نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 09 آبان 1394 بازدید: 78
پرینت

نبوت

نُبُوَّة، از مادّه نبأ به معنى خبر آوردن . و در اصطلاح شرع ، خبر آوردن از جانب خداوند بدون واسطه بشرى ، به قولى از ماده «نَبوة» به تخفیف واو ، و «نباوة» به معنى محلّ مرتفع زمین است ، و به جهت رفعت معنوى انبیا بر دیگر افراد بشر ، سمت آنها را نبوّت خوانند. (مجمع البحرین).

با وجود عقل و دانش بشری، دیگر چه لزومی به رسالت پیامبران است؟

هر انسان آزاده ای در گام اول این سوال در پیش روی او قرار می گیرد. جواب به این سوال می تواند مسیر زندگی فرد را بکلی تغییر دهد.

آیا برای سعادت و خوشبختی حتما یک راه است و آنهم از طریق پیامبران؟

پاسخهای بیشماری به این گونه سوالات داده شده است و در مقابل این جوابها انسانهای گوناگونی با سرنوشتهایی کاملا متفاوت در برگ تاریخ به چشم می خورند.

آدمی به گونه ای آفریده شده است که به تنهایی نمی تواند زندگی کند چرا که او نیازمندیهایی دارد که باید با همیاری و مشارکت دیگران آنها را برآورده سازد: یکی خیاطی کند، یکی مهندسی و دیگری دردهای مردم را درمان نماید. یکی نان آورد و دیگری نان آوری را بیاموزد. یکی معمار شود و دیگری احساسات و عقل را در قالب هنر به یادگار بگذارد. به همین علت از قدیم گفته اند که انسانها موجودات اجتماعی می باشند. بدیهی است با پدید آمدن زندگی اجتماعی، مسئولیتها نیز موجودیت می یابد. اما حدود این مسئولیتها چیست؟ مرزبندی و دخالت مسئولیتها با قانون مشخص می شود.

ادامه مطلب: در باره نبوت
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 09 آبان 1394 بازدید: 99
پرینت

معنای ختم نبوت!

 

 مقصود از خاتمیت این است که پس از رسول گرامی، دیگر پیامبری نخواهد آمد و باب وحی تشریعی به روی بشر بسته شده است و همچنین بر هیچ انسانی، وحیی که حامل تشریع حکمی و تعیین تکلیفی و تحلیل حرامی یا تحریم حلالی باشد, فرود نخواهد آمد...

 هرکس مدعی آن باشد که از جانب خدا در مورد احکام الاهی به او وحی شده, و احکام جدید و بی‏سابقه‏ای را که در شریعت پیامبر اسلام نبوده است، بر او نازل شده‌است ، چنین فردی مشتبه یا مغرض, و از نظر مسلمانان منکر اصل ضرور دینی است. از طرف دیگر, قرآن مجید از اکمال دین در قرآن خبر داده است؛ آن جا که می‏فرماید:

الیَوْم أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینکُمْ وَأَتْمَمتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَرَضیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِیناً.(مائده(5):3).

امروز دین شما را کامل, و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را در جایگاه آیین جاودان پذیرا شدم.

کمال دین در این است که کلیه مسائل مربوط به آن اعم از اصول و فروع بر پیامبر گرامی نازل شده و او نیز به گونه‏ای در اختیار امت قرار داده است.

تعلیمات پیامبران، بصورت تدریجی و با توجه به استعداد جوامع بشری در هر دوره نازل شده است. هرچند قرآن در برخی موارد اختلاف شرایع را می ‌پذیرد؛

ادامه مطلب: معنای ختم نبوت!
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 09 آبان 1394 بازدید: 62
پرینت

خشت آخر خانه نبوت

 

نقد شبهه ای به خاتمیت

از همان روز اولی که بشر پای بر این کره خاکی نهاد، خداوند دروازه های هدایت را به روی او گشود و پیامبران را یکی پس از دیگری فرستاد تا دستور العمل زندگی را به دست او برساند.

پیشرفت تدریجی انسان سبب شد تا خداوند دین خود را به تدریج تکمیل کند و مطابق با فهم بشر آیین یگانه خود را در قالبهای متفاوت ارائه نماید. تا آنکه بشر آمادگی پذیرش آیین کامل شده را پیدا کرد و خداوند آخرین پیامبر خود را به مردم عرضه نمود.

خداوند اسلام را که کامل ترین آیین الهی است به همراه کتابی تحریف ناپذیر و به وسیله پیامبری که گل سر سبد آفرینش است، به دست مردم رسانید تا آخرین دین و آخرین کتاب به وسیله آخرین پیامبر به مردم عرضه شده باشد. همه مسلمانان بر این عقیده اتفاق نظر دارند و تا به حال هیچ مسلمانی منکر این عقیده نبوده است. آیات قرآن و روایات قطعی نیز «اصل خاتمیت پیامبر اسلام» را اثبات می کند. قرآن در این باره می فرماید:

... وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّین‏. (سوره احزاب، آیه 40) محمّد(صلّى اللَّه علیه و آله) رسول خدا و خاتم پیامبران است.

اما برخی از فِرَق ضالّه همچون بهائیان برای توجیه افکار انحرافی خویش ترجمه ای دیگر از این آیه ارائه داده اند و برای «خاتم النبیین» مفهوم دیگری دست و پا کرده اند تا بتوانند پیامبری دروغین و نوین را به مردم عرضه کنند.

ادامه مطلب: خشت آخر خانه نبوت
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 09 آبان 1394 بازدید: 54
پرینت

تفاوت نبوت و امامت در چیست؟

 

تفاوت  نبوت و امامت

در نظر برخی مانند فخر رازی و شیخ محمد عبده مقام امامت همان مقام نبوت بوده و فرقی بین آن دو نیست. در مقابل عده كثیری معتقد به تفاوت میان آن دو بوده و بر اساس آیه 124 سوره بقره: «انی جاعلك للناس اماما» به برتر بودن مقام امامت از مقام نبوت حكم كرده‏اند. از آن جمله: علامه طباطبایی، شیخ طوسی، طبرسی و دیگران. زیرا از نظر اینها به لحاظ تاریخی، مقام امامت آن وقت به حضرت ابراهیم اعطا گردید كه ایشان در آن زمان مقام نبوت را داشتند.

این مطلب به ویژه با توجه به لحن آیه كه امامت را مبتنی بر امتحانات و آزمایشات سخت در دوران نبوت حضرت ابراهیم مبتنی كرده است به خوبی فهمیده می‏شود. آیه در مقام اعطای نشان و درجه عالی‏تری است كه با درجات پیشین تفاوت ماهوی و حقیقی را داراست. و اگر جز این باشد لغویت در حكم  تازه، لازم می‏آید. بنابراین مقام امامت مقامی است كه در رتبه بالاتری از مقام نبوت قرار گرفته است.

حالا تفاوت میان این دو و اینكه آن رتبه بالاتر چیست؟ نظریات ذیل را در میان علماء می‏توان مشاهده كرد:

1ـ بعضی گفته ‏اند: تنها فرق امام با نبی در این است كه به نبی وحی می‏شود اما بر امام وحی صورت نمی‏گیرد. به نظر می‏رسد این فرق درست نباشد زیرا علی‏ القاعده بایستی درجه بالاتر، ویژگیهای درجه پایین‏تر را در خود حفظ كند نه اینكه تنزل بكند.

ادامه مطلب: تفاوت نبوت و امامت در چیست؟
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 09 آبان 1394 بازدید: 48
پرینت

 پيامبران اولوالعزم و عموميّت نبوّت

 

ـ پيامبران اولوالعزم

قرآن كريم برخي از پيامبران را اولوالعزم ناميده است ولي نام آن‎ها را نبرده است، چنان كه خطاب به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‎فرمايد: «فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوالْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ».[1]

بسان پيامبران اولوالعزم صابر باش.

واژه «عزم» در لغت به معناي اراده و تصميم قطعي، و «اُولُوا» به معناي صاحبان است بنابراين، «اولوالعزم» يعني افراد صاحب اراده و تصميم قطعي كه هرگز از عمل و كوشش دست نمي‎كشند.

اما درباره اين كه مقصود از اولوالعزم در آيه ياد شده چيست، و اين كه آنان چه كساني هستند، نظريات مختلف وجود دارد. ما در اين جا به نقل نظريه‎اي كه در احاديث موثق از ائمه ـ عليهم السلام ـ نقل شده است، بسنده مي‎كنيم، و آن اين كه: «مراد از پيامبران اولوالعزم، پيامبران صاحب شريعت مي‎باشد، و آنان عبارتند از: حضرت نوح، ابراهيم، موسي، عيسي ـ عليهم السلام ـ و حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ».[2]

ـ عموميت نبوت

مقتضاي دلايل عقلي لزوم بعثت پيامبران، عموميّت آن است، يعني هر جا انسان‎هايي بوده‎اند كه شايستگي دريافت هدايت‎هاي معنوي پيامبران را داشته‎اند، قطعاً خداوند براي آنان پيامبري نيز برانگيخته است. اين مطلب از آيات قرآن و روايات اسلامي نيز به دست مي‎آيد. قرآن كريم مي‎فرمايد: «وَ إِنْ مِنْ أُمَّهٍ إِلاَّ خَلا فِيها نَذِيرٌ».[3]

ادامه مطلب: پيامبران اولوالعزم و عموميّت نبوّت
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 07 آبان 1394 بازدید: 48
پرینت

عصمت معصومین در تفسیر «المیزان»

در ميان انسانها افرادى هستند كه خداوند در خلقت ايشان امتيازى قائل شده، و ايشان را با فطرتى مستقيم و خلقتى معتدل ايجاد كرده، و اين عده از همان ابتداى امر با اذهانى وقاد و ادراكاتى صحيح و نفوسى طاهر و دلهايى سالم نشو و نما نموده اند، و با همان صفاى‏ فطرت و سلامت نفس، و بدون اينكه عمل و مجاهدتى انجام داده باشند به نعمت اخلاص رسيده اند، در حالى كه ديگران با جد و جهد مى ‏بايستى در مقام تحصيلش برآيند، آن هم هر چه مجاهدت كنند به آن مرتبه از اخلاص كه آن عده رسيده اند نمى ‏رسند.

آرى، اخلاص ايشان بسيار عالى‏ تر و رتبه آن بلندتر از آن اخلاصى است كه با اكتساب بدست آيد، چون آنها دلهايى پاك از لوث موانع و مزاحمات داشته اند. و ظاهرا در عرف قرآن مقصود از كلمه" مخلصين"- به فتح لام- هر جا كه آمده باشد هم ايشان باشند.
و اين عده همان انبياء و امامان معصوم(علیهم السلام) هستند، و قرآن كريم هم تصريح دارد بر اينكه خداوند ايشان را" اجتباء" نموده، يعنى جهت خود جمع‏آورى و براى حضرت خود خالص ساخته، هم چنان كه فرموده:" وَ اجْتَبَيْناهُمْ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ" 1 و نيز فرموده:" هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ" 2.
و به ايشان از علم، آن مرحله اى را داده كه ملكه عاصمه است، و ايشان را از ارتكاب گناهان و جرائم حفظ مى‏كند، و ديگر با داشتن آن ملكه صدور گناه حتى گناه صغيره از ايشان محال مى‏شود. و فرق" عصمت" و" ملكه عدالت" همين است، با اينكه هر دوى آنها از صدور و ارتكاب گناه مانع مى‏شوند، از اين جهت با هم فرق دارند كه با ملكه عصمت صدور معصيت ممتنع هم مى‏شود، ولى با ملكه عدالت ممتنع نمى ‏شود.
در صفحات گذشته هم گفتيم كه اين عده از پروردگار خود چيزهايى اطلاع دارند كه ديگران ندارند، و خداوند هم اين معنا را تصديق نموده و فرموده:" سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ" 3.

ادامه مطلب: عصمت معصومین در تفسیر «المیزان»
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 07 آبان 1394 بازدید: 51
پرینت

معناى عصمت‏ در تفسیر «المیزان»

«وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً» (113نساء - )؛
از ظاهر اين آيه بر مى ‏آيد، آن چيزى كه عصمت به وسيله آن تحقق مى‏ يابد و شخص معصوم به وسيله آن معصوم مى ‏شود نوعى از علم است. علمى است كه نمى‏ گذارد صاحبش مرتكب معصيت و خطا گردد. و به عبارتى ديگر علمى است كه مانع از ضلالت مى ‏شود.

هم چنان كه (در جاى خود مسلم شده) كه ساير اخلاق پسنديده از قبيل شجاعت و عفت و سخاء نيز هر كدامش صورتى است علمى كه در نفس صاحبش راسخ شده و باعث مى‏شود آثار آن بروز كند. و مانع مى‏شود از اينكه صاحبش متصف به ضد آن صفات گردد. مثلا آثار جبن و تهور و خمود و شره و بخل و تبذير از او بروز كند.
در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه اگر علم نافع و حكمت بالغه باعث مى‏شود كه صاحبش از وقوع در مهلكه‏ ها و رذايل، مصون و از آلوده شدن به پليدي هاى معاصى محفوظ باشد، بايد همه علما اين چنين معصوم باشند و حال آنكه اينطور نيستند.
در پاسخ مى‏ گوئيم: بله، علم نافع و حكمت بالغه چنين اثرى دارد، هم چنان كه در بين رجال علم و حكمت و فضلاى از اهل تقوا و دين مشاهده مى‏كنيم. و ليكن اين سببيت مانند ساير اسبابى كه موجود در اين عالم مادى و طبيعى دست در كارند سبب غالبى است نه دائمى. به شهادت اينكه هيچ دارنده كمالى را نمى‏بينى كه كمال او بطور دائم او را از نواقص حفظ كند.
و هيچگاه تخلف نكند. بلكه هر قدر هم آن كمال قوى باشد جلوگيرى‏اش از نقص غالبى است نه دائمى و اين خود سنتى است جارى در همه اسبابى كه مى‏بينيم دست در كارند. و علت اين دائمى نبودن اثر اين است كه قواى شعورى مختلفى كه در انسان هست، بعضى باعث مى‏شوند آدمى از حكم بعضى ديگر غفلت كند، و يا حد اقل توجهش به آن ضعيف گردد.

ادامه مطلب: معناى عصمت‏ در تفسیر «المیزان»
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 07 آبان 1394 بازدید: 50
پرینت

سخنی پیرامون عصیان آدم(علیه السلام)

مگر پيامبر هم گناه مى ‏كند؟

خطيئه و گناه آدم، چه معنا دارد؟ مگر پيامبر هم گناه مى ‏كند؟ در پاسخ از اين سؤال مى ‏گوئيم، آنچه در بدو نظر از آيات ظاهر ميشود، اين است كه آن جناب رسما گناه كرده، مانند جمله (فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ‏، زنهار از اين درخت نخوريد كه از ستمگران ميشويد)، و نيز جمله: (وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى‏، آدم پروردگار خود را نافرمانى كرد، و در نتيجه گمراه شد)، 1

و نيز مانند اعترافى كه خود آن جناب كرده، و قرآن آن را حكايت نموده فرموده: (رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا، وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا، وَ تَرْحَمْنا، لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ‏، پروردگارا بخود ستم كرديم، و اگر ما را نيامرزى، و رحم نكنى، از زيانكاران خواهيم بود) 2، اين آن مطلبى است كه از نظر خود اين ظواهر، و قطع نظر از رسيدگى به دقت همه آيات داستان، بنظر مى ‏رسد، و اما اگر در همه آيات داستان تدبر كنيم، و نهى از خوردن درخت را مورد دقت قرار دهيم، يقين پيدا مى‏ كنيم: كه نهى نامبرده نهى مولوى نبوده، تا نافرمانيش معصيت خدا باشد، بلكه تنها راهنمايى و خير خواهى، و ارشاد بوده، و خداى تعالى خواسته است مصلحت نخوردن از درخت، و مفسده خوردن آن را بيان كند، نه اينكه با اراده مولوى آدم را بیهوده، وادار به نخوردن از آن كند.

دليل اين معنا چند چيز است، اول اينكه خداى تعالى هم در سوره مورد بحث، و هم در سوره اعراف، ظلم را متفرع بر مخالفت نهى كرده، و فرموده: (لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ، فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ)، و آن گاه در سوره (طه) اين ظلم را به شقاوت مبدل نموده، و فرموده (مواظب باشيد شيطان شما را بيرون نكند، و گر نه بدبخت ميشويد).

ادامه مطلب: سخنی پیرامون عصیان آدم(علیه السلام)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 07 آبان 1394 بازدید: 53
پرینت

قرآن و عصمت رسول الله صلی الله علیه و آله

خدای سبحان رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را چنین وصف می‌کند «یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیم إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ»[۱] یعنی سوگند به این کتاب حکیم که تو از مرسلین و فرستاده‌گان هستی و بر بستر و مسیر صراط مستقیم و راه راست قرار داری.

«صراط مستقیم» آن است که هم از خطر افراط و زیاده‌روی دور باشد و هم از خطر تفریط و کوتاهی و اگر حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر صراط مستقیم و بلکه خود، عین صراط مستقیم است. تمام شئون و وظایف آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز عین صراط مستقیم است. تلاوت و تعلیم و تزکیه و یاد آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، به دور از افراط و تفریط می‌گردد و درخصوص قرآن علاوه بر تلاوت، در گرفتن و نگهداری آن نیز معصوم از خطا و انحراف و نسیان است.

به تعبیر استاد علاّمه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سه جهت رسالتش معصوم است: اوّل آن‌ که وحی الهی را درست دریافت می‌کند؛ دوم این که پس از دریافت درست، آن را به خوبی ضبط و نگهداری می‌کند و سوم این که در ابلاغ به مردم، الفاظ آن را بدون کم و زیاد بر مردم تلاوت می‌کند، و معارف آن را بدون کاهش و افزایش بیان می‌کند، پس آن حضرت ـ صلّی الله علیه و آله ـ در هر سه مرحله معصوم از سهو و نسیان و دور از عصیان است،[۲] که باید هر یک جداگانه روشن گردد.

 

۱ـ عصمت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در گرفتن قرآن

ادامه مطلب: قرآن و عصمت رسول الله صلی الله علیه و آله
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 07 آبان 1394 بازدید: 49
پرینت

نگاهی به عصمت پیامبران در قرآن کریم

چکیده

«عصمت» در لغت به معنای باز داشتن و حفظ کردن است و در اصطلاح، لطفی الهی به بندگان خاص است که به واسطه آن، بنده با اختیار خود از فعل قبیح خودداری می کند. عصمت دارای درجاتی است که می­توان آنرا در چهار سطح ۱۔ عصمت در عقاید،۲۔ عصمت در امر تبلیغ، ۳۔ عصمت در بیان احکام و۴۔ عصمت در افعال وامور عادی قرار داد.

در اینکه برخورداری از کدام یک از درجات فوق برای انبیاء ضروری است، در بین دانشمندان اسلامی دیدگاه­های متفاوتی وجود دارد، امّا بیشترین دلائل منکرین عصمت انبیاء مربوط به درجه‌ی آخرعصمت یعنی عصمت در زندگی عادی و آنچه به غیر وحی مربوط می­شود، می­باشد. در این مقاله با نگاه به چیستی عصمت، دلائل عصمت از دیدگاه قرآن کریم مورد بررسی قرار گرفته و آنگاه برخی آیات که موهم عدم عصمت برخی از انبیاء الهی هستند مورد ارزیابی قرار گرفته است.

 

مقدمه

خداوند در قرآن کریم به هدفمندی خلقت انسان اشاره کرده و می­فرماید: «أفَحَسبتم أنَّما خَلقناکم عَبثاً وأنکم الینا لاترجعون»[1] حال رسیدن به آن غایتی که کمال و سعادت انسان است بر دو چیز متوقف است:
۱۔ در انسان لیاقت ذاتی وتکوینی وجود داشته باشد که او را به طرف کمال سوق بدهد؛
۲۔ رهبران الهی که از مدرسه الهی آموزش دیده باشند.

ادامه مطلب: نگاهی به عصمت پیامبران در قرآن کریم
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 07 آبان 1394 بازدید: 48
پرینت

عصمت آدم(علیه السلام) در نگاه نقد

چکیده :

این مقاله بحث نافرمانی آدم (علیه السلام) در بهشت و وسوسه او بوسیله شیطان که طبعاً با عصمت و پیامبری او ناسازگار است را بررسی می کند. برای رفع این تعارض، از سوی متکلمین و مفسرین توجیهاتی آورده شده، مانند: فعل آدم(علیه السلام) ترک اولی بوده است، بهشت مذکور، مکان تکلیف نبوده است، نهی ارشادی بوده است نه مولوی، نهی تکوینی و یا آزمایشی بوده است، نه تشریعی.

نویسنده، پس از ارائه نظرات همراه با توجیهات و ادله آنها، به بررسی و نقد هر یک پرداخته و از استنادات قرآنی، روائی و عقلی بهره برده است. آنگاه در نتیجه گیری بیان می کند که آدم(علیه السلام) مرتکب نافرمانی وگناه شد و بنابراین مستحق کیفر بوده است ولی این در زمانی رخ داد که هنوز به مقام رسالت و پیامبری نرسیده بود. خداوند، او را پس از توبه و استغفار، مورد هدایت ربانی قرار داد و به مقام عصمت رسانید. با این بیان، هیچ گونه منافرت و تناقضی در میان نیست.

کلید واژه ها: عصیان، رسالت، عصمت، احکام تشریعی، تکلیف و نهی ارشادی

پیش گفتار

انسان برای رسیدن به سعادت و کمال، نیاز به هدایت و راهنمایی کسی دارد که بر جهان هستی و خلقت انسان آگاهی و احاطه کامل داشته باشد. از این رو، خدای حکیم برای هدایت مردم پیامبرانی را از میان خودشان برگزید تا رسالت روشنگری، راهنمایی و هدایت آنان را بر دوش گیرند.

ادامه مطلب: عصمت آدم(علیه السلام) در نگاه نقد
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 07 آبان 1394 بازدید: 45
پرینت

عصمت پيامبران در نگاه ابوالفتوح رازى

پيامبران در زندگى فردى، اجتماعى، سياسى و حكومتى خويش، تبليغ مى‏ كنند، حكم مى ‏دهند و قضاوت مى ‏كنند، رفتارها و كردارهاى خاصى از خود بروز مى ‏دهند و مجموعه ‏اى از اعتقادات دارند. آيا پيامبران در تمام اين مراحل معصومند يا در برخى معصوم و در شمارى از عصمت بى بهره هستند؟

پاسخهاى گوناگونى از سوى فرقه ‏ها و شخصيتهاى دينى و مذهبى به اين پرسش داده شده است:
تمامى فرقه ‏هاى اسلامى پيامبران را از جهت اعتقاد معصوم مى ‏شناسند اما گروهى از خوارج از آن جهت كه هر گناهى را كفر و شرك مى‏دانند، اين عصمت را باور ندارند1 و پيامبران را معصوم در اعتقاد نمى‏بينند.
شمارى پيامبران را معصوم در تبليغ مى‏شناسند و دروغ و تحريف را به عمد يا سهو ناسازگار با عصمت مى‏دانند و بعضى دروغ و تحريف سهوى را نافى عصمت نمى‏بينند.
عصمت در فتوا نيز از سوى تمامى فرقه‏ هاى اسلامى پذيرفته شده جز اين كه عده‏اى اشتباه سهوى در فتوا را جايز مى‏دانند.
عصمت در رفتار و كردار بيش از ديگر اقسام عصمت محل بحث و ناسازگارى قرار گرفته است:
حشويه انجام كبيره را اجازه مى‏دهند.
بسيارى از معتزليان انجام كبيره را بر نمى‏تابند و انجام صغيره را ناسازگار با عصمت نمى‏شناسند.
جبايى انجام عمدى صغاير و كباير را نمى‏پذيرد و ...
اماميه ناسازگار با برخى فرقه‏ هاى اسلامى، پيامبران را معصوم در اعتقاد، تبليغ، فتوا و كردار و رفتارمى‏دانند.به باور ايشان عقل، آيات و روايات عصمت پيامبران را نتيجه مى‏دهد و همين دلايل، نادرستى مستندات مخالفان عصمت را روشن و بديهى مى‏سازد.

ادامه مطلب: عصمت پيامبران در نگاه ابوالفتوح رازى
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 07 آبان 1394 بازدید: 47
پرینت

آيا عصمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) با مفاد سوره عبس سازگاري دارد؟

یکی از شبهاتی که در مورد عصمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مطرح شده است، مربوط به آیات نخستین سوره عبس می باشد؛ چرا که بر طبق برخی اقوال، طرف خطاب خداوند در اینجا پیامبر است.

براي روشن شدن اشکالات و سؤالات مربوط به این مبحث، ترجمه و شأن نزول آيات را از کتاب "تفسير نمونه" نقل مي کنيم:

بنام خداوند بخشنده بخشايشگر
1 - چهره درهم کشيد و روي برتافت !
2 - از اينکه نابينائي به سراغ او آمده بود .
3 - تو چه مي‏داني شايد او پاکي و تقوي پيشه کند ؟
4 - يا متذکر گردد و اين تذکر به حال او مفيد باشد .
5 - اما آن کس که مستغني است .
6 - تو به او روي مي‏آوري !
7 - در حالي که اگر او خود را پاک نسازد چيزي بر تو نيست .
8 - اما کسي که به سراغ تو مي‏آيد و کوشش مي‏کند ،
9 - و از خدا ترسان است ،
10 - تو از او غافل مي‏شوي .

شان نزول :
اين آيات اجمالا نشان مي‏دهد که خداوند کسي را در آنها مورد عتاب قرار داده به خاطر اينکه فرد يا افراد غني و ثروتمندي را بر نابيناي حق‏طلبي مقدم داشته است ، اما اين شخص مورد عتاب کيست ؟ در آن اختلاف نظر است : مشهور در ميان مفسران عامه و خاصه اين است که : عده‏اي از سران قريش مانند عتبة بن ربيعه ، ابو جهل ، عباس بن عبد المطلب ، و جمعي ديگر ، خدمت پيامبر (صلي ‏الله‏ عليه ‏وآله) بودند و پيامبر مشغول تبليغ و دعوت آنها به سوي اسلام بود و اميد داشت که اين سخنان در دل آنها مؤثر شود ( و مسلما اگر اينگونه افراد اسلام را مي‏پذيرفتند گروه ديگري را به اسلام مي‏کشاندند و هم کارشکنيهاي آنها از ميان مي‏رفت و از هر دو جهت به نفع اسلام بود) در اين ميان عبد الله بن ام مکتوم که مرد نابينا و ظاهرا فقيري بود وارد مجلس شد ،

ادامه مطلب: آيا عصمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) با مفاد سوره عبس سازگاري دارد؟
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نبوت
نمایش از 07 آبان 1394 بازدید: 46
پرینت

عصمت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)

مصونيت و پيراستگى پيامبر از خلاف و خطا، بسان ديگر پيامبران داراى مراحل سه‏ گانه است، و اين مراحل عبارتند از:
1- مصونيت مطلق (عمدى و سهوى) در تبليغ شريعت.
2- عصمت از خلاف و گناه در رفتار و گفتار.
3- پيراستگى از خطا و لغزش در جريانهاى عادى.

 پيامبر اسلام و پيراستگى از گناه‏

گذشته از آيات فراوانى كه بر عصمت همه پيامبران از گناه دلالت دارند، مى‏توان از آيه ذيل مصونيت او را از گناه استفاده كرد:
«و ان كادوا ليفتنونك عن الذى اوحينا اليك لتفترى علينا غيره و اذاً لا تخذوك خليلاً»
«آنان (مشركان) نزديك بود كه با پيشنهاد خود، تو را از آنچه، به تو وحى كرديم، بفريبند، تا غير آن را به ما نسبت دهى در اين هنگام تو را دوست خود بر مى‏گزيدند».
«و لولا ان ثبتناك لقد كدت تركن اليهم شيئا قليلاً»
«اگر به تو استوارى نمى‏بخشيديم، نزديك بود كه مقدار كمى به آنان متمايل گردى» .
«اذا لا ذقناك ضعف الحيوة وضعف الممات ثم لاتجد لك علينا نصيراً» (اسراء /73-75).
«در اين صورت دو برابر مجازات (مشركين) در زندگى دنيا و دو برابر مجازات آنان در سراى ديگر را به تو مى‏چشانديم، آنگاه در برابر ما، ياورى پيدا نمى‏كردى».

ادامه مطلب: عصمت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)
 

صفحه1 از4

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 312 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید