نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان سودابه
نمایش از 10 خرداد 1393 بازدید: 224
پرینت

کاووس و سودابه، سودابه و سیاوش    

داستان سودابه و سیاوش داستانی ست عاشقانه. عشقی زلال و بی پروا، که چون زبانه می کشد، در این اقلیم قبیله و مرد، آتش در جان و جهان عاشقان می افکند.    

  داستان سودابه و سیاوش داستانی ست عاشقانه. عشقی زلال و بی پروا، که چون زبانه می کشد، در این اقلیم قبیله و مرد، آتش در جان و جهان عاشقان می افکند.
سودابه شاه بانوی عشق است. سودازده ی جان و تن است. سراپا شور و شورش است. در هنگامه ی خنجرها و زخم ها، دشنه و دش نام و دشمنی، چونان بارانی از عشق می بارد و خنجرداران و دشمن خویان کمند گیسویش را بر دم اسبان کینه می بندند و مرمر سینه ی عاشق اش را به تازیانه ی دش نام و دشنه می شکافند.
سودابه شاه بانوی سوداهاست. بانوی آب هاست. زیبا و هوش یار است. دخت زیبای شاه هاماوران است. مانند تهمینه که دخت شاه سمنگان است. مانند رودابه که دخت شاه کابل است. همه ی زنان عاشق و گستاخ از سرزمین بیگانه، تا بسرایند که عشق مرز نمی شناسد.

ادامه مطلب: کاووس و سودابه، سودابه و سیاوش
 

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 253 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید