نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 110
پرینت

نماز عید

ماءمون ، خلیفه باهوش و با تدبیر عباسی ، پس از آنكه برادرش محمدامین را شكست داد و از بین برد و تمام منطقه وسیع خلافت آن روز تحت سیطره و نفوذش واقع شد، هنوز در مرو (كه جزء خراسان آن روز بود) به سر می برد كه نامه ای به امام رضا علیه السلام در مدینه نوشت و آن حضرت را به مرو احضار كرد. حضرت رضا عذرهایی آورد و به دلایلی از رفتن به مرو معذرت خواست . ماءمون دست بردار نبود نامه های پشت سر یكدیگر نوشت تا آنجا كه بر امام روشن شد كه خلیفه دست بردار نیست . امام رضا از مدینه حركت كرد و به مرو آمد. ماءمون پیشنهاد كرد كه بیا و امر خلافت را به عهده بگیر. امام رضا كه ضمیر ماءمون را از اول خوانده بود و می دانست كه این مطلب صد در صد جنبه سیاسی دارد، به هیچ نحو زیر بار این این پیشنهاد نرفت .

ادامه مطلب: نماز عید
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 155
پرینت

نماز اول وقت

 ابراهیم بن موسی از القزّاز می گوید: امام رضا علیه السّلام به عنوان استقبال از بعضی از طالبان خارج شد (در حالی كه من با عده ای از یاران با آن حضرت همراه بودیم). وقت نماز فرا رسید. قصری در آن حوالی بود. امام (ع) با یاران به سوی آن رفتند و در كنار سنگ بزرگی ایستادند و سپس امام به من فرمودند: اذان بگو. عرض كردم : منتظر رسیدن و ملحق شدن بعضی از یاران هستیم كه بیایند. حضرت فرمود: خدا تو را بیامرزد، نماز را از اول وقت بدون عذر به تاءخیر نیانداز. بر تو باد خواندن نماز در اول وقت . راوی گفت :

ادامه مطلب: نماز اول وقت
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 123
پرینت

نامه ای به امام جواد  (ع )

 بزنطی می گوید: نامه ای از حضرت رضا (علیه السلام) را به ابوجعفر (امام جواد كه در آن هنگام كودك بود) خواندم نوشته بود: به من خبر رسیده كه خدمتكاران ، تو را از درب كوچك خانه بیرون می برند، از این رو كه بخل دارند تا از ناحیه تو خیری به كسی نرسد تو را به حقی كه بر گردنت دارم ، هنگام وارد شدن به خانه و خارج شدن از درب بزرگ رفت و آمد كن و همراه خود پول بردار، به هر كس از عموها كه رسیدی كمتر از پنجاه دینار نده ، و به هر كس از عمه ها رسیدی كمتر از 25 دینارنده اگر بیشتر داری ، آن با خودت است .

ادامه مطلب: نامه ای به امام جواد (ع )
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 113
پرینت

مكارم اخلاقی

  ابراهیم بن عباس گوید: هرگز ندیدم امام رضا (علیه السلام) به كسی - ولو به یك كلمه - جفا و بی مهری كند و نیز ندیدم كه سخن شخصی را قطع نماید، بلكه صبر می كرد تا سخن او به آخر برسد، و ندیدم كه آن حضرت تا آنجا كه امكان داشت ، تقاضای كسی را رد نماید، او هرگز پاهایش را كنار افرادی كه در حضورش بودند دراز نمی نمود و هرگز در حضور افراد تكیه نمی كرد، و هرگز ندیدم كه آن حضرت به خدمتكاران و غلامان آزاد شده اش ناسزا بگوید، و ندیدم او را كه آب دهانش را بیرون بیندازد، و هرگز او را ندیدم كه خنده با صدا بكند بلكه خنده اش تبسم و لبخند بود، وقتی كه خلوت می كرد و كنار سفره می نشست همه خدمتكاران و غلامان حتی دربانهای اسطبلها را كنار سفره می نشاند و با هم غذا می خوردند.

ادامه مطلب: مكارم اخلاقی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 131
پرینت

معجزه ای آموزنده

 هرثمه بن اعین (خواجه مراد) نقل می كند: صبیح دیلمی یكی از اصحاب خاص مامون گفت : شبی مامون مرا با سی نفر از غلامان مخصوص ‍ خود طلبید و به ما گفت : مرا به شما حاجتی است كه اگر آن را برآورید به هر یك از شما یك همیان پر از طلا و ده ملك مستقل می دهم و تا زنده ام شما مقرب ترین افراد نزد من خواهید بود، آیا حاضرید حاجت مرا برآورید؟ همه گفتند: اطاعت امیرمؤ منان مامون بر ما واجب است . آنگاه دستور داد و به هر یك از ما یك شمشیر زهر آلودی دادند و گفت همین ساعت به منزل علی بن موسی الرضا (علیه السلام) می روید و دور او را می گیرید و از دو شمشیر او را قطعه قطعه می نمائید، و خون و مو و گوشت و استخوانش را مخلوط می كنید و این دستور را پنهان كنید و به هیچ كس نگوئید.

ادامه مطلب: معجزه ای آموزنده
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 114
پرینت

كمك به فقرا

  مردی به امام رضا علیه السلام رسید و عرض كرد: به اندازه مروتی كه داری به من كمك كن. امام علیه السلام فرمود: چنین توانی ندارم .

ادامه مطلب: كمك به فقرا
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 97
پرینت

قطره ای در منقار پرنده

مرحوم علاّمه مجلسی و برخی دیگر از بزرگان آورده اند:
یكی از اصحاب حضرت علی بن موسی الرّضا علیه السلام به نام علی بن ابی حمزه بطائنی حكایت كند: روزی در محضر مبارك آن حضرت بودم ، كه تعداد سی نفر غلام حبشی در آن مجلس وارد شدند. پس از ورود، یكی از ایشان به زبان و لهجه حبشی با امام رضاعلیه السلام سخن گفت و حضرت نیز به زبان حبشی و لهجه محلّی خودشان پاسخ او را بیان نمود و لحظاتی با یكدیگر به همین زبان سخن گفتند. آن گاه حضرت مقداری پول - درهم - به آن غلام عطا نمود و مطلبی را نیز به او فرمود؛ و سپس همگی آن ها حركت كردند و از مجلس خارج شدند. من با حالت تعجّب به آن حضرت عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه ! فدایت گردم ، مثل این كه با این غلام به زبان حبشی و لهجه محلّی صحبت می فرمودی ؟! او را به چه چیزی امر نمودی ؟

ادامه مطلب: قطره ای در منقار پرنده
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 104
پرینت

عرضه اعمال

 موسی بن سیار گوید: من در مسافرت به طوس همراه امام رضا علیه السلام بودم وقتی به دیوارهای شهر طوس رسیدیم شنیدیم صدای شیون بلند است به دنبال آن رفتیم كه ناگاه به جنازه ای برخوردیم . همین كه چشمم به جنازه افتاد دیدم سیدم امام رضا علیه السلام از اسب پیاده جنازه رفت و او را بلند كرد و خود را به آن جنازه چسبانید آنچنانكه نوزاد خود را به مادرش می چسباند آنگاه رو كرد به من و فرمود: ای موسی بن سیار! هر كه جنازه دوستی از دوستان ما را تشییع كند از گناهان خود بیرون شود آن گونه كه از مادر تولد شده بود و گناهی نداشت . وقتی جنازه را نزدیك قبر بر زمین گذاردند دیدم حضرت به طرف میت رفت و مردم را كنار زد تا اینكه خود را به جنازه رسانید پس دست خود را به سینه او نهاد و فرمود: ای فلان بن فلان تو را به بهشت بشارت باد، بعد از این ساعت دیگر وحشت و ترسی برای تو نیست . عرض كردم فدایت شوم آیا این میت را می شناسی در حالی كه به خدا سوگند این سرزمین را تا به حال ندیده بودید و به آن سفر نكرده بودید. امام علیه السلام فرمود: ای موسی !

ادامه مطلب: عرضه اعمال
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 117
پرینت

شفاعت مشروط

 مردی خراسانی به حضور امام رضا (علیه السلام) رسید و عرض كرد: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در خواب رسول خدا را دیدم ، گوئی به من می فرمود: چگونه می اندیشید وقتی كه پاره ای از تن من در زمین شما دفن گردد و (آیا) امانت مرا حفظ می كنید، ستاره مرا در خاك خود پنهان می سازید؟. امام فرمود: من در زمین شما دفن می شوم ، و من پاره ای از تن پیامبر شما و همان امانت و ستاره هستم ، بدانید هر كس كه مرا زیارت كند در حالی كه حق مرا كه خدا واجب كرده می شناسد، من و پدرانم شفاعت كنندگان در روز قیامت هستیم و كسی كه ما شفاعت او كنیم نجات می یابد هر چند همچون گناه جن و انس را داشته باشد، و پدرم از پدرانش خبر داد كه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود:

ادامه مطلب: شفاعت مشروط
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 128
پرینت

دیدار با ظالم

 دو نفر مسافر به خراسان آمدند و برای آنكه وظیفه خود را درباره خواندن نماز بدانند به محضر امام رضا علیه السلام رسیدند و سوال كردند ما از فلان جا آمدیم ، آیا نماز ما تمام است یا شكسته ؟ امام علیه السلام به یكی از آنها فرمود: نماز تو شكسته است زیرا قصد ملاقات مرا داشته ای و به دیگری فرمود: نماز تو تمام است زیرا تو قصد ملاقات با سلطان را داشته ای . (و چنین سفری كه قصد ملاقات با سلطان ستمگر صورت گیرد سفر معصیت است و چنین سفری موجب شكسته شدن نماز نمی گردد .

 

ادامه مطلب: دیدار با ظالم
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 97
پرینت

دو دستور اخلاقی

  محمد بزنطی گوید: در محضر حضرت امام رضا (ع) بودم فرمود: امیرمؤمنان علی (ع) فرمود: لا یاءبی الكرامه الاحمار: از كرامت و بزرگواری ، جز الاغ جلوگیری نمی كند. عرض كردم : معنی این سخن چیست ؟ (به دو مصداق از كرامت اشاره كرد و). فرمود: 1- در موردی كه بوی خوش (از گل یا گلاب و عطر) به شما عرضه می كنند، ولی شما ممانعت می كنید2- در مجلس ، جا، باز می كنند، بنشینید ولی شما(بدون عذر) در آنجا نمی نشینید، در این دو صورت ، شما از كرامت (و بزرگواری كه به سوی شما عرضه شده) جلوگیری كرده اید و این درست نیست و خلاف اخلاق اسلامی می باشد.

ادامه مطلب: دو دستور اخلاقی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 111
پرینت

دفاع از مستضعفین

  یاسر، خادم مامون گوید: در حضور حضرت رضا (علیه السلام) بودیم ناگهان صدای قفل دربی كه از خانه مامون به خانه حضرت رضا (علیه السلام) باز می شد به صدا در آمد، امام به حاضران فرمود: متفرق شوید، آنها رفتند، مامون از همان در وارد شد، امام خواست جلو پای مامون برخیزد مامون آن حضرت را به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) سوگند داد برنخیزد، سپس امام را در آغوش گرفت و بوسید و كنارش ‍ نشست ، و نامه ای در آورد و خواند كه در آن نوشته بود سپاه اسلام قریه های كابل را فتح كرده اند... امام به مامون فرمود: از فتح این قریه ها خوشحال شدی ؟ امام فرمود:

ادامه مطلب: دفاع از مستضعفین
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 97
پرینت

درمان عجیب

 عصر حضرت رضا (ع) بود، یكی از شیعیان با كاروان خراسان به سوی كرمان می رفت ، در راه ، باندی از دزدهای سرگردنه ، به كاروان حمله كردند و آن شیعه را به احتمال یك نفر ثروتمند گرفتند و با خود بردند، تا آنچه دارد؛از او بگیرند، او را در میان برف انداختند و دهانش را پر از برف نموده و شكنجه كرند و او بر اثر آن شكنجه ها، از ناحیه دهان ، آسیب سخت دید، و زبان و لبهایش ، زخم و شكاف برداشت و با این حال به خراسان بازگشت و هر چه مداوا كرد خوب نشد، او شنید كه حضرت رضا (ع) در نیشابور است ، در عالم خواب دید، شخصی به او گفت :

ادامه مطلب: درمان عجیب
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات امام رضا (ع)
نمایش از 07 شهریور 1392 بازدید: 85
پرینت

حسن برخورد با مردم

 یسع بن حمزه می گوید: در مجلس حضرت رضا (ع) بودم و جمعیت بسیاری در مجلس حضور داشتند، و از آنحضرت سؤال می كردند و از احكام حلال و حرام می پرسیدند و امام رضا(ع) پاسخ آنها را می داد، در این میان ، ناگهان مردی بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد وسلام كرد و به امام هشتم (ع) عرض نمود: من از دوستان شما و پدر و اجداد پاك شما هستم در سفر حج ، پولم تمام شده و خرجی راه ندارم تا به وطنم برسم ، اگر امكان دارد، خرجی راه را به من بده تا به وطنم برسم ، خداوند مرا از نعمتهایش برخوردار نموده است ، وقتی به وطن رسیدم ، آنچه به من داده ای معادل آن ، از جانب شما صدقه می دهم ، چون خودم مستحق صدقه نیستم . امام رضا به او فرمود: بنشین ، خدا به تو لطف كند،سپس امام رو به مردم كرد، و به پاسخ سؤالهای آنها پرداخت .

ادامه مطلب: حسن برخورد با مردم
 

صفحه1 از2

<< شروع < قبلی 1 2 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 230 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید