نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 146
پرینت

نصیحت پیامبر (ص)

 از ازدواج حضرت زهرا (س) با حضرت علی (ع) چندان نگذشته بود پیامبر (ص) به دیدار آن ها آمد به آن ها مباركباد گفت و پس از ساعاتی علی (ع) برای كاری از خانه بیرون رفت . پیامبر (ص) به فاطمه (س) فرمود: حالت چطور است ؟شوهرت را چگونه یافتی ؟ فاطمه (س): پدر جان شوهرم را به بهترین شوهر یافتم ولی جمعی از زنان قریش نزد من آمدند و به من گفتند: رسول خدا (ص) تو را همسر یك نفر مرد فقیر و تهیدست نموده است پیامبر: دخترم !نه پدرت فقیر است ، و نه شوهرت ، خداوند گنجینه های طلا چو نقره تمام زمین را در اختیار من نهاده است ولی من از آنها چشم پوشیدم ، و پاداشی را كه در پیشگاه خدا است برگزیدم . دخترم ! اگر آنچه را كه پدرت می داند، می دانستی دنیا در نظرت ناچیز جلوه می كرد، سوگند به خدا در نصیحت و آموزش تو كوتاهی نكردم .شوهر تو در تقدم به اسلام و در علم و حلم از همه مقدمتر و بهتر است ، دخترم وقتی كه خداوند بر سراسر زمین نگاه كرد دو مرد را برگزید یكی از آن دو را پدر تو قرار داد و دیگری را شوهر تو. یا بنته نعم الزوج زوجك لاتعصی له امرا :

ادامه مطلب: نصیحت پیامبر (ص)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 144
پرینت

مقید بودن به آداب اسلام

  از مستحبات نماز آن است كه انسان بوی خوش به بدن و لباسش بزند و با لباس پاكیزه نماز بخواند و با احترام و وقار برای عبادت خدا مشغول شود. لحظات آخر عمر حضرت زهرا (س) بود چند لحظه ای به اذان مغرب باقی مانده بود نزدیك بود كه وقت نماز فرا رسد، فاطمه (س) به اسماء بنت عمیس فرمود عطر مرا بیاور سپس وضو گرفت ، و در این هنگام كه می خواست نماز بخواند، حالش منقلب شد، سرش را به زمین نهاد، به اسماء گفت : كنار سرم بنشین ، هنگامی كه وقت نماز فرا رسید، مرا بلند كن تا نمازم را بخوانم ، اگر برخاستم كه چیزی نیست و اگر برنخاستم شخصی را نزد علی (ع) بفرست تا خبر فوت مرا به او بدهد.اسماء میگوید: وقت نماز فرا رسید، گفتم :

ادامه مطلب: مقید بودن به آداب اسلام
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 140
پرینت

مقام حضرت زهرا(ع) نزد پدر

 عایشه ، یكی از همسران پیامبر (ص) می گوید: در میان مردم هیچكس را ندیدم كه شباهتش به پیامبر (ص) مانند فاطمه (س) باشد، هنگامی كه فاطمه (س) به حضور پیامبر (ص) می آمد، پیامبر (ص) با آغوشی باز از او استقبال می كرد و دستهای فاطمه (س) را می بوسید، و در مجلس خود می نشاند، و هرگاه پیامبر (ص) بر فاطمه (س) وارد می شد، فاطمه (س) برمی خاست و دستهای پیامبر (ص) را می بوسید. در آن هنگام كه پیامبر (ص) در بستر رحلت آرمیده بود، پیامبر (ص) او را نزدیك خود خواند، و به طور خصوصی و آهسته با او سخن گفت ، این بار دیدم فاطمه (س) خندید، با خود گفتم : این نیز یكی از برتریهای فاطمه (س) بر دیگران است .

ادامه مطلب: مقام حضرت زهرا(ع) نزد پدر
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 120
پرینت

مطالبه حق

 پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) وقتی كه ابوبكر بر مسند خلافت نشست باغ فدك را كه از آن پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود و به فاطمه (علیهاالسلام) می رسید، ضبط كردند. علی (علیه السلام) به فاطمه (علیهاالسلام) فرمود: برو نزد ابوبكر و ارث خودت را از او بگیر، فاطمه (علیهاالسلام) نزد ابوبكر آمد و فرمود: ارثی كه از ناحیه پدرم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به من رسیده به من رد كن . ابوبكر گفت : پیامبران ارث نمی گذارند فاطمه زهرا (علیهاالسلام) فرمود: آیا سلیمان از پدرش داوود ارث نبرد؟. ابوبكر خشمگین شد و گفت :

ادامه مطلب: مطالبه حق
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 126
پرینت

فدك و میراث عایشه

  امیر المؤ منین علیه السلام به فاطمه علیها السلام فرمود: برو و میراث پدرت (فدك) را بگیر. فاطمه علیها السلام نزد ابوبكر آمد و گفت : میراث پدرم رسول خدا را كه به من تعلق دارد بده . ابوبكر گفت : پیامبران ارث نمی گذارند. فاطمه علیها السلام فرمود: آیا سیلمان برای داود ارث نگذارد؟
ابوبكر كه در برابر منطق محكم فاطمه علیها السلام عاجز ماند غضبناك شد و دوباره گفت : پیامبران ارث نمی گذارند. فاطمه علیها السلام فرمود: آیا زكریا (در قرآن) نگفت : فهب لی من لدنك ولیا یرثنی ویرث من آل یعقوب(فرزندی به من عطا فرما تا از من و آل یعقوب ارث برد). ابوبكر كه دوباره با دلیل محكم فاطمه علیها السلام روبرو شد بدون هیچ منطقی حرف خود را تكرار كرد و گفت : پیامبران ارث نمی گذارند. فاطمه علیها السلام فرمود:

ادامه مطلب: فدك و میراث عایشه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 181
پرینت

فاطمه (س) در جبهه

 سال پنجم هجرت بود، پیامبر (ص) برای جلوگیری از سپاه دشمن ، به مسلمانان دستور حفر خندق را داد، و خود نیز با آن ها آماده ساختن چنین سنگر بزرگی گردید، در این هنگام به قدری شرائط سخت بود كه گاهی مسلمانان ، از جمله شخص پیامبر (ص) چند روز گرسنه می ماندند. روزی فاطمه (س) پاره نانی تهیه كرد، و خود را به جبهه رسانیده و نزد رسول خدا (ص) آمد و آنرا به پیامبر (ص) داد. پیامبر (ص) فرمود: این پاره نان از كجا بدست آمده است ؟
فاطمه (س) عرض كرد: این پاره نان قسمتی از قرص نان است كه آن را برای حسن و حسین (ع) پخته بودم ، كه این قسمت را برای شما آوردم . پیامبر (ص) فرمود: فاطمه جانم ! بدان كه این پاره نان نخستین لقمه ای است كه پدرت پس از سه روز گرسنگی ، به دهانش می گذارد.

ادامه مطلب: فاطمه (س) در جبهه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 141
پرینت

شیعه فاطمه (ع)

 مردی به همسرش گفت : نزد فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله برو و درباره من از او سوال كن كه آیا من شیعه شما هستم یا خیر؟ همسرش نزد فاطمه علیها السلام رفت و از او سوال كرد.
حضرت فرمود: به او بگو: ان كنت تعمل بما امر ناك وتنتهی عما زجرناك عنه فانت من شیعتنا و الا فلا. اگر به آنچه تو را امر كردیم عمل می كنی و از آنچه نهی كردیم پرهیز می كنی تو از شیعیان ما هستی و گرنه شیعه ما نیستی . زوجه آن مرد گوید: جواب فاطمه علیها السلام رابه شوهرم رساندم. او گفت : وای بر من چه كسی از گناهان و خطاها بدور است ! پس من در این صورت برای همیشه در جهنم هستم زیرا هر كسی از شیعیان آنها نباشد همیشه درآتش جهنم است . همسرش دوباره به خدمت فاطمه علیها السلام می رسد و سخن شوهرش را به آن حضرت می رساند.

ادامه مطلب: شیعه فاطمه (ع)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 107
پرینت

شعری از مرحوم كمپانی

 یكی از مفاخر بزرگ جهان تشیع و اسلام ، فقیه وفیلسوف برجسته ، مرحوم علامه شیخ محمد حسین اصفهانی (معروف به علامه كمپانی) قدس سره است . وی مرجع تقلید بسیاری از مردم زمان خود بود. علاّمه اصفهانی ، دوم محرم سال 1296 هجری قمری متولد شد و پنجم ذی حجه سال 1361 هجری در سن 65 سالگی دار دنیا را وداع گفت ، مرقد شریفش در نجف اشرف در كنار مرقد شریف امیرمؤمنان علی (ع) است . وی علاوه بر این كه دارای تاءلیفات بسیار در رشته های مختلف اسلامی است ، در ادبیات وشعر نیز، ید طولانی داشت ، كه دیوان عربی دیوان فارسی او حكایت از آن می كند، دیوان فارسی او شامل مدایح و مراثی ، وغزلیات است و تخلص شعر فارسی او مفتقر (بر وزن مجتهد) است(یعنی محتاج به خدا). اشعار این بزرگمرد، بسیار ژرف و عمیق و دلربا است یكی از علماء نقل می كرد مرحوم علامه طباطبایی صاحب كتاب تفسیر المیزان كه فیلسوف و عارف بزرگ قرن معاصر بود (و در 24 آبان سال 1360 شمسی از دنیا رفت) و قتی كه اشعار مرحوم علامه كمپانی را می خواند می فرمود:

ادامه مطلب: شعری از مرحوم كمپانی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 133
پرینت

زهد فاطمه (ع)

 از زهد و پارسائی فاطمه (علیهاالسلام) اینكه : روزی پیامبر (صلی الله علیه وآله) دید فاطمه (علیهاالسلام) آنچه داشت در راه خدا به مستمندان داد، فرمود: خاندان محمد (صلی الله علیه وآله) را با دنیای مادی چه كار؟ كه ایشان برای آخرت آفریده شده اند، اگر دنیا به اندازه پر مگسی ارزش داشت ، خداوند یك جرعه آب به كافر نمی داد.

ادامه مطلب: زهد فاطمه (ع)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 116
پرینت

رحم به فاطمه(ع )

 پیامبر (ص) با مسلمانان در مسجد بودند، هنگام نماز بود، ولی آن روز بلال حبشی در مسجد دیده نمی شد، تا اذان بگوید، همه در انتظار آمدن او بودند، سرانجام بلال با مقداری تأ خیر به مسجد آمد. پیامبر (ص) به او فرمود: چرا دیر آمدی ؟!. بلال گفت : به سوی مسجد می آمدم ، از كنار در خانه حضرت زهرا (ع) عبور كردم ، دیدم فاطمه زهرا (ع) پسرش حسن (ع) را (كه كودك بود) به زمین گذاشته ، و كودك گریه می كرد، و خود حضرت زهرا (ع) مشغول دستاس ‍ (آسیا كردن گندم یا جو) بود. به آن حضرت عرض كردم :

ادامه مطلب: رحم به فاطمه(ع )
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 129
پرینت

دوری از تجملات

 به نقل امام سجاد(علیه السلام) اسماء بنت عمیس گفت : حضرت زهرا (علیهاالسلام) گردنبندی از طلا به گردن داشت كه علی (علیه السلام) آن را از غنیمت جنگی (فی) به دست آورده بود. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بر او وارد شد، وقتی گردنبند را دید به اشاره فرمود: طوری نباشد كه مردم بگویند فاطمه (علیهاالسلام) خود را به تجملات زنهای كسری و قیصر آراسته است ، فاطمه (علیهاالسلام) مطلب را دریافت ، بی درنگ رفت و گردنبند را فروخت و با پول آن برده ای خرید و آزاد كرد.

ادامه مطلب: دوری از تجملات
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 129
پرینت

دفاع علمی از مومنین

  دو نفر زن كه در مسئله ای دینی با یكدیگر اختلاف داشتند برای حل اختلاف خود نزد فاطمه علیها السلام رفتند. یكی از زنان مومن و دیگری معاند و كافر بود. فاطمه علیها السلام می فرماید: من دلایل زن مومن را اثبات كردم و حقانیت سخن او را آشكار نمودم و در نتیجه او بر آن زن كه دشمن اسلام بود پیروز گشت و بشدت شاد و مسرور گردید. فاطمه علیها السلام به آن زن مومن كه بسیار خوشحال شده بود فرمود:

ادامه مطلب: دفاع علمی از مومنین
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 115
پرینت

دعای مادر

 در آن شب همه اش به كلمات مادرش كه در گوشه ای از اطاق رو به طرف قبله كرده بود گوش می داد. ركوع و سجود و قیام و قعود مادر را در آن شب كه شب جمعه بود، تحت نظر داشت . با اینكه هنوز كودك بود، مراقب بود ببیند مادرش كه این همه در باره مردان و زنان مسلمان دعای خیر می كند و یك یك را نام می برد و از خدای بزرگ برای هر یك از آنها سعادت و رحمت و خیر و بركت می خواهد، برای شخص خود از خداوند چه چیزی مساءلت می كند؟ امام حسن آن شب را تا صبح نخوابید و مراقب كار مادرش ، صدیقه مرضیه علیهاالسلام بود. و همه اش منتظر بود كه ببیند مادرش در باره خود چگونه دعا می كند و از خداوند برای خود چه خیر و سعادتی می خواهد؟

ادامه مطلب: دعای مادر
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان ها و حكايات حضرت فاطمه (س)
نمایش از 09 شهریور 1392 بازدید: 140
پرینت

داستانی در مورد فدك

 ابن ابی الحدید معتزلی كه از علمای معروف و برجسته اهل تسنن است می گوید: من از استادم (علی بن فارقی) مدرس مدرسه بغداد پرسیدم آیا فاطمه (ع) از ادعای مالكیت فدك راست می گفت ؟. گفت : آری .
گفتم : پس چرا خلیفه اول ، فدك را به او نداد، در حالی كه فاطمه (ع) نزد او را راستگو بود؟. او لبخندی زد و كلام زیبا و لطیف و طنز گونه ای گفت ، در حالی كه او هرگز عادت به شوخی نداشت ، گفت : اگر ابوبكر، فدك را به مجرد ادعای فاطمه (ع) به او می داد، فردا به سراغش می آمد و ادعای خلافت برای همسرش ‍ می كرد! و وی را از مقامش كنار می زد و او هیچگونه عذر و دفاعی از خود نداشت ، زیرا با دادن فدك پذیرفته بود كه فاطمه (ع) هر چه را ادعا كند راست می گوید، و نیازی به بینه و گواه ندارد. سپس ابن ابی الحدید می افزاید: این یك واقعیت است ، هر چند استاد، آن را به عنوان مزاح ، مطرح كرد.

ادامه مطلب: داستانی در مورد فدك
 

صفحه1 از2

<< شروع < قبلی 1 2 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 184 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید