نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 55
پرینت

وراثت در منصب امامت ؛سوره بقره ،آیه 247

 [سوره بقره:آیه 247]

«وَ قَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکاً قَالُوا أَنَّى يَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَيْنَا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْکُمْ وَ زَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْکَهُ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ‌»

و پيامبرشان به آنها گفت: همانا خدا طالوت را به اميرى شما برگماشت. گفتند: از كجا او بر ما حكومت داشته باشد، حال آن كه ما براى اين امر شايسته‌تريم و او از مال دنيا چيزى ندارد؟ گفت: خدا وى را بر شما برگزيده و او را در دانش و جسم فزونى داده است، و خدا فرمانروایی خویش را به هر که خواهد می دهد که خدا وسعت بخش داناست.(بهرام پور)

1- أطيب البيان في تفسير القرآن

…..

قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ پيغمبرشان گفت كه او را خدا برگزيده است و كسى را كه خدا انتخاب كند البته شايسته و لايق است و خداوند حكيم شخص نالايق را اختيار نمى ‏فرمايد.

«وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ» اگر مال ندارد خداوند دو چيز باو عنايت فرموده كه بواسطه آن دو بر شما برترى دارد و لايق مقام پادشاهى و تدبير امور است يكى علم كه بواسطه آن سياست و مملكت دارى و تدبير امور كشورى و لشگرى را مي تواند بكند و ديگر بسطه در جسم يعنى قدرت و قوت و شجاعت كه لازمه پيشوايى و سلطنت است.

وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ و خدا پادشاهيش بهر كه بخواهد مي دهد اشاره به اينكه شما در مقابل امر و قضاء الهى بايد تسليم باشيد و از خود اظهار نظركنيد چنانچه در آيه ديگر مي فرمايد وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ «1» وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ و خداوند واسع است يعنى محيط بجميع عوالم و همه اشياء است و علم و قدرت و رحمتش بر همه چيز احاطه دارد چنانچه مي فرمايد.

ادامه مطلب: وراثت در منصب امامت ؛سوره بقره ،آیه 247
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 66
پرینت

وراثت در منصب امامت در قرآن؛ سوره فاطر، آیه 32

 [سوره فاطر:آیه 32]

«ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذٰلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِيرُ»

سپس اين كتاب را به كسانى از بندگان خود كه برگزيديم به ميراث داديم كه از آنها برخى بر خود ستمكارند و برخى ميانه‌رو، و گروهى به اذن خدا در نيكى‌ها پيشگامند. اين همان فضيلت بزرگ است(بهرام پور)

1-أطيب البيان في تفسير القرآن

ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ …..

الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا ممكن است مراد از عبادنا همين امت مرحومه باشند و اصطفاء آنها نسبت بامم سابقه باشد كه در ميان جميع امم خداوند اين امت را ترجيح داده چنانچه مي فرمايد كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ (آل عمران آيه 106) كه اين قرآن را ميانه امت گذارد و رفت و بدست آنها سپرد و ممكن است مراد ائمه (ع) باشند كه قرآن با ظواهر و بواطن و بطون قرآن و تأويلات آن در نزد آنها سپرده شده كه ميفرمايد هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ- الى قوله- وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ- الآيه (آل عمران آيه 5).

ادامه مطلب: وراثت در منصب امامت در قرآن؛ سوره فاطر، آیه 32
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 52
پرینت

منابع علمى امامان علیهم السلام

از مسائل مهمّى كه در مورد علم امامان معصوم(عليهم السلام) شايان دقت و توجه است مى توان از بحث منابع علمى امامان(عليهم السلام) نام برد، كه اين آگاهى وسيع آنها بر امور دين و دنيا از كجا پيدا مى شود؟

و با اين كه مسلم است وحى آسمانى بر آنان نازل نمى گردد و درهاى وحى بعد از وفات خاتم انبياء براى هميشه بسته شد، چگونه آنها از مسائل شريعت و مصالح اسلام و مسلمين و حقايق مربوط به گذشته و آينده در امر هدايت امت ـ ضرورى است ـ آگاه مى شوند؟

با توجّه به اشاراتى كه در آيات قرآن، و بيانات مشروح و گسترده اى كه در روايات اسلامى آمده به خوبى مى توان از منابع علم معصومين(عليهم السلام) آگاه شد.

منابع علم امامان عليهم السلام

1ـ آگاهى كامل از كتاب الله و قرآن مجيد

اولين سرچشمه علم امامان آگاهى بر جميع جوانب كتاب اللّه است، به گونه اى كه تفسير و تأويل، و ظاهر و باطن و محكم و متشابه آن را به خوبى مى دانند.

قرآن مجيد مى فرمايد: ( وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَروا لَسْتَ مُرْسَلا قُلْ كَفى بِاللهِ شَهيداً بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الكِتابِ): «آنها كه كافر شدند مى گويند: تو پيامبر نيستى! بگو: كافى است كه خداوند، و كسى كه علم كتاب (و آگاهى بر قرآن) نزد اوست، ميان من و شما گواه باشند»(سوره رعد، آيه 43). از اين آيه به خوبى روشن مى شود كه كسى وجود دارد، كه تمام علم كتاب نزد او است. ـ توجه داشته باشيد كه علم الكتاب به صورت مطلق آمده است، و تمام علوم مربوط به كتاب الهى را شامل مى شود ـ بر خلاف آن چه در آيه 40 سوره نمل آمده: ( قالَ الَّذى عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكِتابِ اَنَا آتيكَ بِه قَبْلَ اَنْ يَرْتَدَّ اِلَيْكَ طَرْفُكَ): «(امّا) كسى كه دانشى از كتاب (اسمانى) داشت گفت: "من پيش از آن كه چشم بر هم زنى، آن را نزد تو خواهم آورد!"».

ادامه مطلب: منابع علمى امامان علیهم السلام
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 85
پرینت

مختصات عمومى امامت شیعه

پژوهش در نظريه‏ هاى نظام سياسى شيعه نشان مى ‏دهد كه اين‏گونه نظريه‏ ها به لحاظ نظرى بر «انديشه امامت و ولايت» استوارند. اهتمام شيعيان در حفظ و توسعه اين مفهوم موجب شده است كه در طول تاريخ اسلام، مجموعه نسبتا منسجمى از استدلال‏هاى عقلى، نقلى و تاريخى در توجيه و تبيين مشروعيت نظام سياسى شيعه فراهم شود.

در اين مقاله و تحت سه عنوان «ادلّه»، «اصول» و «پايه ‏ها»ى نظام سياسى شيعه، كوشش مى ‏كنيم سيماى عمومى اين نظام را، كه در منابع اسلامى «امامت شيعى» ناميده شده است، بررسى كنيم:

الف. منبع تغذيه‏ كننده يا دلايل وجوب و وجود امامت شيعه

چنان‏كه بسيارى از پژوهشگران انديشه ‏هاى اسلامى تأكيد كرده‏اند، «امامت» تنها اصل اساسى است كه شيعيان (دوازده امامى) را از ديگر فرقه ‏هاى اسلامى متمايز مى ‏كند. به نظر محمد حسين آل كاشف الغطاء، امامت فرق جوهرى و اصلى است و ديگر تفاوت‏ها همانند اختلاف مذاهب مختلف اهل سنّت، امور فرعى، عرضى و اجتهادى هستند.(1)

ناصر بن عبداللّه الغفارى، پژوهشگر سنّى، نيز مى‏ نويسد: امامت نزد شيعه همان اصلى است كه احاديث شيعه بر محور آن مى‏چرخد و عقايدشان به آن اصل بازمى‏گردد. اين اصل اثر آشكارى در فقه و اصول و تفسيرها و ديگر علوم شيعه دارد. به همين لحاظ، شيعيان، اعم از قديم و جديد، و در گذشته و حال، اهتمام خاصى به مسئله امامت دارند.(2)

شيعيان بر خلاف اهل سنّت، به مسئله امامت چونان ركن اساسى دين و جزئى از اصول مذهب مى‏نگرند. به اعتقاد شيعه، امامت منصبى الهى است كه خداوند با توجه به علم خود درباره شرايط و نيازهاى بندگان و همانند پيامبر تعيين مى ‏كند و ضمن آنكه پيامبر را موظّف به راهنمايى امّت به سوى امام نموده، مردمان را نيز مكلّف به پيروى از او مى‏ كند.(3)

ادامه مطلب: مختصات عمومى امامت شیعه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 102
پرینت

علم غیب پیامبر و ائمه(علیهم السلام)

رابطه علم غیب با زندگى و رفتار اهل بيت(علیهم السلام)

 

روايات بسيارى از طرق ائمه اهل بيت (علیه السلام) رسيده كه خداى سبحان پيامبر اسلام و ائمه را تعليم داده، و هر چيزى را به ايشان آموخته. و در بعضى از همان روايات اين معنا تفسير شده به اينكه علم رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از طريق وحى، و علم ائمه(علیهم السلام) از طريق رسول خدا بوده است.

 

از سوى ديگر به اين روايات اشكال شده كه: تا آنجا كه تاريخ نشان می دهد سيره اهل بيت چنين بوده كه در طول زندگى خود مانند ساير مردم زندگى می كرده اند و به سوى هر مقصدى می رفتند از راه معمولى و با توسل به اسباب ظاهرى می رفتند، و عينا مانند ساير مردم گاهى به هدف خود می رسيدند، و گاهى نمی رسيدند، و اگر اين حضرات علم به غيب می داشتند، بايد در هر مسيرى به مقصد خود برسند، چون شخص عاقل وقتى براى رسيدن به هدف خود، دو راه پيش روى خود می بيند، يكى قطعى و يكى راه خطا، هرگز آن راهى را كه می داند خطا است طى نمی كند، بلكه آن راه ديگر را می رود كه يقين دارد به هدفش می رساند. در حالى كه می بينيم آن حضرات چنين نبودند، و در زندگى راههايى را طی  می كردند كه به مصائبى منتهى می گشت، و اگر علم به غيب می داشتند بايد بگوييم عالماً و عامداً خود را به مهلكه می افكندند.

ادامه مطلب: علم غیب پیامبر و ائمه(علیهم السلام)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 55
پرینت

ضرروت امامت در قرآن؛سوره قدر،آیه 4

 [سوره قدر:آیه 4]

«تَنَزَّلُ الْمَلاَئِکَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ»

در آن شب فرشتگان و روح به اذن پروردگارشان از براى هر كارى فرو مى‌آيند(بهرام پور)

1-البرهان في تفسير القرآن

11784 [23]- محمد بن العباس: عن أحمد بن القاسم، عن أحمد بن محمد، عن محمد بن خالد، عن صفوان، عن ابن مسكان، عن أبي بصير، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، في قوله عز و جل: خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ، قال: «من ملك بني أمية، قال: و قوله تعالى: تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ أي من عند ربهم على محمد و آل محمد بكل أمر سلام».

__________________________________________________

23- تأويل الآيات 2: 820/ 8.

11785/ [24]- و عنه: عن أحمد بن هوذة، عن إبراهيم بن إسحاق، عن عبد الله بن حماد، عن أبي يحيى الصنعاني، عن أبي عبد الله (عليه السلام)، قال: سمعته يقول: «قال لي أبي محمد: قرأ علي بن أبي طالب (عليه السلام) إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ و عنده الحسن و الحسين (عليهما السلام) فقال له الحسين (عليه السلام): يا أبتاه، كان بها من فيك حلاوة. فقال له: يا بن رسول الله و ابني، أعلم أني أعلم فيها ما لا تعلم، إنها لما أنزلت بعث إلي جدك رسول الله (صلى الله عليه و آله) فقرأها علي، ثم ضرب على كتفي الأيمن، و قال: يا أخي و وصيي و وليي على أمتي بعدي، و حرب أعدائي إلى يوم يبعثون، هذه السورة لك من بعدي، و لولديك «1» من بعدك، إن جبرئيل أخي من الملائكة حدث «2» لي أحداث أمتي في سنتها، و إنه ليحدث ذلك إليك كأحداث النبوة، و لها نور ساطع في قلبك و قلوب أوصيائك إلى مطلع فجر القائم».

11786/ [25]- محمد بن يعقوب: عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن ابن أذينة، عن أبي عبد الله (عليه السلام)- في صلاة النبي (صلى الله عليه و آله) في السماء، في حديث الاسراء- قال (عليه السلام): «ثم أوحى الله عز و جل إليه: اقرأ يا محمد نسبة ربك تبارك و تعالى [قُلْ هُوَ] اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ «3» و هذا في الركعة الأولى، ثم أوحى الله عز و جل إليه: اقرأ بالحمد لله، فقرأها مثل ما قرأ أولا، ثم أوحى [الله عز و جل‏] إليه: اقرأ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فإنها نسبتك و نسبة أهل بيتك إلى يوم القيامة».

ادامه مطلب: ضرروت امامت در قرآن؛سوره قدر،آیه 4
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 53
پرینت

شرایط امامت در قرآن؛سوره بقره،آیه 256

 [ سوره بقره: آیه 256 ]

«لاَ إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لاَ انْفِصَامَ لَهَا وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ‌»

در دين اجبارى نيست چرا كه راه از بيراهه آشكار شده است. پس هر كه به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد، يقينا به محكم‌ ترين دستاويز دست آويخته است كه هرگز نخواهد گسست، و خداوند شنواى داناست(بهرام پور)

1-ترجمه اسباب نزول

لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ ... (آيه 256). محمد بن احمد بن جعفر مزكى با اسناد از سعيد و او از ابن عباس روايت مى ‏كند كه زنان انصار هرگاه بچه ‏شان نمى ‏ماند نذر مى ‏كردند كه اگر بچه زنده ماند به يهود بسپارندش. موقعى كه بنى نضير از مدينه رانده شدند از اين بچه‏ ها نزد آنان بود. انصار گفتند: يا رسول اللّه (ص) اولاد ما چه مى ‏شود؟ و آيه فوق نازل شد. سعيد بن جبير گويد: يعنى هر كس خواهد يهودى بماند و هر كس خواهد مسلمان شود.

مجاهد گويد: آيه بالا درباره مردى از انصار نازل شد كه غلام سياهى را به نام صبيح داشت و مى‏ خواست وى را بالاجبار مسلمان سازد.

سدّى گويد يكى از انصار به نام ابو الحصين دو پسر داشت. زمانى تجار شام به مدينه روغن آوردند و موقع بازگشت دو پسر مذكور نزد ايشان رفته تحت تأثير تبليغ تجار شام مسيحى شدند و همراه ايشان راهى شام گرديدند. ابو الحصين پيغمبر (ص) را از ماجرا با خبر نمود و گفت: به دنبالشان مى ‏روم. آيه مزبور نازل شد و پيغمبر (ص) فرمود: خدا آن دو را از ما دور كرد (يا دور كند) كه اولين كافر شدگان‏ اند و اين پيش از نزول آيه قتال بود و با آمدن سوره برائه و دستور نبرد با اهل كتاب، آيه مورد بحث نسخ گرديد.

ادامه مطلب: شرایط امامت در قرآن؛سوره بقره،آیه 256
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 51
پرینت

دوستی امامت با ذوی القربی؛ سوره فرقان، آیه 57

 [فرقان، آیه 57]

«قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلا»

بگو: من بر اين رسالت اجرى از شما طلب نمى‌ كنم مگر كسى كه بخواهد راهى به سوى پروردگار خود در پيش گيرد [كه همين مزد من است‌](بهرام پور)

1- أطيب البيان في تفسير القرآن

 [سوره الفرقان (25): آيه 57]

قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبِيلاً (57)

بفرما سؤال نمى ‏كنم از شما از براى رسالت من هيچگونه اجرى مگر كسى كه بخواهد اتخاذ كند و بگيرد بسوى پروردگار راهى و سبيلى.

(قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ) اين مقاله تمام انبياء و رسل بوده به امت خود كه تصور نشود كه پيغمبران طمع به مال آنها دارند و نظرشان به استفاده ماديست و در بسيارى از آيات دارد در مقاله نوح (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ) يونس آيه 72، هود آيه 41 و در مقاله هود (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي) هود آيه 53 و نيز در حق نوح مي فرمايد:

(إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى‏ رَبِّ الْعالَمِينَ) شعراء آيه 109 و همچنين در حق لوط و شعيب به همين عبارت آيه 164 و آيه 180 و در سوره سبأ آيه 47 در حق حضرت رسالت (إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ).

(اشكالان اول: اين آيات مخالفت دارد با آيه شريفه (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏) شورى آيه 22.                      

جواب اولا: مراد از عدم سؤال اجر مال و منافع ماديست و اما امور دينى بخصوص امرى كه ايمان منوط باو است مانعى ندارد مثل اينكه بفرمايد: من توقع مالى از شما ندارم جز اينكه ايمان بياوريد.

ادامه مطلب: دوستی امامت با ذوی القربی؛ سوره فرقان، آیه 57
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 50
پرینت

خاتميت و مرجعيت علمى امامان معصوم(علیهم السلام)

چكيده

اخيرا بعضي افراد در باب سازگاري خاتميت و مرجعيت علمي امامان معصوم شبهاتي را مطرح نموده‌اند؛ آنان برآنند كه اعتقاد به علم لدني وعصمت امامان و حجتيت سخنان آنان با خاتميت پيامبر گرامي اسلام و انقطاع وحي ناسازگاري دارد.

اين مقال بر آن است تا پاسخ مستدل به اين شبهه و برخي از شبهات ديگر بدهد . در ابتدا به سرچشمه علوم امامان معصوم اشاره مي‌شود كه عبارتند از:

1. نقل از رسول خدا…

2. نقل از كتاب علي(علیه السلام)

3.استنباط از كتاب و سنت

4. الهام‌هاي الاهي.

سپس مطرح شده است كه قرآن و روايات بر اين نكته تاكيد دارند كه ممكن است افرادي از علم لدني عصمت برخوردار باشند و سخنان آنان بر ديگران حجت داشته باشد ولي نبي نباشند بنابراين هيچ ناسازگاري بين خاتميت و مرجعيت علمي وسياسي ائمه وجود ندارد.

همچنين در ادامه به نقش امامان در حفظ و پاسداري از شريعت اسلام اشاره شده.

در پايان وظيفه و جايگاه عقل در فهم متون ديني پس از رحلت پيامبر مورد بررسي‌ قرارگرفته است. در ضمن در اين مقاله به تناقض‌گويي‌هاي جناب آقاي دكتر سروش در اين باب اشاره شده‌است.

اخيراً جناب دكتر عبدالكريم سروش، در فرانسه در بارة مسائل مربوط به تشيع سخنرانى كرده‌است. در اين ميان دانشمند محترم حجت الإسلام آقاى بهمن‌پور نقدى بر آن سخنرانى نگاشته است؛ ولى گويا پاسخ وى در نظر آقاي سروش مقبول نيفتاده و پاسخى مفصل در سايت شخصى‏اش داده و آنچه فعلاً در اختيار اينجانب است, پاسخ او است.

ادامه مطلب: خاتميت و مرجعيت علمى امامان معصوم(علیهم السلام)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 56
پرینت

حکم امامت فاسقان در قرآن ؛ آل عمران، آیه 26

 [آل عمران،آیه 26]

«قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ ۖ بِيَدِكَ الْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

بگو: بار الها! [اى‌] صاحب فرمانروايى! به هر كه خواهى حكومت مى‌دهى و از هر كه خواهى باز مى‌ستانى، و هر كه را خواهى عزّت مى‌بخشى و هر كه را خواهى خوار مى‌كنى، [سر رشته‌] همه خيرات به دست توست و تو بر هر كارى توانايى(بهرام پور)

1-آلاء الرحمن فى تفسير القرآن

22ذلِكَ‏ أي توليهم و عنادهم لما يعرفونه من الحق اغترارا منهم‏ بِأَنَّهُمْ قالُوا أي بسبب انهم زعموا في اعتقادهم الفاسد بأن عذابهم على مخالفة الحق هين قصيرة مدته لا ينبغي أن يصدهم عن المحافظة على جامعة أهوائهم و عصبيتهم القومية لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ و لا نعذب بها إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ‏ قليلة وَ غَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ‏ الذي يجب أن يدينوا به فخالفوه الى أهواء العصبية و ضلالها ما كانُوا يَفْتَرُونَ‏ بقولهم لن تمسنا النار إلا أياما معدودات فكفروا بدين الحق و رسول اللّه و كتابه و ضلوا و أضلوا 23 فَكَيْفَ‏ حالهم‏ إِذا جَمَعْناهُمْ‏ في الحشر بعد موتهم‏ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ‏ و هو يوم القيامة وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ‏ أي جوزيت بجزائه وافيا أي تاما وَ هُمْ‏ أي اهل المحشر لا يُظْلَمُونَ‏ بنقص الثواب او بالعقاب. يا رسول اللّه لا تأس من تمرد

ادامه مطلب: حکم امامت فاسقان در قرآن ؛ آل عمران، آیه 26
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 57
پرینت

تفاوت امامت با رسالت در قرآن ؛ سوره اعراف، آیه 142

 [ سوره اعراف؛آیه 142]

«وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ»

و با موسى سى شب وعده كرديم و آن را به ده شب ديگر كامل نموديم پس ميقات پروردگارش در چهل شب به سر آمد. و موسى به برادرش هارون گفت: ميان قوم من نايب من باش و به اصلاح [كارشان‌] پرداز و طريق مفسدان را پيروى مكن(بهرام پور)

1-أطيب البيان في تفسير القرآن

 [سوره الأعراف (7): آيه 142]

وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ (142)

و وعده گرفتيم ما موسى را سى شب و تمام كرديم بده شب پس موسى تمام نمود ميقات پروردگار خود را چهل شب و فرمود موسى از براى برادرش هارون كه جانشين من باش در قوم من و اصلاح كن و متابعت نكن راه اهل فساد را، وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِينَ لَيْلَةً مواعده بين الاثنين يعنى يكى ديگرى را دعوت ميكند و طرف هم قبول ميكند مى‏گويى من با فلانى مواعده كرده‏ايم يعنى يكى ديگرى را دعوت كرده و ديگرى اجابت نموده خداوند دعوت فرمود و موسى اجابت نمود اشكال- چرا از ابتداء نفرمود اربعين ليلة چنانچه در سوره بقره فرمود وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً آيه 48.

جواب- دو دعوت بود ابتداء سى شب پس از آن ده شب اضافه شد كه فرمود وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ كه اين اضافه يا براى نزول الواح تورات بوده يا براى امتحان بنى اسرائيل كه در اين مدت ده شب دستگاه گوساله ‏پرستى و سامرى اتفاق افتاد چنانچه بيايد.

سؤال- چرا نفرمود اربعين يوما و فرمود فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً     

ادامه مطلب: تفاوت امامت با رسالت در قرآن ؛ سوره اعراف، آیه 142
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 56
پرینت

مرجعیت علمی امامان در قرآن؛ سوره نحل، آیه 43

[سوره نحل:آیه 43]

«وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ‌».
و پيش از تو نفرستاديم جز مردانى را كه به ايشان وحى مى‌ كرديم، پس اگر نمى‌ دانيد از اهل ذكر (و آگاهان) بپرسيد.(بهرام پور)

 1- ترجمه اسباب النزول

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ ... (آيه 43). اين آيه در جواب مشركان مكه است كه نبوت محمد را منكر شده گفتند خدا بزرگتر از آن است كه فرستاده ‏اش بشر باشد؛ چرا فرشته ‏اى نفرستاد؟

 2- اطيب البيان في تفسير القرآن

…. وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ‏ ما نافيه و خطاب بحضرت رسالت است كه ما نفرستاديم پيش از تو رسولى الا رجالا مثل آدم و نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و ساير مرسلين را نُوحِي إِلَيْهِمْ‏ و طريق وحى را در قرآن مجيد معين فرموده:
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ شورى آيه 50.
نظر به اينكه كفار و مشركين انكار مي كردند رسالت حضرت را به اينكه تو هم يك بشرى مثل ما هستى خدا اگر پيغمبر مي فرستاد چرا از ملائكه نفرستاده و غافل از اينكه تماس ملك با بشر ممكن نيست مگر به لباس بشريت در آيد كه مي فرمايد:
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ‏ انعام آيه 9 و على الفرض اگر بصورت بشر بيايد همين اشكال را مى ‏كنند كه انت بشر مثلنا بلكه شديدتر چون حسب و نسب او را نمي دانند و اگر بصورت ديگرى در آيد از كجا ملك باشد شايد شيطان باشد و اگر بگويند سابقه نداشته‏ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ سؤال كنيد كسانى را كه خبر بدهند شما را از انبياء سلف و در مراد از اهل ذكر بعضى گفتند علماء يهود بعضى گفتند علماء تاريخ در اخبار شيعه تفسير بائمه شده، مكرر گفته ‏ايم كه اين اخبار بيان مصداق اتم مى ‏كند منافات با عموم آيه ندارد و مراد اهل اطلاع است هر كه باشد إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‏ حكم عقليست و ارشاد بحكم عقل است كه رجوع جاهل به عالم باشد.

ادامه مطلب: مرجعیت علمی امامان در قرآن؛ سوره نحل، آیه 43
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 55
پرینت

گواهی امامان در قرآن؛ سوره توبه، آیه 105

گواهی امامان در قرآن بر مبنای تفاسیر

[سوره توبه:آیه 105]
«قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ‌.»
و بگو: [هر كارى مى‌خواهيد] بكنيد كه به زودى خدا و رسول او و مؤمنان كردار شما را خواهند ديد، و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانده مى‌شويد، پس شما را به آنچه انجام مى‌داديد آگاه خواهد كرد.(بهرام پور)

 

1-اطيب البيان في تفسير القرآن

[مسئلة علمية اعتقادية] و آن اينست كه علم الهى ذاتيست عين ذات است و غير متناهيست و ازلا و ابدا آنچه واقع شده يا واقع مي شود معلوم عند اللَّه است چيزى بر علم او افزوده نمي شود و از علم او محو نمي گردد و هيچگونه احتياج بنامه عمل يا اقامه شهود ندارد لكن دستگاه سلطنتى او براى تنبه بندگان كتبه اعمال و نامه عمل و اقامه شهود از ملائكه و اعضاء و جوارح و انبياء و ائمه و ازمنه و امكنه و قرآن مقرر فرموده، و اما حضرت رسالت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمه اطهار و صديقه طاهره صلوات اللَّه عليهم اجمعين اين چهارده نور پاك در همان عالم نورانيت كه انوار مقدسه آنها را خلق فرمود افاضه جميع كمالات و علم ما كان و ما يكون قبل از خلقت عالم و آدم به آنها فرمود.
و شواهد اين دعوى از آيات شريفه و اخبار متواتره بتواتر اجمالى داريم و در خلال آيات شريفه تذكر داده‏ايم و احتياج بتكرار نيست.
و اين آيه شريفه بر طبق جريان قانون سلطنت كه ملائكه كتبه كليه اعمال بنده‏ گان را از حسنات و سيئات مي نويسند و مي برند در پيشگاه احديت و روزهاى دوشنبه و پنجشنبه عرضه مي دارند بر پيغمبر و ائمه اطهار حيّا و ميّتا و فرداى قيامت بدست صاحبش مي دهند و شهود شهادت مي دهند و ميزان مي كنند و حساب مي نمايند تماما روى جريان قانون سلطنتست و الّا همان علم الهى كافيست و احدى را نمي رسد كه بگويد العياذ خدا نمي داند يا اشتباه كرده يا ظلم مي كند پس از اين بيان مفاد آيه واضح مي شود و احتياج بتمحلات مفسرين نداريم.
وَ قُلِ اعْمَلُوا معنى امر نيست يعنى هر چه مي خواهيد از عبادت و معصيت بكنيد بجزاى آن مي رسيد فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ‏ كه كتبه رقيب و عتيد مي نويسند ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ق آيه 17 و ميبرند در پيشگاه احديت‏

ادامه مطلب: گواهی امامان در قرآن؛ سوره توبه، آیه 105
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: امامت
نمایش از 08 آبان 1394 بازدید: 49
پرینت

علم امامان در قرآن؛ سوره رعد، آیه 43

[سوره رعد:آیه 43]

«وَ يَقُولُ الَّذِينَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ‌ »

و كسانى كه كافر شدند مى‌ گويند: تو پيامبر نيستى. بگو: شهادت خدا و آن كسى كه علم كتاب نزد اوست ميان من و شما كافى است(بهرام پور)

  1-اطيب البيان في تفسير القرآن

.....
جمله ثالثه- وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ اخبار قريب بتواتر داريم كه مراد امير المؤمنين عليه السّلام است و در بعض آنها و ائمه طاهرين هستند، و مى‏ گوييم اگر مراد از كتاب قرآن مجيد باشد عالم بظاهر و باطن بلكه هفتاد بطن و عالم بتأويلات قرآن منحصر باين خاندان است چنانچه مي فرمايد وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏ آل عمران آيه 7، و اگر مراد لوح محفوظ است اينها عالم بآن هستند و لكن نظر به اينكه در بسيارى از اخبار مذكوره قضيّه وصىّ حضرت سليمان عليه السّلام كه تخت بلقيس را طرفة العين حاضر كرد خدا مي فرمايد قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ‏ نمل آيه 40 ذكر فرموده و تقابل انداخته با اين جمله‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ مناسب با قرآن و لوح محفوظ نيست بلكه ممكن است بگوئيم اسم اعظم الهى است كه من عنده علم من الكتاب يك جزء از اسم اعظم را مي دانست و امير المؤمنين و ائمه طاهرين عليهم السّلام تمام آن را مي دانستند مگر آنچه خدا براى خود نگاه داشته كه در اخبار دارد نسبت من الكتاب با علم الكتاب مثل قطره است نسبت بدرياى اخضر.

 2-البرهان فى تفسير القرآن

ادامه مطلب: علم امامان در قرآن؛ سوره رعد، آیه 43
 

صفحه1 از4

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 691 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید