نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 263
پرینت

 

آموزه هاي تورات

 

تورات (2)‌ كه به كامل ترين معنا بر « تعليم » دلالت دارد، شامل نظريه و عمل، دين و اخلاقيات است. تورات پيامد مستقيم ميثاق طور سينا به معناي دوگانه ي آن است - جهاني و قومي. در حالي كه احكام عشره بر جوهر و گستره ي « رسالت روحاني » عام و جهانشمول بني اسرائيل دلالت داشت، منظور از احكام ديگر تربيت اسرائيل براي حيات قداست آميزي بود كه آنان به عنوان امتي كه فراخوانده شده اند تا به عبادت خدا بپردازند بايد از آن پيروي مي كردند.
اهميت اين حيات توأم با قداست از معناي معادل عبري آن، قدش (3)، به دست مي آيد كه قطع نظر از اشتقاق آن، بيانگر كيفيتي است كه نفياً « دوري جستن از » چيزي و اثباتاً « خود را وقف چيزي كردن » است. حيات قدسي وقتي در مورد مسئوليتي كه بر عهده ي ملت اسرائيل گذارده شده است به كار مي رود، نفياً مستلزم دوري جستن از همه ي آن چيزهايي است كه مخالف اراده ي الهي است و اثباتاً خود را وقف عبادت او كردن است.
اين تقدس بايد در قلمرو دين و اخلاق رسوخ مي يافت. در حوزه ي دين، حيات قدسي نفياً خواستار برائت از شرك و بت پرستي همراه با رسوم منحط و خفت آور آن نظير قرباني انسان، خرافه پرستي به ظاهر ديني، تفأل و جادوگري بود و اثباتاً خواهان پذيرش كيش و آييني كه هم شريف و هم تعالي بخش باشد.
در حوزه ي اخلاقيات، قداست نفياً خواهان مقاومت در برابر هرگونه غريزه طبيعي بود كه خودپرستي را اساس و جوهر حيات مي سازد، و اثباتاً خواستار تسليم در مقابل اخلاقي بود كه خدمت به ديگران را در محور نظام خود قرار مي دهد.

ادامه مطلب: آموزه هاي تورات
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 253
پرینت

سير زُهد و عرفان در دين يهود

از اسينان تا کاباليسم
قوم يهود به شهادت تاريخ، مهاجرتها و تبعيد هاي زيادي را متحمل شده و گاه و بيگاه در معرض ستمهاي فراوان قرار گرفته اند. به همين سبب مقدسين و مذهبيون اين قوم بر آن شدند تا واقع بينانه تر به دنياي اطراف خويش نگريسته و سبب اينهمه ظلم را دريابند. گرچه برخي از آنها، تنها پاداش پارسايان را عمر طولاني در روي زمين دانسته و از سرنوشت مردگان اظهار بي اطلاعي مي کردند، ولي کم کم و مخصوصاً در سه قرن اول ميلادي، در اثر تماس با پيروان عقايد و مذاهب و مکاتب مختلف آن روزگار، اعتقاد به فرشته - روح - عالم رستاخيز و دنياي برزخ در بين آنها پديد آمد. گرايش به اين عقايد فريسيان را در مقابل صدوقيان قرار داد. فريسيان درمورد سرنوشت و زندگي روح در عالم برزخ که در فرهنگ مسيحيت از اهميت خاصي برخوردار بود، از عهد جديد پيروي کردند. ترک دنيا و دوري از لذايذ و نخوردن گوشت و گوشه نشيني و رهبانيت، زندگي مقدسين مسيحي را تشکيل مي داد (1). درمقابل مسيحيان اوليه، مقدسين يهودي يا دنيا و آخرت را باهم برگزيده و يا اينکه مانند راهبان مسيحي تارک دنيا شدند و اعتقاد به عالم برزخ و دوزخ و بهشت، رستاخيز مردگان و ابديت روح، موضوع بحث فلاسفه و عرفاي يهود شد. اما در هيچ حالي، يهوديان بطور مطلق امور دنيايي را بکلي رها نکردند، زيرا معتقد بودند که خدا روزي حکومت جهاني را از آن آنها خواهد کرد و حکومت مسيحائي (2) در عالم روحاني و عليايي نخواهد بود، بلکه اين حکومت در عالم سفلي و مادي و با اجراي عدالت، صلح، برادري و حقيقت بدست خواهد آمد.

ادامه مطلب: سير زُهد و عرفان در دين يهود
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 191
پرینت

نقد و تحلیل أخبار محل تولد حضرت عیسی علیه‌السلام

چکیده

ما در این نوشتار درصدد بیان اخبار و اقوال موجود در میان منابع معتبر در باب مکان تولد حضرت عیسی علیه‌السلام هستیم، که بعد از نقل اخبار این باب، به نقد و بررسی آنها می پردازیم و ان‌شاءالله خواهیم گفت که روایات مبتنی بر این مطلب که ولادت آن حضرت در کوفه یا کربلا رخ داده، ضعیف می باشد و ظن قوی بنابر نظر مشهور این است که مکان تولد آن حضرت را در بیت لحم بدانیم.
هرچند نویسنده بر این مطلب واقف است که به دلیل فاصله زمانی زیادی که میان متون تاریخی و روایی ما با آن رویداد بزرگ وجود دارد، نظر قطعی و یقینی دادن بسیارسخت و مشکل بوده، امّا با کنار هم قرار دادن روایات و نقد و بررسی آنها می‌توان به یک نتیجه خلفی در این مورد رسید.
1-اخبار و اقوال در مسئله:

الف: شیخ صدوق (ره) به اسنادش از یحیی بن عبدالله که در حیره خدمت امام صادق علیه‌السلام بود نقل می‌کند که روزی با آن حضرت سوار شدیم چون به قریه‌ای که محاذی مصر است و نزدیک به شط فرات رسیدیم فرمود: آن است، پس فرود آمد و دو رکعت نماز خواند و فرمود که: می‌دانی که عیسی در کجا متولد شده است؟ گفتم: نه، فرمود: در همین موضع که من نشسته‌ام متولد شده، پس فرمود: می‌دانی که آن نخلی که مریم حرکت داد و خرما از آن ریخت در کجا بوده است؟ گفتم: نه، پس دست مبارک خود را به جانب عقب خود دراز کرد و فرمود: در اینجا بود پس پرسیدند که: می‌دانی معنی «ربوه» را در آنجا که حق‌تعالی فرموده است:«و آویناهما الی ربوه ذات قرار و معین» سوره مبارکه مومنون،آیه50،مریم و عیسی را به سوی موضع بلندی که محل استقرار بود به سبب آبادانی و وفور میوه‌ها و آب جاری بر روی زمین داشت؟ پس به دست مبارک خود اشاره به جانب راست نمود به سوی نجف اشرف و فرمود: این کوه است و فرمود:«ماء معین» که فرموده فرات است[1].

ادامه مطلب: نقد و تحلیل أخبار محل تولد حضرت عیسی علیه‌السلام
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 201
پرینت

حضرت عیسی علیه السلام در چه سنی به مقام نبوت رسید؟

چکیده

در میان آیات شریفه‌ای که چگونگی ولادت عیسی مسیح علیه‌السلام را بازگو می‌نماید، آیه سی‌ام سوره مبارکه مریم از جایگاه ویژه‌ای در میان مفسران و محدثان برخوردار است و پیرامون آن اقوال و روایات گوناگونی نقل شده است، آیه شریفه‌ می‌فرماید: «و عیسی گفت: من بنده خدایم، او کتاب به من داده، و مرا پیامبر قرار داده است. این سخنان عیسی علیه‌السلام در زمانی که تازه به دنیا آمده بود و اقرار نمودن به بندگی و اینکه از جانب خداوند صاحب کتاب و شریعت می‌باشد و جمع میان مقام رسالت و کودکی، از مواردی ست که مفسران به بحث و گفتگو پیرامون آن پرداخته‌اند، ما در این نوشتار اقوال موجود در این مسئله را بازگو نموده ایم و حتی المقدور اگر امکان جمع میان آنها وجود داشته باشد از باب قاعده{الجمع مهما أمکن من الطرح} میان آنان جمع کرده در غیر این صورت به نقد و بررسی این اخبار می پردازیم و خواهیم گفت که ظاهر آیه شریفه این است که عیسی علیه‌السلام در هنگام تکلم به این عبارات دارای مقام نبوت و از زمره پیامبران الهی بوده است.
نبوت حضرت عیسی علیه‌السلام:

در باب اینکه حضرت عیسی علیه‌السلام در چه سنی به نبوت مبعوث گردیده است، در میان منابع و متون تفسیری و روایی اقوال گوناگون و مختلفی مشاهده می‌شود که ما به آنها اشاره نموده و به بررسی این اقوال می‌پردازیم:
1: از آغاز تولد به نبوت مبعوث شده امّا از هفت سالگی به بیان احکام پرداخته است:

ادامه مطلب: حضرت عیسی علیه السلام در چه سنی به مقام نبوت رسید؟
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 305
پرینت

چهره عیسى مسیح در مسیحیت معاصر

اشاره[1]

در نوشته حاضر، نویسنده بر آن است تا چهره عیسى مسیح را در مسیحت معاصر و تفسیرهاى گوناگونى را که در مسیحیت معاصر از عیسى مسیح انجام گرفته است، بررسى کند. در این بحث، وى به مسیح شناسى در چهار حوزه در مسیحیتِ معاصر اشاره مى کند که عبارتند از: مسیح شناسى هاى اروپایى، مسیح شناسى هاى بریتانیایى و آمریکایى، مسیح شناسى هاى کاتولیکى و گرایش هاى کنونى در مسیح شناسى. در هر یک از این حوزه ها، وى آراء الهیدانان سرشناس آن حوزه را گزارش مى کند. برخى از این الهیدانان عبارتند از: کارل بارت، رودولف بولتمان، پل تیلیخ، فردریک گوگارتن، یورگن مولتمان، ولفهارت پننبرگ، ژان سابرنیو، دونالد بیلى، کارل رانر و ادوارد شیلبکس. نویسنده آراء این افراد را ضمن گرایش هاى معاصر در مسیح شناسى مورد بحث قرار مى دهد از جمله: گرایش نوارتدوکسى، تفاسیر وجودى از مسیح، مسیحیت سکولار، مسیح به عنوان چهره اى رستاخیزى، مسیح شناسى لیبرال، مسیح شناسىِ الهیات پویشى، مسیح شناسى بر اساس مردم شناسى.
در پایان، وى به برخى گرایش هاى حاضر در مسیح شناسى اشاره مى کند که عبارتند از: جستجوى تاریخى، بشربودن عیسى مسیح، الوهیت عیسى مسیح، و عیسى مسیح و چهره هاى نجات بخش. وى در آخر، نتیجه مى گیرد که مسیح شناسى هنوز تمام رسالت خود را به انجام نرسانده است.
موضوعى که مرا پیوسته آزار مى دهد، این پرسش است که ... امروزه مسیح واقعاً براى ما کیست؟ (بونهافر 1971: 279). این پرسش را دیتریش بونهافر[2] ضمن نامه اى مطرح کرد که حدود یک سال قبل از اعدامش، از زندان فرستاده بود. او در آلمان نازى و در کشورى که از سنت دیرپاى مسیحى اش فاصله گرفته و به ایدئولوژى نوالحادى روى آورده بود، به نوشتن این نامه پرداخت. امروزه با این که ایدئولوژى نازى از رونق افتاده، پرسش بونهافر هم چنان باقى است; زیرا همه کشورهاى اروپایى عملا تا حد زیادى به سکولاریسم روى آورده اند و دیر زمانى است که نفوذ مسیحیت رو به افول نهاده است.

ادامه مطلب: چهره عیسى مسیح در مسیحیت معاصر
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 318
پرینت

عیسى مسیح و اسطوره‏ شناسى

1.پیام عیسى و مسئله اسطوره شناسى

ملکوت یا پادشاهى خداوند جان کلام موعظه عیسى مسیح است.در طول قرن نوزدهم الهیات‏و علم کشف و تفسیر، ملکوت خداوند را اجتماعى معنوى مى‏دانستند متشکل از انسانهایى که‏از اراده خداوندى که حاکم بر اراده‏شان بود تبعیت مى‏کردند.آنان از رهگذر چنین تسلیم و اطاعتى‏در پى گسترش دامنه قانون خداوند در جهان بودند.در اقوال آمده است که آنان ملکوت خداوندرا قلمروى مى‏دانستند که هر چند معنوى است ولى در درون جهان است.قلمروى که در همین‏جهان و در متن تاریخ این جهان شکوفا مى‏شود و اثر مى‏گذارد.
سال 1892 شاهد انتشار کتاب موعظه عیسى درباره ملکوت خداوند اثر یوهانس وایس«~ (Johannes Weiss) ~»بود.این کتاب دوران ساز تفسیرى را مردود انگاشت که تا آن زمان عموماپذیرفته شده بود.وایس نشان داد که ملکوت خداوند درون ماندگار«~ (immanent) ~»این جهان‏نیست و بخشى از تاریخ جهان نخواهد شد، بلکه بیشتر ماهیتى معاد شناختى دارد.به عبارت‏دیگر ملکوت خداوند امرى متعالى و فراتر از نظم تاریخى است.ملکوت خداوند نه از رهگذرسعى و تلاش انسان بلکه صرفا به میانجى فعل فوق طبیعى خداوند به وجود خواهد آمد.خداوند ناگهان جهان و تاریخ را به پایان خواهد رساند و دنیاى جدیدى به وجود خواهد آورد که‏همان جهان سعادت جاودان است.
این برداشت از ملکوت خداوند اختراع عیسى نبود، بلکه مشابه برداشتى بود که در برخى محافل خاص یهودیانى رواج داشت که جملگى منتظر پایان این جهان بودند.این تصویر از درام‏معاد شناختى، محصول ادبیات آخر الزمانى یهود بود که کتاب دانیال نبى قدیمیترین نسخه‏موجود آن است.تفاوت اصلى موعظه عیسى با تصاویر آخر الزمانى درام معاد شناختى و بامفهوم سعادت جاودان عصرى که خواهد آمد در آن بود که عیسى از ترسیم و ارائه تصاویر دقیق‏اجتناب مى‏کرد .او خود را به بیان این عبارت محدود مى‏کرد که ملکوت خداوند خواهد آمد وانسانها باید مهیاى رویارویى با داورى و عدالتى باشند که در راه است.گذشته از این تفاوت،عیسى در انتظارات معاد شناختى معاصران خود شریک بود و به همین دلیل او نیز دعا و نیایش‏را به مریدانش تعلیم مى‏داد.
نام تو مقدس باد

ادامه مطلب: عیسى مسیح و اسطوره‏ شناسى
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 319
پرینت

آیین کالونی

ژان کالون را باید مهم‌ترین رهبر و الاهیدانِ نهضت اصلاح دینی پس از لوتر دانست. کتاب مبادی دین مسیحی او مهم‌ترین و بزرگ‌ترین اثر الاهیاتی در دوره‌های اولیة حیات نهضت اصلاح دینی است؛ کالون مهم‌ترین رهبر کلیساهای اصلاح‌شده بود؛ او در شهر ژنو حکومتی مسیحی برپا کرد و رهبری آن را بر عهده گرفت. روایت کالون از الاهیات در بین پروتستان‌های فرانسه، هلند و اسکاتلند مقبولیت و حاکمیت یافت و آیین کالونی حرکتی قوی و پرنیرو در انگلستان و قسمت‌هایی از آلمان و اروپای مرکزی بود. این مقاله سعی دارد تا تصویری خلاصه اما روشن و قابل‌فهم از اندیشه‌های اصلی کالون و جریانی که به آیین کالونی مشهور است ارائه کند.
آیین کالونی نظام الاهیاتی‌ای است که اصلاحگر فرانسوی، ژان کالون، شکل داد. او عمده مباحث خویش را در کتاب مبادی دین مسیحی [۱] (۱۵۳۶ـ۱۵۵۹) مطرح کرد. این ساختار کلامی که نشان‌دهندة شایستگی کالون برای لقب «نابغة الاهیاتی نهضت اصلاح دینی» است نخستین عرضة نظام‌مندِ پروتستانتیسم بود که پس‌زمینه‌ای عقیدتی نیز برای بیشتر کلیساهای غیرلوتری سنت اصلاح‌شده [۲] فراهم آورد.
این مقاله آیین کالونی را تحت عناوین ذیل مورد بررسی قرار می‌دهد:

ادامه مطلب: آیین کالونی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 255
پرینت

مسیحیت و نهضت اصلاح دین

درک نهضت جهانی کلیساها(*) از جنبش اصلاح دین تحت تأثیر ارزیابی مجدد شخصیت مارتین لوتر(1) بوده است تا حدود زیادی رشد مطالعه درباره لوتر مدیون مورخان کاتولیک بوده است که بیش از همتایان پروتستانت خود به منشأ پیدایش نهضت اصلاح دین و بحران دینی خود لوتر و پیامدهای بعدی آن پرداخته اند. درحالی که مورخان کاتولیک مانند الکساندر گانوکزی(2)، کلیان مک دانل(3) و ژاک پلت(4)، مطالعات مهمی در باب کالوین(5) و زوبینگلی(6) انجام داده اند نیروی اصلی مورخان کاتولیک در مطالعه منشأ مذهب پروتستانت غالباً صرف ارزیابی شخصیت مارتین لوتر شده است. تا پایان قرن نوزده تاریخ نگاری کاتولیک تحت تأثیر تصویری کاملاً منفی از لوتر بود که توسط جدل گرای معروف کاتولیک، یوهانس کخلایوس(7) در کتاب مشهورش به نام «تفسیر در باب اعمال و آثار مارتین لوتر»(8)(1542) به وجود آمده بود. از آنجا که الهیات کاتولیکی قرون وسطی چنین آموزش می داد که کفر و بدعت بیشتر به اراده مربوط است تا به عقل و نیز عیب و نقصی در شخصیت فرد است تا قصوری در عقل او. کخلایوس کوشش کرد تا کفر و بدعت لوتر را با نشان دادن عیوب شخصیت او که موجب تکفیر او از سوی کلیسای روم شد، نشان دهد. طبق نظر کخلایوس، لوتر انسانی مغرور و خودرأی بود که مطلقاً تحت تأثیر هواهای نفسانی خویش قرار داشت و فاقد تعبد دینی بود.

ادامه مطلب: مسیحیت و نهضت اصلاح دین
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 274
پرینت

ماهیّت مسیحیّت

مقدّمه:

فرانکلین لوفان باومر:
ماهیّت مسیحیّت (*)(1841) نوشته لودویک فویرباخ تقریباً به همان اندازه غوغا و هیجان برانگیخت که کتاب زندگی عیسی نوشته اشتراوس. فویرباخ (72- 1804) هر چند تحت تأثیر هگل قرار داشت- او راهیِ برلین شده بود تا به دروس هگل گوش فرا دهد و تحت تأثیر هگل بود که از الهیّات چشم پوشیده و به فلسفه پرداخت- مع هذا بر فلسفه ای که هگل ارائه کرده بود بشورید و آن را مورد حمله قرار داد، زیرا آن را «آخرین پناهگاه، آخرین حمایتِ راسیونِل یا خردگرایانه از الهیّات» تلقّی
می نمود. وی با برداشتی روان شناسانه خدا را شرح می داد، و او را بازتاب آرزوها و نیازهای آدمی می پنداشت. بدینسان او پیشگام منتقدان بعدی دین بود، و برمارکس و فروید تأثیر نهاد.
های و هویی که کتاب حاضر برانگیخته مرا متعجّب نکرده است، و از همین روی من از جایگاهم به هیچ وجه تکان نخورده ام. برعکس، با خونسردی کامل کتابم را یک بار دیگر مورد وارسی دقیق قرار داده ام، چه از دیدگاه تاریخی و چه از لحاظ فلسفی ....

ادامه مطلب: ماهیّت مسیحیّت
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 221
پرینت

زندگی عیسی (ع)

مقدّمه:

فرانکلین لوفان باومر:
کتاب زندگی عیسی(*) اثر اشتراوس با اینکه در دوران جوانیِ نویسنده نگاشته شده بود به هنگام نخستین چاپ آن به سال 6- 1835 هیجانی عظیم برانگیخت. این کتاب «نقطه عطفی در الهیّات نوین خوانده شده است» زیرا این سؤال را برانگیخت که عیسی چه کسی بود: آیا او شخصیتی واقعی بود یا خیالی؟- بحثی که از آن پس بارها مطرح شده است. نتیجه گیریهای رادیکال اشتراوس (74- 1808) سبب شد که او از ادامه درس دادن در دانشگاه توبینگن برکنار شود و به علت مخالفت روحانیّون، شغلی را که دانشگاه زوریخ به وی پیشنهاد کرده بود نپذیرد. او تحت تأثیر عمیق فلسفه هگل قرار داشت، فلسفه ای که آن را در دانشگاه برلین آموخته بود؛ او مخصوصاً به این برداشت هگل گرایش نشان می داد که می گفت پیشینه افکار مسیحی و دینی را باید در تصورات «اسطوره ای» ابتدایی تر سراغ گرفت.
به نظر نویسنده این اثر، که بخش نخست آن در اختیار عموم قرار گرفته است، چنین می آمد که هنگام آن فرا رسیده باشد که در خصوص مطالعه زندگی عیسی نحوه بررسی جدیدی را جایگزین نظامهای کهنه و یا منسوخ فرا- طبیعت جویانه و طبیعت گرایانه کنیم. کاربرد واژه منسوخ در مورد نظام طبیعت گرایانه امروزه پذیرفتنی تر می آید تا در مورد نظام فرا- طبیعت جویانه. زیرا کنجکاوی و علاقه ای که توجیهات راسیونالیست ها در مورد معجزات و امور مبهم و نایقین بر می انگیخته اند دیگر فروکش نموده است، و اینک زمینه بهتری فراهم شده تا توجه بیشتری به تعابیر کسانی بشود که به تفسیر ماوراءِ طبیعی توسّل می جویند تا تاریخ و سرگذشت امور مقدّسه را با ذوق و سلیقه مُدرن موافق سازند. مع هذا، حقیقت این است که نگرش اُرتدکسی ِ این سرگذشت زودتر از نگرش راسیونالیستی بویِ کهنگی به خود گرفت، زیرا وقتی که نگرش اُرتدکسی نمی توانست دیگر با وضع پیشرفته تر فرهنگی همسازی کرده و آن را ارضاء کند نگرش راسیونالیستی قوام گرفت و اشاعه پیدا کرد، در حالی که تلاشهای اخیر، به یاری فلسفه عرفانی، در جهت احیای نگرش فرا- طبیعی که نیاکانمان داشتند، با مبالغه و گزافه پردازیهایی که در این مورد می شود تا امری غایی به حساب آید، پته خود را بر آب می اندازند، و دست و پای نومیدانه و بی فرجامی می زنند تا گذشته را حال جلوه دهند و آنچه را که به وهم در نمی آید قابل تصوّرش سازند. نگرش نوینی که باید جای نگرش فوق را بگیرد، نگرش اسطوره ای است. این نظریه ای نیست که برای نخستین بار در کتاب حاضر به تاریخ اِوانژلیک (انجیلی - مسیحی) ربط داده شده باشد: از مدتها پیش در مورد بخشهای بخصوصی از آن تاریخ به کار برده می شده است، منتهی در اینحا به تمامی محتوا و درون مایه اش تعمیم یافته است.

ادامه مطلب: زندگی عیسی (ع)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 217
پرینت

دومين دولت عبري در يهوديه

از استقرار دومين دولت يهودي تا فروپاشي كامل يهوديه
در همه ي جنگ هايي كه برادران مكابي براي دست يافتن به استقلال ملي دولت يهوديه انجام دادند، حسيديم هيچ نقشي ايفا نكردند. آنان، كه به هدف ديني خود دست يافته بودند، از ميدان مبارزه كناره كشيدند و با سوري ها صلح كردند. اما نبايد اين نگرش و رفتار آنان را به عنوان خيانت به منافع ميهن محكوم كرد. حسيديم كه در عشق و وفاداري به ميهن و مردم خود تسليم هيچ كسي نشدند، استقلال و آزادسازي كامل يهوديه ي كوچك را از يوغ بيگانگان، با وجود سوريه و مصر متجاوز و اكنون قدرتِ در حال ظهورِ روم، كه براي بلعيدن ملت هاي كوچك چنگ و دندان نشان مي داد، امري ناممكن مي دانستند.
و رويدادهاي بعدي، تا حد زيادي، نظر آنها را تأييد كرد. خود يهودا، به رغم پيروزي هاي درخشانش موقعيت ضعيف خود را تشخيص داد، و از اين رو كوشيد از راه متحد شدن با دولت روم موقعيتش را تحكيم بخشد- اتحادي كه نخستين گام در از دست دادن استقلال ملي نويافته ي اسرائيل بود.
ليكن مدتي يهوديه احساس امنيت كرد. طي حكومت شمعون، كشور از رشد و شكوفايي فراواني برخوردار گرديد، و فرزند او يوحنا هيركانوس (2) ( 135-104 ق. م. ‌)، كه هم در منصب كاهن اعظم و هم به عنوان غيرروحاني، جانشين پدرش گرديد، با استفاده از نزاع داخلي ميان سوري ها، قلمرو حكومت خود را گسترش داد. اما با افزايش پيروزي هايش هرچه بيشتر جاه طلب گرديد. ديگر هدف او صرفاً آزادي مذهبي يا استقلال سياسي نبود. او رؤياي ايجاد نوعي پادشاهي يا امپراتوري را در سر مي پروراند و از هر سو جنگ هاي تهاجمي را آغاز كرد. از سربازان مزدور مشرك استفاده كرد و به كمك آنان سامري ها و ادومي ها را مغلوب ساخت و با زور شمشير سنت ختنه را بر آنان تحميل كرد.
فريسيان (3)، كه همراه با صدوقيان (4) دو گروه اصلي اي را تشكيل مي دادند كه نخست طي اين دوره ظهور يافتند، شديداً با قوم پرستي افراطي هيركانوس مخالف بودند. فريسيان به عنوان وارثان روحاني حسيديم، چاره اي جز محكوم كردن جنگي كه هدف آن نخوت و بزرگ نمايي قومي بود نداشتند. اين مخالفت فريسيان و نفوذ عظيم آنان در ميان توده هاي مردم بود كه هيركانوس را ناگزير ساخت، با توجه به كمبود سربازگيري، كه چون تورات آن را منع كرده بود، نمي توانست واقعاً در اين سرزمين به آن جنبه ي قانوني ببخشد، براي ماجراجويي هاي نظامي خود به مزدوران خارجي توسل جويد. تنها حمايتي كه او به دست آورد حمايت صدوقيان بود كه عمدتاً شامل عناصر قبلاً يوناني زده مي شدند- طبقات بالاي روحانيان و زمينداران ثروتمندتر كه بسياري از انديشه هاي بيگانه را اخذ كرده و همراه با آن انديشه ها به ترغيب قوم گرايي افراطي و خشن پرداخته بودند.
در اينجا به نقطه ي جدايي و اختلاف بين اين دو گروه مي رسيم، اختلافي كه سياست هاي هيركانوس تنها به تشديد آن كمك كرد. اين اختلاف از طريق نام هايي كه آنها در تاريخ بدانها معروف شده اند نشان داده نمي شود، زيرا معناي اين نام ها دقيقاً روشن نيست. هر دو گروه به تورات وفادار بودند. اما در حالي كه صدوقيان، با همه ي وفاداري شان به تورات، قبل از هر چيز بر مفهوم قوم و امت تأكيد مي كردند، فريسيان، با تمامي تعلق و وابستگي شان به مفهوم دولت، بيش از هر چيز بر اهميت تورات تأكيد مي ورزيدند.

ادامه مطلب: دومين دولت عبري در يهوديه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 208
پرینت

از تعاليم انبياء تا شريعت كاهنان

شور و اشتياق انبيا نسبت به تحقق عدالت، به خاطر عدالت به عنوان اصلي اخلاقي نبود، بلكه به اين دليل بود كه آن اراده ي وحياني خدا بود: قطع نظر از خدا و اراده ي او آن گونه كه در تورات انكشاف يافته بود، انبياي بني اسرائيل نه عدالتي مي شناختند و نه قانون اخلاقي را به رسميت مي شناختند. آنان به اين دليل كه باور داشتند اراده و مشيت خداوند عادلانه است به طور غريزي احساس اجبار مي كردند كه آنچه در توان دارند براي از ميان بردن شر و بدي انجام دهند، بي عدالتي اجتماعي را ريشه كن كنند، و در زمين عدالت را برقرار سازند.
اين تعلق خاطر عميق انبيا به اراده ي آسماني خداوند آنها را با كاهنان، كه اغلب آنان را با يكديگر مقايسه مي كنند، روحاً مشابه مي ساخت. عقيده بر اين است كه انبيا نمايندگان ديني متعالي بودند و آنچه طلب مي كردند حقيقت دروني، منش درست و گرايش به نيكي بود، در حالي كه كاهنان نماينده ي ديدگاه نازل تري درباره ي دين بودند كه بر شعاير و تشريفات مذهبي تأكيد مي كرد. ليكن در واقع كاهنان چيزي بيش از صرف مجريان مراسم ديني معبد بودند كه علائق آنان محدود به انجام دادن مناسك قرباني و ظواهر ديني بود. آنان همچنين تعليم دهندگان تورات از تمامي جنبه هاي آن - ديني و اخلاقي - بودند. ( مثلاً بنگريد به « سفر لاويان »، باب 10، آيه ي 10؛ « سفر تثنيه »، باب 17، آيه ي 9؛ « سفر تثنيه »، باب 33، آيه ي 10؛ ( « كتاب ميكاه نبي »، باب 3، آيه ي 11 )؛ ( « كتاب ارمياي نبي »، باب 18، آيه ي 18 )؛ و در پادشاهي جنوبي نقش مهمي در اجراي عدالت داشتند. (2) بنابراين، اساساً هم كاهنان و هم انبيا، كه به يكسان از تورات الهام مي گرفتند، آرمان هاي مشتركي داشتند كه هر كدام به شيوه ي خاص خود مي كوشيدند به ترويج آنها بپردازند و موجبات تحققشان را فراهم سازند- انبيا با بيان اصول اخلاقي و ديني، و كاهنان با اجراي مراسم ديني و عبادي. از اين رو آنان مكمل يكديگر بودند. پيامبران به آشكار ساختن آرماني مي پرداختند كه شعاير به آن غنا مي بخشيدند، در حالي كه كاهنان با انجام دادن مناسك به غني ساختن اين آرمان كمك مي كردند. جدايي تقواي دروني و پاي بندي به اصول اخلاقي از شعاير ظاهري دين بود كه انتقاد گزنده و خشم پيامبران را برمي انگيخت، همان طور كه كاهنان واقعي و اصيل- زيرا همچنان كه كاهنان دروغين وجود داشتند، انبياي دروغين نيز بودند- از تأييد اين تصور كه كسي با پنهان ساختن خود در پشت لاشه ي قرباني مي تواند از داوري خداوند درباره ي فساد اخلاقي و گمراهي اش بگريزد خودداري مي كردند.

ادامه مطلب: از تعاليم انبياء تا شريعت كاهنان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 179
پرینت

آموزه هاي كتاب هاي حكما در كتاب مقدس

در كنار انبياي بني اسرائيل، مردان حكيم يا حكما (2) ( Hakamin ) نيز وجود داشتند كه نوشته هاي آنان شامل « كتاب امثال » (3)، « كتاب ايوب » (4)، « كتاب جامعه » (5) مي گردد. اين نوشته ها به ادبيات حكمي اسرائيل تعلق دارند. به نظر مي رسد اين حكما به عنوان گروه يا صنف مشخصي شناخته مي شده اند كه وظيفه ي آنان، همان طور كه از « كتاب ارميا » ( باب 18، آيه ي 18 ) مي آموزيم، دادن « پند و اندرز » بود. وظايفي كه انان براي خود قائل بودند به روشني در اشعار آغازين « كتاب امثال » ، ( باب 1، آيه ي هاي 2-4 ) آورده شده است:
به جهت دانستن حكمت و عدل
و براي فهميدن كلمات فطانت
به جهت اكتساب ادب معرفت آميز
و عدالت و انصاف و استقامت
تا ساده دلان را زيركي بخشد
تا مرد حكيم بشنود و علم بيفزايد
به اجمال، حكما قصد داشتند آگاهي و حكمت را به جاهلان انتقال دهند تا آنان بتوانند حكيمانه و بر اساس تقوا زندگي كنند، و نيز به پرورش حزم و دورانديشي در جوانان و افراد بي تجربه بپردازند.

ادامه مطلب: آموزه هاي كتاب هاي حكما در كتاب مقدس
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسیح/ مسیحی / مسیحیت
نمایش از 07 فروردين 1394 بازدید: 194
پرینت

نبوغ مسیحیت

مقدمه

فرانکلین لوفان باومر:
فرانسوا رُنه، ویکنت دو شاتوبرییان(1848-1768) یکی از رهبران واکنش، علیه انقلاب فرانسه، و از پیشگامان اصلی ادب در فرانسه دوران ناپلئون بود. در یادداشتهای روزانه خود او توضیح می دهد که بعد از تجربه ای در آزاداندیشی، به دین مادری خود بازمی گردد و مصمم می شود که تأثیر ولتر را از بین ببرد. معروفترین اثر او نبوغ مسیحیت (1802) درست به هنگامی به چاپ رسید که دستگاه کلیسائی کاتولیک به عنوان مذهب رسمی فرانسه توسط ناپلئون دوباره برقرار گردید
درباره اسرار

(طبیعت راز و رازهای مسیحی)
در زندگی فقط آن چیزهایی که رازآمیز هستند زیبا و لطیف و باشکوه اند. احساسات عالی آنهایی هستند که ما را به گونه ای ابهام زا بر سر شور درمی آورند: شرم و حیاء، عشق نیالوده، دوستی پارسایانه همه آکنده از رازند.

ادامه مطلب: نبوغ مسیحیت
 

صفحه1 از2

<< شروع < قبلی 1 2 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 200 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید