نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 26 مهر 1392 بازدید: 273
پرینت

فلسفه همچون زندگي(1)

نويسنده: سيدجلال الدين مير شرف الدين
سعادت به مثابه بنياد فلسفه در انديشه ارسطو

فلسفه، برترين شيوه زندگي انسان
ارسطو انسان را موجودي مي داند كه همواره مي خواهد، ا‌راده مي كند و به سوي خواستش حركت مي كند و در ابتداي اخلاق نيكوماخوسي،‌ حقيقت وي را چنين تصوير مي كند. در نگاه او،‌ طلب، ‌جوهر جان آدمي است و كسي كه « نمي خواهد » چونان جماد مرده شمرده مي شود. از اين رو، مبدأ و مقصد تمام افكار و اعمالش مطلوبي است كه مي طلبد، ‌غايتي است كه دنبال مي كند، آشكارا آن را خير خود مي داند و درست به همين دليل انتخابش كرده و براي دست يافتن بدان مي كوشد،‌ از اين رو،‌ به درستي گفته شده است كه خير آگاثس (ayaos=) غايت همه چيز است. ( اخلاق نيكوماخوسي، 2-3 الف 1094 )

ادامه مطلب: فلسفه همچون زندگي(1)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 26 مهر 1392 بازدید: 250
پرینت

فلسفه همچون زندگي (2)

نويسنده: سيد جمال الدين مير شرف الدين

سعادت به مثابه بنياد فلسفه در انديشه ارسطو
  لذت در نظر ارسطو
بي ترديد همان گونه كه افلاطون در بسياري از رسائل خود متذكر شده است، ‌سعادت شامل بلكه عين لذت است. پس حق داريم بگوييم كه اصلاً سعادت نائل شدن به اوج لذت است. از اين روست كه ارسطو از آن با عنوان معياري مستقل نام مي برد و تأمين لذت كامل و پايدار را دليل سعادتمندي كامل و راستين مي شمارد. او درباره لذت دو اصل را عنوان مي كند:
الف) لذت حالت نفس است. پس لذت بردن متعلق به نفس بوده و نفس است كه معين مي كند چه چيزي لذيذ است و چه چيزي نيست. لذا خود شيء فارغ از نفس نمي تواند متعلق صفت لذت واقع شود.
ب) برخي لذت ها بر حسب طبيعت لذيذ هستند و بعضي اين گونه نيستند.

ادامه مطلب: فلسفه همچون زندگي (2)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 26 مهر 1392 بازدید: 279
پرینت

فلسفه اسلامى؛ هستى و چيستى  5

 گفت وگو با استاد غلامحسين ابراهيمى دينانى

فلسفه اسلامى چيست؟
چيستى پرسش از ماهيّت است. وقتى از ماهيّت فلسفه اسلامى ـ يا غيراسلامى ـ بحث مى شود, شايد چنين به ذهن آيد كه براى مثال, فلسفه غربى, شرقى, هندى و يا غيره ماهيّت ديگرى دارند.
نخست, بايد به رفع اين شبهه پرداخت كه فلسفه بيش از يك ماهيّت ندارد; ولى اصناف و افراد متعدّد دارد. فلسفه, با توجه به تعريف هاى مختلفى كه دارد, يك چيز بيشتر نيست; يعنى يك واقعيت است كه برداشت هاى مختلفى از آن مى شود. از ميان تعريف هاى ارايه شده نيز تنها بعضى از آنها قابل قبول است. فلسفه يعنى چيزى كه به هستى مى پردازد. به عبارتى, فيلسوف هستى شناسى مى كند. البته, به مسئله هستى, از زواياى مختلف مى توان نگريست. انسان مى تواند از جايگاه و ديدگاه هاى مختلفى به آن نظر كند.

ادامه مطلب: فلسفه اسلامى؛ هستى و چيستى 5
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 26 مهر 1392 بازدید: 272
پرینت

فلسفه اسلامى؛ هستى و چيستى

 نويسنده: على عابدى شاهرودى

فلسفه اسلامى چيست؟

پرسش اول درباره چيستى فلسفه است و طبعاً پرسش دوم بايد اين باشد كه فلسفه دينى و يا اسلامى چيست; و در ادامه, اين پرسش مطرح مى شود كه فلسفه اسلامى به هر معنايى كه تعريف شد, آيا ممكن است, و افزون بر اين كه ممكن است, آيا امكان وقوع و تحقق نيز دارد؟ فلسفه از گذشته هاى دور در تاريخ ـ دست كم تاريخ مدوّن بشر ـ چه در شرق و چه در غرب, وجود داشته و نمى توان گفت كه فلسفه به منطقه خاصى اختصاص داشته است, امّا به دلايل خاصى, از بعضى از سرزمين ها آثار فلسفى كمترى در دست رس است و يا اين كه اصلاً آثار تدوين يافته اى از آنها تاكنون, به دست نيامده است.

ادامه مطلب: فلسفه اسلامى؛ هستى و چيستى
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 26 مهر 1392 بازدید: 261
پرینت

فلسفه اسلامى؛ هستى و چيستى (2)

 نويسنده:استاد مصطفى ملكيان

بنا به نظر شما, جدا كردن فلسفه از اسلام و الاهيات, مايه رشد هر دو آنها مى شود. امّا به واقع چرا نبايد فلسفه خالص را به هيچ دينى منسوب كرد؟

به اين دليل كه هر علمى, به شرطى رشد مى كند كه تابع روش شناسى خاص خود باشد و اگر علمى بخواهد روش هاى ديگر علوم را هم به كار گيرد, بى گمان با مشكل روبرو مى شود. يكى از فلسفه هاى وجودى روش شناسيِ هر علمى اين است كه اگر اين روش شناسى را رعايت كرده باشيد آزاد هستيد. حال, اگر بگويند هر علمى بايد روش شناسى خود و روش شناسى ديگر علم ها را هم رعايت كند, به اين معنا رشد نمى كند.

ادامه مطلب: فلسفه اسلامى؛ هستى و چيستى (2)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 26 مهر 1392 بازدید: 275
پرینت

فلسفه‌ از دیدگاه‌ آیت‌ اللّه‌ مصباح‌ یزدی

 آغاز تفکر فلسفی ‌
تاریخ‌ فکر بشر به‌ همراه‌ آفرینش‌ انسان‌ تا فراسوی‌ تاریخ‌ پیش‌ می‌رود. هرگاه‌ انسانی‌ می‌زیسته‌، فکر و اندیشه‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ ویژگی‌ جدایی‌ناپذیر با خود داشته‌، هر جا انسانی‌ گام‌ نهاده‌ تعقّل‌ و تفکر را با خود برده‌ است‌. از اندیشه‌های‌ نانوشته‌ی‌ بشر، اطلاعات‌ متفن‌ و دقیقی‌ در دست‌ نیست‌ جزء آنچه‌ دیرینه‌ شناسان‌ براساس‌ آثاری‌ که‌ از حفّاریها به‌ دست‌ آمده‌ است‌ حدس‌ می‌زنند. اما اندیشه‌های‌ مکتوب‌، بسی‌ از این‌ قافله‌، عقب‌مانده‌ و طبعاً تا زمان‌ اختراع‌ خط‌، به‌ تأخیر افتاده‌ است‌. در میان‌ انواع‌ اندیشه‌های‌ بشری‌ آنچه‌ مربوط‌ به‌ شناخت‌ هستی‌ و آغاز و انجام‌ آن‌ است‌ در آغاز، توأم‌ با اعتقادات‌ مذهبی‌ بوده‌ است‌ و از این‌ روی‌ می‌توان‌ گفت‌: قدیم‌ترین‌ افکار فلسفی‌ را باید از میان‌ افکار مذهبی‌ شرقی‌ جستجو کرد. مورّخین‌ فلسفه‌ معتقدند که‌ کهن‌ترین‌ مجموعه‌هایی‌ که‌ صرفاً جنبه‌ فلسفی‌ داشته‌ یا جنبه‌ فلسفی‌ آنها غالب‌ بوده‌ مربوط‌ به‌ حکمای‌ یونان‌ است‌ که‌ در حدود شش‌ قرن‌ قبل‌ از میلاد می‌زیسته‌اند.

ادامه مطلب: فلسفه‌ از دیدگاه‌ آیت‌ اللّه‌ مصباح‌ یزدی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 26 مهر 1392 بازدید: 248
پرینت

فلسفه

 به گفته تمام فیلسوفان، سخت‌ترین پرسشی که می‌توان مطرح کرد، این پرسش است که: "فلسفه چیست؟"
در تعریف فلسفه اختلاف نظر فراوانی وجود دارد. یک علت این اختلاف تعاریف، آن است که موضوع فلسفه که زمانی علم علوم و جامع کلیه معارف انسانی بود تغییر کرده و به تدریج علوم طبیعی و انسانی از آن جدا شد و کار بدان جا رسید که پوزیتویست‌ها و نئوپوزیتویست‌ها اصلا وجود فلسفه را به عنوان رشته مستقل معرفت انسانی منکر شدند.وجود مستقل فلسفه به مثابه شکلی از اشکال شعور انسانی است.

ادامه مطلب: فلسفه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 25 مهر 1392 بازدید: 261
پرینت

فلسفي شدن تفكر ديني

 از پرسشهاي مهمي كه در جهان جديد درباره نسبت دين و فلسفه مطرح است، ارتباط دينداري فيلسوفان با تفكر فلسفي آنهاست و يا اينكه آيا دينداري مي تواند به تأملات فلسفي ياري رساند. و آيا تفكر فلسفي با دينداري فيلسوفان مغايرتي ندارد؟ آنچه مي خوانيد، در قالب چندين نكته به اين پرسش مهم و تأثيرگذار مي پردازد. 

1) اولاً براي متفكران قرون وسطي، فيلسوفان اسلامي يا حتي فيلسوفان يوناني پرسش فوق آن گونه كه در جهان جديد مطرح است، مطرح نبوده است.
بي ترديد، فردي چون «ابن سينا» يا «توماس آكويناس» تعارض و تناقضي ميان دينداري و فلسفه ورزي خود مشاهده نمي كردند. اين موضوع به صورت جدي فقط در جهان جديد به پرسشي مهم تبديل شده است. دليل اين امر هم آن است كه مدرنيته ابتدا مدعي بود مي توان با تكيه بر عقل صرف، به سامان همه امور زندگي انساني پرداخت و در اين ميان هرچه را كه ريشه در سنت داشت، ناديده مي گرفت. در اين بين، دين هم از عرصه هاي مختلف حذف شد و حداقل شاهد حضور كم رنگ آن در اين زمينه ها بوديم. اين روند به سرعت در قرون نوزدهم و بيستم تعديل شد، ولي در سده هاي هفدهم و هجدهم كم و بيش شتاب بيشتري به خود گرفت.

ادامه مطلب: فلسفي شدن تفكر ديني
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 25 مهر 1392 بازدید: 233
پرینت

معنا و مفهوم فلسفه در اسلام

 نويسنده: دکتر محمد سعيدي مهر(عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس)

چکيده

حقيقت فلسفه چيست؟ چه تعريفي از آن مي توان ارائه داد؟ و ميان فلسفه و ديگر علوم چه نسبتي برقرار است؟
سؤال در خصوص «چيستي فلسفه» از دير زمان مورد توجه فيلسوفان بوده و نوشتار حاضر نيز که ترجمه مقاله اي تحت عنوان The meaning and concept of philosophy lslam نوشته دکتر سيدحسين نصر (s. Hossein NASR) در کتاب Nasr. S.Hossein and Oliver Leaman (eds),History of Islamic philosophy (part1) مي باشد، مفهوم فلسفه در جهان اسلام و سير تاريخي تحولات آن را مورد بررسي قرار مي دهد.

ادامه مطلب: معنا و مفهوم فلسفه در اسلام
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 25 مهر 1392 بازدید: 236
پرینت

فیلسوف با «استعاره» مى اندیشد

نویسنده:محمود سیفى

فیلسوفان از استعاره براى اهداف متعددى استفاده مى کنند. از شایع ترین موارد استفاده از استعاره در فلسفه تلاش براى توصیف یک نظریه است. برخلاف عرف رایج که استفاده از صنایع بلاغى در نوشتارهاى علمى را صحیح نمى داند، از قدیم به وفور در کتاب هاى فلسفى از استعاره استفاده مى شده است. طبق عرف رایج، در زبان علمى باید از زبان صریح، مستقیم و معانى حقیقى استفاده کرد و هرگونه به کاربردن کلمات در معانى مجازى یا استعارى نادرست است، چون موجب مى شود ابهام یا ایهام ایجاد شود و خواننده به معناى اصلى دست پیدا نکند. البته، این ممنوعیت استفاده از استعاره معمولاً در مقام استدلال یا تبیین است و نه مقام توصیف محض. مادامى که ما از استعاره ها فقط براى توصیف یک نظریه استفاده کنیم، به ظاهر مسأله اى وجود ندارد. این امر البته وقتى صحیح است که ما استعاره ها را مسائل مربوط به سطح زبان بدانیم و نه اندیشه؛ یعنى نظریه معمول استعاره که تا دهه ۱۹۸۰ قبول عام داشت.

ادامه مطلب: فیلسوف با «استعاره» مى اندیشد
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 25 مهر 1392 بازدید: 240
پرینت

فیلسوفان بالفطره

 نویسنده: تامس ئی، وارتنبرگ

مترجم: مصطفی امیری
اشاره: این نوشتار ترجمه ای است از بخش اول کتاب ایده های بزرگ برای بچه ها: تدریس فلسفه از طریق ادبیات کودک نوشته تامس ئی. وارتنبرگ. که از سوی انتشارات رومن اند لیتلفیلد، در سال 2009 منتشر شده است.
***
یک شب که داشتم پسر بچه پنج ساله ام را می خواباندم، از من پرسید، «بابا، اولین آدم ها چه جوری اومدن اینجا» من که از سؤالش یکه خورده بوم از جِیک (پسرم) پرسیدم چرا این سؤال را می کند. گفت: «خُب، شما و مامان، پدر و مادر من هستید، و اوما و اوپا (منظورش مادربزرگ و پدربزرگش بودند) پدر و مادر شما. اونها هم حتماً پدر و مادر داشتند مگه نه؟ ولی اولین آدم ها چه کسانی بودن؟ اونا چه جوری اومدن اینجا؟» من که از کنجکاوی فلسفی اش تعجب کرده بودم، نظریه های مختلفی را که در این باره می دانستم برایش توضیح دادم. وقتی حرفهایم تمام شد، احتمالاً پسرم قانع نشده بود، ولی حداقل دیگر سؤالی نپرسید و ترجیح داد بخوابد.

ادامه مطلب: فیلسوفان بالفطره
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 25 مهر 1392 بازدید: 239
پرینت

مبنا گروی چیست ؟

نویسنده:محمود سیفى

 در فرهنگ آکسفورد واژه فونداسیون چنین تعریف شده است: «یک سطح یا پایه سخت که برفراز آن بنایى ساخته شود». به همین سان، بسیارى از فلاسفه دانش را ساختمان یا بنایى دانسته اند که باید داراى فونداسیون یا پایه هاى استوار و محکمى باشد. گفتن این که معرفت باید مبتنى بر مجموعه اى از اصول استوار و تخطى ناپذیر باشد در واقع تمسک به استعاره ساختمان است که در آن استحکام «پِى» ضامن بقا و سلامت بقیه ساختمان است. دکارت به صراحت از این استعاره استفاده مى کند. او روش خود را شبیه معمارى مى داند که تلاش مى کند خانه اى بسازد اما زمین را ماسه یا گل فرا گرفته است. او آن قدر زمین را گود مى کند و خاک هاى سست را کنار مى زند تا به سنگ یا زمین سخت برسد و ساختمان خود را بر فراز این زمین سخت بنا کند: «من هم همین طور عمل کردم، هر باور مشکوکى را مانند ماسه ها کنار ریختم و وقتى دیدم در وجود یک متفکر یا شکاک نمى توانم تردید کنم همین را به عنوان سنگ بستر گرفتم تا بنیادهاى فلسفه ام را بر آن بنا کنم».

ادامه مطلب: مبنا گروی چیست ؟
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 25 مهر 1392 بازدید: 238
پرینت

فلسفه، همان تاريخ فلسفه است؟

نويسنده:شيدا اميني

1) در ميان همه علوم و معارف، تاريخ اهميت خاصي دارد. اگر بخواهيم از علمي چون زيست شناسي، جامعه شناسي، اقتصاد، فيزيك، شيمي و... اطلاعاتي كسب كنيم، بايد تاريخ هر يك از اين علوم را بدانيم و فراز و فرودهايي را كه از سر گذرانده است، مطالعه كنيم. حال اگر بخواهيم در يكي از اين علوم متخصص شويم، احاطه به تاريخ آن علم بيشتر ضرورت مي يابد. اينكه تاريخ هر پديده و معرفتي براي شناخت آن پديده بسيار مهم است، آموزه اي است كه در دنياي جديد و پس از رنسانس اهميت پيدا كرده و جهان قبل از رنسانس چنين اهميتي را براي تاريخ قايل نبوده است. كافي است نگاهي به آثار بزرگان جهان قديم بيندازيم تا دريابيم كه تاريخ در آرا و آثار اين افراد جايگاه مهمي نداشته است. خواه اين فرد ارسطو و افلاطون باشد يا ابن سينا، رازي يا آكويناس، در همه اين افراد تاريخ يك معرفت درجه دوم به شمار مي آمده است. اگر چه، حتي بسياري از اين افراد اصلاً تاريخ را علم هم نمي دانسته اند، اما در جهان جديد اين روند تغيير مي كند و هم اكنون شاهد توجه بسيار بر روي تاريخ هستيم. 

ادامه مطلب: فلسفه، همان تاريخ فلسفه است؟
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: معرفي فلسفه
نمایش از 25 مهر 1392 بازدید: 219
پرینت

فلسفه یا خطابه


  نویسنده : محمد لگنهاوزن

 واژه‌ فلسفه‌، یونانی‌ است ‌

واژه‌ «فلسفه‌» از یونان‌ باستان‌ ریشه‌ گرفته‌، به‌ خصوص‌ افلاطون‌ بحثی‌ خاص‌ درباره‌ فلسفه‌ در مقابل‌ خطابه‌ دارد. افلاطون‌ درباره‌ی‌ اثبات‌ و برهان‌سازی‌ می‌گوید: کاری‌ که‌ ما به‌ عنوان‌ فیلسوف‌ می‌کنیم‌، تفاوت‌ دارد با کار دیگران‌ که‌ از همان‌ نوع‌ روش‌ استفاده‌ می‌کنند. تفاوتش‌ در این‌ است‌ که‌ ما در فلسفه‌ دنبال‌ حقیقت‌ هستیم‌، اما آنها که‌ در رشته‌ی‌ خطابه‌ هستند، فقط‌ می‌خواهند با الفاظ‌ بازی‌ کنند. اگر ما به‌ فلسفه‌ این‌گونه‌ نگاه‌ کنیم‌ که‌ سنتی‌ است‌ در تاریخ‌ فکر انسان‌ که‌ در یونان‌ باستان‌ ظهور پیدا کرد، می‌توانیم‌ با این‌ دیدگاه‌ تاریخی‌، به‌ فلسفه‌ اسلامی‌ و فلسفه‌ غرب‌ نگاه‌ کنیم‌. ولی‌ فلسفه‌ی‌ چین‌ و فلسفه‌ هند را چگونه‌ می‌توان‌ از این‌ منظر نگریست‌؟ فلسفه‌هایی‌ که‌ ارتباط‌ مستقیمی‌ با فلسفه‌ غرب‌ نداشتند.

ادامه مطلب: فلسفه یا خطابه
 

صفحه1 از8

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 168 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید