجمه را بنا بر تعريف فرهنگ نفيسي بيان کلام از زباني به زبان ديگر بدانيم،گويندگي و نويسندگي خود نوعي مترجمي است زيرا گوينده مطالبي را از زبان"حال" به زبان"قال"و نويسنده مفاهيمي را از زبان "پندار"به زبان "نوشتار"بيان مي نمايد.اما نوعي ديگر از ترجمه نيز وجود دارد که مترجم کلام گفتاري يا نوشتاري گوينده يا نويسنده اي را از زبان قومي (مثلاً عربي يا فارسي)به زبان قومي ديگر(مثلاً فارسي يا عربي)بيان مي دارد.

صاحبان نظر در فن ترجمه می گویند:

1- استعداد نویسندگی مترجم باید در حد استعداد کسی باشد که اثرش را ترجمه می کند.

2- کسی که نتواند اثر قابل ملاحظه ای بنویسد بعید است اثر قابل ملاحظه ای را ترجمه کند.

3- یک مترجم خوب باید مثل یک هنرپیشه خوب به کلمات،حیات و حرکت ببخشد و مترجم باید خودش نویسنده باشد.

علاوه بر این مترجم باید پژوهشگر و پویا تربیت شده و دارای وجدان کار باشد ،از دقت و هوش و ذوق کافی برخوردار بوده و علاقه مند باشد،بی حوصله و شتاب زده نباشد،به هر دو زبان آشنایی داشته باشد و قواعد دستوری،لغات،اصطلاحات،ضرب المثل ها و... را بداند تا :

1- محتوای متن و قصد نویسنده را به خوبی درک کند.

2- از ترجمه لفظ به لفظ که هم به مفهوم متن اصلی و هم به زیبایی بیان لطمه وارد می آورد پرهیز نماید.

ادامه مطلب: فـــــــن تــــرجــمه(توضيحات کاربردی ونکات کنکوری)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 68
پرینت

چگونه هر زباني را در شش ماه يادبگيريم

به اعتقاد من هركسي با هر بهره‌ي هوشي مي‌تواند يك زبان كاملا جديد را در كمتر از شش ماه بياموزد.
اين چند نكته براي يادگيري يك زبان جديد كاملا حياتي مي‌باشد. اين مطلب را كامل بخوانيد و بعد فورا شروع به يادگيري كنيد.

1-ذهن خود را كاملا آماده كنيد
برخي تصور مي‌كنند كه يادگيري يك زبان جديد نياز به كلاس رفتن دارد. با اين تصور كاملا اشتباه هم وقت و هم سرمايه‌ي خود را تلف كرده و در آخر نيز حتي قادر به ساختن جملات ساده نخواهند بود. بايد با قدرت تجسم، خود را در شرايطي ببينيد كه گويي كاملا به زبان مورد نظر تسلط داريد. با چشم ذهن، خود را در حال مكالمه با زبان مورد نظر ببينيد.

شرايط را بپذيريد و قبول كنيد كه در حين يادگيري زبان جديد با سختي‌هايي مواجه خواهيد شد. هدف‌گذاري كنيد و كاملا مطمئن باشيد كه در كمتر از شش ماه به راحتي به زبان مورد نظر مسلط خواهيد شد. تغيير باور‌هاي غلط اولين قدم براي يادگيري يك زبان جديد مي‌باشد و همان‌طور كه مي‌دانيد هميشه اولين قدم مهمترين قدم مي‌باشد.

2-حروف الفباي زبان مورد نظر را ياد بگيريد:
بعد از مشخص شدن هدف و ايمان ‌آوردن به آن شما بايد فورا سراغ يادگيري حروف الفباي زبان مورد نظر بكنيد. اين كار بين يك تا سه روز نبايد وقت بگيرد. بهترين روش يادگيري الفباي يك زبان جديد اين مي‌باشد كه اول خود شكل الفبا را ياد بگيريد بعد سراغ مفهوم آن حرف برويد.
در مرحله‌ي آخر سراغ تلفظ هر حرف برويد. مرحله به مرحله پيش برويد تا كارتان بهتر پيش برود و در ذهن‌تان بهتر ثبت‌ شود. اگر گوگل را جستجو كنيد منابع رايگان يادگيري حروف الفباي‌ هر زباني را خواهيد يافت.

3- از فلش‌كارت‌هاي هوشمند استفاده كنيد:

ادامه مطلب: چگونه هر زباني را در شش ماه يادبگيريم
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 70
پرینت

آموزش نكات مهم وكليدی ترجمه عربی

مقدمه

تعريف ترجمه: بايد دانست كه ترجمه تنها بر گردادن الفاظ يا احيانا نقش هاي دستوري از زباني به زبان ديگر نيست هدف اساسي در هر ترجمه رساندن پيام و محتوي يا منظور متن مبدا است. براي ترجمه تعاريف بسياري مطرح شده است كه هر كدام در جاي خود درست ومفيد مي باشد واز ميان تعاريفي كه زبان شناسان براي ترجمه ارائه كرده اند به نمونه ذيل اشاره مي شود : (ترجمه عبارت است از بر گرداند ن مفاهيم چه نوشته وچه گفته از يك زبان كه زبان مبدا ناميده مي شود به زبان ديگر كه زبان مقصد خوانده مي شود به طوري كه متن ترجمه شده همان تاثيري را كه در زبان مبدا دارد در زبان مقصد نيز داشته باشد).ترجمه جریانی است میان دو زبان، در این جریان مترجم همواره دو اصل را در مد نظر میگیرد، یکی زبان مبدأ و دیگری زبان مقصد. کارشناسان دو نوع ترجمه را شناسایی و مطرح کرده اند:

1- ترجمه ی ارتباطی(communicative) که همان ترجمه ی آزاد یا روان است. ترجمه ارتباطی راحت تر خوانده ميشود و بايد با متن اصلی وزبان مبدأ همخوانی وتناسب داشته باشد.

2- ترجمه ی معنایی ( (semantic که همان ترجمه ی تحت اللفظی یا (word for word) است. درترجمه ی تحت الفظی کلمه به کلمه و خط به خط از زبانی به زبان دیگر برگردانده میشود. در ترجمه تحت اللفظي، مترجم معنی متن را به بیان دیگر باز میگوید اما تغییری در آن ایجاد نمیکند. ترجمه های تحت اللفظی به ندرت روان و خوشایند هستند.

مواردی كه مترجم بايد آنها را بداند ورعايت كند:

1- آشنائي با موضوع مورد ترجمه.

2- رعايت امانت وپرهيز از هرگونه دخل وتصرف .

3 - استفاده از واژگان مانوس در ترجمه .

4- استفاده از فرهنگ لغت های مناسب.

5 – آشنائي با اصطلاحات واسلوب هاي كاربردي زبان مبدا ( عربی) و زبان مقصد (فارسی) .

ادامه مطلب: آموزش نكات مهم وكليدی ترجمه عربی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 64
پرینت

فنون ترجمه (نکات کاربردی)

چندی از فنون ترجمه(نکات کاربردی)

1) در ترجمه ی اسم توجه به عدد آن ( مفرد ؛ مثنی ؛ جمع )ضروری است.

لی مِسطرةٌ وَقلمان ِوکُتُبٌ
یک خط کش و دو قلم و تعدادی کتاب دارم

2) در ترجمه ی اسم نکره از « ی » و یا « یک » استفاده می کنیم.
اشتریتُ کتاباً
یک کتاب خریدم.
کتابی خریدم.
3) در ترجمه ی ضمایر؛شناخت « صیغه؛متصل و منفصل بودن و حالت اعرابی آن ها » ضروری می باشد.
اَنتم تَکتبونَ واجباتکم :

شما تکالیفتان را می نویسید
انتم
منفصل مرفوع جمع مذکرمخاطب

« و» در تکتبون
متصل مرفوع جمع مذکر مخاطب

کم
متصل مجرور جمع مذکر مخاطب

4) صفت مثنی و جمع به صورت مفرد ترجمه می شود(صفت در زبان فارسی به صورت مفرد ترجمه می شود اگر چه در زبان عربی مفرد نباشد).

مثنی
رَجلانِ قویانِ : دو مرد قوی
جمع
رجالٌ اَقویاء : مردان قوی

التِّلمیذتان ِالمجتهدتانِ : دو دانش آموز کوشا

ادامه مطلب: فنون ترجمه (نکات کاربردی)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 67
پرینت

کاوشی بر واژه شناسی تفسیر و تاویل

چکیده
واژه‌شناسی، که در شرح مفردات الفاظ بحث و گفتگو می‌کند یکی از معارف پیش نیاز مفسّر می‌باشد؛ چون به وسیله لغت، شرح مفردات الفاظ و معانی آن‌ها روش گشته و الفاظ مشترک از لغات مختص، و عام از خاص تشخیص داده می‌شود .
واژه شناسی «تفسیر و تأویل» نیز از چند جهت حائز اهمیت است. از یک سو پرداختن به روش‏‌هاى تفسیر بدون شناخت صحیح مقوله تفسیر، میسور نیست و از سوی دیگر شناخت تفسیر نیز بدون شناخت تأویل و تفاوت این دو مقدور نخواهد بود.
در این بین، نوشتار حاضر مى‌کوشد تا پیرامون معنای لغوی و اصطلاحی این دو واژه از منظر واژه‌شناسان و دانشمندان علوم قرآنی قدیم و جدید به اختصار مطالبی بنگارد تا در ضمن تبیین تفاوت میان آن دو بر همگان، باز کاوی مختصری را در مورد مباحث «تفسیر» و «تأویل» با حذف دشوارى هاى آن، انجام دهد و راهى میانه و معتدل را بین اقوال افراطى و تفریطى در این مقوله برگزیند.
کلمات کلیدی: تفسیر، تأویل، مفسّر، فسر، واژه‌شناسی،
مقدمه
ضرورت دارد در میدان فهم و درک صحیح، پیروی و التزام ودعوت به تعالیم هدایت بخش قرآن راه درستی را در پیش بگیریم، چرا که قران برنامه زندگی فردی و اجتماعی و قانون مملکت داری و راهکار دعوت به سوی عبودیت معبود بی همتاست و بازگشت آگاهانه و خالصانه به تعالیم آن تنها راه نجات امت اسلامی از تباهی و انحطاط و فروپاشی است.
رسالت قرآن به عنوان کتاب و برنامه هدایت آسمانی این است که با سخنان دل‌انگیز خداوند، انسان و عقل و قلب و حس و وجدان او را مورد خطاب قرار دهد و اندیشه او را نورانی، و قلب او را به خروش، و فطرت او را بارور، و اراده او را به حرکت درآورد و او را به عمل و اقدام وادار نماید. وبدون تردید هدایت و امامت قران، انسان را در همه ابعاد زندگی کفایت می‌کند.
مسلّم است تنها چیزی که انسان را در برخورد صحیح و بهره گیری مطلوب از این برنامه هدایت بخش یاری می کند تفسیر صحیح و مطلوب است به گونه ای که مقاصد آن را معلوم و روشن گرداند، و نقاب را از روی خزائن معارف و اسرار و رموز آن بردارد و پیچیدگی‌های آن را برای قلوب و عقول بگشاید.

ادامه مطلب: کاوشی بر واژه شناسی تفسیر و تاویل
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 74
پرینت

لحن در ترجمه

 چه گفت؟ چه‌جور گفت؟ جدی گفت یا شوخی؟ خودمانی گفت یا لفظ قلم؟ ژولیت نیست که دایه‏‌ی پیغام‌‏رسان خود را درباره‌‏ی کرشمه‏‌های لفظی رومئو سؤال‌پیچ کرده است بلکه خواننده‌‏ی پرتوقع امروزی است که از مترجمان دست‌به‌قلم‏‌ کاری بیش از برگرداندن ساده‏‌ی «چه گفت» انتظار دارد. درست است که هنوز عده‌‏ای در خیل روزافزون مترجمان ممکن است حتا از همین کار ابتدایی هم ناتوان باشند، اما دیگر روز و روزگاری نیست که مترجمی فقط به‌دلیل این که مفهوم پیغام را درست به ما رسانده است به‏‌به و چه‏‌چه تحویل بگیرد.

اجازه بدهید مطلب را با نقل چند سطر از متن فارسی شده‏‌ی “The Catcher in the Rye” اثر J. D. Salinger از حالت کلی‏‌گویی بیرون بیاورم. این کتاب امریکایی که محصول دهه‏‌ی پنجم این سده است در سال‌های اخیر شهرتی عالم‏‌گیر یافته است تا بدان‌جا که در کشور ما نیز به همت بنگاه فرانکلین و به ترجمه‏‌ی آقای احمد کریمی(١) به زیور طبع آراسته شده و در دسترس دوست‌داران ادبیات قرار گرفته است. چند سطر اول کتاب از این قرار است:

«اگر واقعن می‏‌خواهید در این مورد چیزی بشنوید، لابد اولین چیزی که می‏‌خواهید بدانید، این است که من کجا به دنیا آمدم و بچگی نکبت‏‌بارم چه‌طور گذشت و پدر و مادرم پیش از من چه کار می‏‌کردند و از این مهملاتی که آدم را به یاد دیوید کاپرفیلد می‌‏اندازد. اما راستش را بخواهید من میل ندارم وارد این موضوع‏‌ها بشوم. چون‌که اولن حوصله‏‌اش را ندارم و در ثانی اگر کوچک‌ترین حرفی درباره‏‌ی زندگی خصوصی پدر و مادرم بزنم هردوشان چنان از کوره به در می‌‏روند که نگو ...». (صفحه ١- «ناطوردشت»، انتشارات مینا ـ تهران ١٣۵٤)

من از خواندن این سطرها و سطرهای پس از آن در صفحات اول کتاب نه‌تنها به یاد اصل انگلیسی کتاب سلینجر که قبلن خوانده بودم، نیفتادم، بلکه بیش‌تر به یاد ترجمه‏‌ی فارسی همان «دیوید کاپرفیلد» افتادم که شبحی از آن در خاطرم مانده بود. اجازه بدهید چند سطر هم از صفحه‏‌ی اول این ترجمه نقل کنم:

«بر من معلوم نیست که در زندگانی خویش نقش قهرمان را خود به عهده خواهم داشت یا این نقش را دیگری ایفا خواهد کرد. درهرصورت این صفحات باید این را روشن کند. حالا برای این که شرح احوال خویش را از آغاز تولد شروع کنم می‏‌نویسم که من (چنان‌که به من گفته شده و آن را صحیح می‌‏پندارم و باور دارم) جمعه شب ساعت دوازده به دنیا آمدم. می‏‌گفتند در همان آن که ساعت شروع به زنگ‌زدن کرد من نیز بلافاصله گریه را سر دادم ...».

ادامه مطلب: لحن در ترجمه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 83
پرینت

آغاز ترجمه‌ی ادبیات نمایشی در ایران

تاریخ ترجمه در ایران به سده‌ها پیش بازمی‌گردد. روزگاری که پادشاهان ایران، گاه در دفاع از مملکت و گاه در کشورگشایی‌هایشان مستقیمن با فرهنگ و زبانی دیگر رودررو قرار می‌گرفتند. به‌سبب همین برخوردهای نظامی بوده است که بیش از هر زبان دیگری، آثار زبان‌های لاتین و‌یونانی به فارسی برگردانده شده است. جنگ‌های صلیبی نیز باعث نیاز بیش‌تر به این تبادل زبانی شد. غربی‌ها که بر اثر جنگ‌های صلیبی به این سو کشیده شدند، خود را با دنیایی شگرف و جالب روبه‌رو دیدند و به این ترتیب تمدن مشرق‌زمین راهی نو پیش پای ملت‌های غرب گشود. از تماس و تلفیق دو تمدن شرق و غرب، مهاجرت‌ها، مسافرت‌ها، کشورگشایی‌ها، سفرنامه‌ها و خاطره‌نویسی‌ها رواج‌یافت.

تاریخ ترجمه در ایران در دوره‌ی قاجار به علت‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی به اوج خود می‌رسد و چون موضوع این نوشتار درباره ترجمه‌ی «ادبیات نمایشی» است، لذا سخن ما از دوره‌ی مشروطیت و پادشاهی قاجار آغاز خواهد شد.
مهم‌ترین عامل‌های ترویج زبان‌های اروپایی در ایران در این دوره، همکاری آموزگاران، مربیان، مهندسان و افسران فرانسوی و سپس دیگر کشورها، دایرشدن مدرسه‌های جدید آموزشی، تأسیس چاپ‌خانه، فرستادن محصل به اروپا، آموزش زبان‌های فرانسه و انگلیسی، ترجمه‌ی کتاب‌های گوناگون، تأسیس دارالفنون و ... هستند.

آشنایی گسترده‌ی ایرانیان با ادبیات و هنر فرانسه باعث نشد که از آثار دیگر نویسندگان غرب غافل بمانند. ویلیام شکسپیر از آن جمله است. ظاهرن نخستین تحصیل‌کرده‌ی ایرانی که از شکسپیر ذکری به میان آورده، میرزا صالح شیرازی است. وی جزو نخستین گروه محصلان ایرانی است که از طرف عباس میرزا ولیعهد فتح‌علی شاه قاجار به‌همراه چند نفر دیگر برای کسب علوم و فنون جدید راهی انگلستان شد. او قرار بود پس از بازگشت از فرنگ، مترجم دولت شود. ماحصل این سفر مطالعاتی، گذشته از علوم و فنونی که توسط این هیات فراگرفته شد، سفرنامه‌ای بود که توسط میرزا صالح شیرازی درباره‌ی خاطراتش از این سفر نوشته شده است که نسخه‌هایی از آن در اختیار افراد قرار می‌گیرد. سفرنامه‌ی میرزا صالح، اگرچه هرگز به‌چاپ نمی‌رسد، اما به‌سبب روابطی که وی با رجال و روشنفکران آن دوره دارد، بی‌شک مشاهداتش از عجایب و غرایب فرنگستان از جمله تماشاخانه، مفید واقع شده است.

ادامه مطلب: آغاز ترجمه‌ی ادبیات نمایشی در ایران
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نکات آموزشی/ مقالات آموزش عربی
نمایش از 12 مهر 1394 بازدید: 98
پرینت

تلفظ و نوشتن نام های بیگانه در زبان فارسی

نام های خارجی را، که مهم ترین آن ها نام مکان یا شخص است، می توانیم به سه گروه بخش کنیم:

گروه نخست نام هایی است که در گذشته با تلفظ هایی معیّن در زبان فارسی تداول پیدا کرده، وارد فرهنگ زبانی شده و دیگر صلاح نیست که به سلیقه ی یا حکم کسی تغییر کند. مثلن کشور یونان از وقتی که در زبان فارسی پس از اسلام ذکر آن رفته است، همیشه «یونان» بوده است و به سه فیلسوف بزرگ آن کشور هم می گفته ایم سقرات، افلاتون و ارستو. کار نداشته ایم که یونانی ها خودشان نام این فیلسوف ها را چه گونه تلفظ می کرده اند یا می کنند. در متن های ادبی، فلسفی و تاریخی کلاسیک فارسی گاهی به جای ارستو نوشته اند «ارسطاطالیس»، ولی این تلفظ تداول پیدا نکرده است. ضمنن چون این گونه نام ها از راه ترجمه ی متن های عربی وارد فارسی شده است، ما تا کنون همان املای عربی آن ها را حفظ کرده ایم، هر چند که برخی از واج های (phoneme) آن ها را مانند عرب ها ادا نمی کنیم. مثلن حرف «ط» در ارسطو در فارسی «ت» تلفظ می شود و اکنون باید این نام را به صورت «ارستو» بنویسیم.

گـروه دوّم، کـه غـالـبن نام هـای مکـان یا جـغرافـیایی اسـت، به دلیل های گوناگون در چند سده ی گذشته تغییر کرده است و دیگر نمی توانیم از آن مکان ها با نام های «عتیق» آن ها یاد کنیم. مثلن زمانی در ایران از دریای سرخ با نام «دریای قلزم» یاد می کردند. سپس آن را با نام «بحر احمر» شناختند، و حالا مدّتی است که به آن «دریای سرخ» می گویند، همان گونه که به «بحر اسود» هم «دریای سیاه» می گویند.

ادامه مطلب: تلفظ و نوشتن نام های بیگانه در زبان فارسی
 

صفحه1 از2

<< شروع < قبلی 1 2 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 240 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید