نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 185
پرینت

یادی از یار قهرمان و پیکارجو

خَبّابِ بن اَرَّت، از پیش قدمان به اسلام و مجاهدان راستن در آغاز اسلام است، او ششمین نفری بود که به اسلام گروید و با این که با شدت تحت شکنجه های گوناگون مشرکان واقع می شد، چون کوهی استوار، استقامت می کرد و از اسلام خارج نمی شد. چند بار سر او را با آهن گداخته داغ کردند و... اما او به راه خود ادامه می داد.
او در جنگ های پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ شرکت فعال داشت و چون سربازی جانباز، از حریم اسلام دفاع می کرد.

ادامه مطلب: یادی از یار قهرمان و پیکارجو
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 145
پرینت

یاد جانسوز علی (ع) از یاران شهید

نوف بن فضاله بکالی، یکی از افراد قبیله حِمیر (بر وزن حکمت) از طایفه همدان، بود و این طایفه او را مثل یک رئیس خود احترام می گذاشتند. نوف از یاران خاص امام علی ـ علیه السلام ـ بود. او می گوید:
امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در کوفه (که ظاهراً مسجد کوفه باشد) روی سنگی که آن را «جعده بن هبیره» (خواهرزاده علی ـ علیه السلام ـ ) نصب کرده بود، ایستاد[1] و این خطبه (182) را ایراد فرمود، در حالی که امام پیراهنی خشن از پشم پوشیده بود و شمشیرش را با بندی از لیف خرما به گردن آویخته بود و کفشی از لیف خرما در پای داشت و پیشانیش بر اثر سجده پینه بسته بود، پس از حمد و ثنای الهی و سفارش به تقوی و پرهیزکاری و موعظه و اندرز و تذکر مرگ و یادآوری شاهان و زورمندانی که در گودال های قبر افتادند و سپس یادی از حضرت مهدی، حجت خدا ـ سلام الله علیه ـ نمود، آن گاه یادی از یارانش نمود که مخلصانه در راه خدا گام برداشتند و در جنگ صفین به شهادت رسیدند تا به اینجا رسید و فرمود:

ادامه مطلب: یاد جانسوز علی (ع) از یاران شهید
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 196
پرینت

یا دین یا غیرت؟!

نعمان بن بشیر، از شکم پرستان و هواداران طاغوت بود، تا آن جا که برای رسیدن به دنیای خود، از معاویه خواست، لشکری را در اختیارش بگذارد، تا به یکی از نقاطی که در قلمرو حکومت علی ـ علیه السلام ـ است، حمله کند.
معاویه او را فرمانده دو هزار نفر کرد، و او تصمیم گرفت با سپاه دو هزار نفری خود به شهرک «عین التّمر» حمله نماید.
مالک بن کعب از طرف امام علی ـ علیه السلام ـ حاکم این شهرک بود، وقتی که با حمله دشمن روبرو شد، بیش از هزار نفر، یاور نداشت. نامه ای برای حضرت ـ علیه السلام ـ نوشت و جریان را گزارش داد و در خواست کمک نمود.
قبل از رسیدن کمک، نعمان بن مالک حمله کرد، مالک با همراهان از داخل شهرک به دفاع از خود پرداخت، مالک و یارانش آن چنان آماده بودند که غلاف های شمشیر خود را شکسته بودند، تا دیگر شمشیرهای خود را در غلاف نکنند، و به جنگ ادامه دهند.

ادامه مطلب: یا دین یا غیرت؟!
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 128
پرینت

ویژگیهای برادر و دوست علی (ع)

روزی امام علی ـ علیه السلام ـ درباره برادر و دوست خود (به عنوان مثال) سخن می گفت و می خواست به یاران بگوید که برادر و دوست من کسی است که با من پیوند مکتبی داشته باشد و چنین فردی باید دارای ویژگیهایی باشد. یاران گوش فراداده بودند تا بنگرند آن ویژگیها چیست آیا آن ویژگیها در آنها وجود دارد تا برادر و دوست علی ـ علیه السلام ـ به شمار آیند یا نه؟!
به هر حال، در این زمان نیز علاقمندان به علی ـ علیه السلام ـ باید با دقت در این تابلو بیاندیشند که آیا برادر و دوست علی ـ علیه السلام ـ هستند یا نه؟ آنحضرت «سیزده ویژگی» برای برادر و دوست حقیقی خود به این ترتیب برشمرد:
من در گذشته، برادری داشتم. برادر دینی که دارای این ویژگیها بود:

ادامه مطلب: ویژگیهای برادر و دوست علی (ع)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 187
پرینت

وقت شناسی سیاسی

پس از رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ و پیش آمدن ماجرای سقیفه بنی ساعده و انتخاب ابوبکر، جمعی از بنی هاشم که در میانشان، عباس عموی پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ نیز بود، همراه ابوسفیان، به حضور علی ـ علیه السلام ـ آمدند و از آن حضرت درخواست کردند که به عنوان خلیفه رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ با او بیعت نمایند.
حتی ابوسفیان افزود: «اگر اجازه دهی با سپاهی فراوان، پیاده و سواره از تو حمایت می کنیم!».[1]
امیرمؤمنان که سابقه سوء ابوسفیان را می دانست و شرائط را مساعد نمی دید در پاسخ آن ها سخنی فرمود که در نهج البلاغه در خطبه 5 آمده است.

ادامه مطلب: وقت شناسی سیاسی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 108
پرینت

وظیفه انسان در آشوب ها

فتنه ها و حوادث و آشوب هایی که در جهان اتفاق می افتد، گوناگون است، اختلاف گاهی بین دو گروه منحرف می باشد و گاهی بین دو گروه مشکوک، و گاهی نیز بین دو گروه که یکی حق و دیگری باطل است.
از دیدگاه اسلام روشن است که باید از حق حمایت کرد و با باطل پیکار نمود، اما در فتنه ها و آشوب هایی که میان دو گروه در خط باطل و یا دو گروه مشکوک اتفاق می افتد و هیچ گونه امتیاز و ترجیحی در بین آنها نیست[1] اسلام در چنین موارد دستور توقف می دهد، البته منظور از توقف، عزلت و گوشه گیری نیست، بلکه منظور این است که یک انسان مسلمان پلی برای افراد منحرف یا مشکوک نشود نه پشتوانه آنها باشد و نه از او در جهت باطل بهره کشی کنند و از پستان او شیر بدوشند.

ادامه مطلب: وظیفه انسان در آشوب ها
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 168
پرینت

وارستگی عیسی (ع)

امیر مؤمنان در خطبه (160) می فرماید: «اگر می خواهی (نمونه دیگری از وارستگی) در مورد حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ بگویم: بالش او، سنگ بود، و لباس زبر و خشن می پوشید، و نان خشک می خورد، خورش او گرسنگی و چراغ شب او، ماه و سایبان زمستانش، شرق و غرب زمین بود (صبح ها در جانب مغرب و عصرها در جانب مشرق بر روی آفتاب قرار می گرفت) و میوه و گل های او آن بود که در زمین برای چهار پایان می روئید، نه زنی داشت که او را به خود مشغول دارد، و نه فرزندی که او را اندوهگین سازد، و نه ثروتی که توجهش را به خود جلب کند، و نه طمعی داشت که او را خوار سازد. مرکب او دو پایش و خدمتکار او دو دستش بود».[1]

ادامه مطلب: وارستگی عیسی (ع)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 124
پرینت

نهی از حرکت ذلّت بار

امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ از کوفه به سوی جبهه صفین (ناحیه شام) حرکت کرد. در مسیر راه از شهر «اَنبار» گذشت، کدخداهای شهر انبار به عنون احترام به امام، از مرکب های خود پیاده شدند (مردم انبار به این شکل به شاهان و بزرگان احترام می گذاشتند) و به سرعت به سوی علی ـ علیه السلام ـ شتافتند و در پیشاپیش او شروع به دویدن کردند. (او را این گونه اسکورت کردند).
امام ـ علیه السلام ـ به آنها رو کرد و فرمود: «این کار شما چه معنی دارد؟».
پاسخ دادند: «این رسمی است که ما به وسیله آن زمامداران خود را احترام می کنیم».

ادامه مطلب: نهی از حرکت ذلّت بار
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 111
پرینت

نوید به قیام و ظهور جهانی حضرت مهدی (عج)

امام علی ـ علیه السلام ـ روزی خطاب به مردم فرمود:
لتعطفَنَّ الدّنیا علینا بعد شماسها عطف الضّروس علی ولدها: «قطعاً دنیا پس از چموشی و رو گردانی، همانند شتر تندخوئی که از دادن شیر به دوشنده اش، خودداری کرده و آن را برای بچه اش نگاه می دارد، به سوی ما روی می آورد و به ما مهربان می شود».
سپس آیه (5 سوره قصص) را تلاوت فرمود که:
و نریدُ اَن نمُنّ علی الّذین استضعفُوا فی الارض و نجعلهم ائمّهً و نجعلهمُ الوارثین: «اراده ما بر این قرار گرفته است که به مستضعفین (جهان) منّت (نعمت کامل) بخشیم و آنان را پیشوایان و وارثین روی زمین قرار دهیم».[1]

ادامه مطلب: نوید به قیام و ظهور جهانی حضرت مهدی (عج)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 112
پرینت

نصیحت علی (ع) به دانشمند ربّانی

عبدالله بن عباس فرزند عباس بن عبدالمطلب، پسر عموی رسول خدا و علی ـ علیه السلام ـ بود که در آن هنگام که بنی هاشم در شعب ابوطالب محاصره بودند (یعنی سال 7 و 8 بعثت) در همان شعب (واقع در مکه) متولد شد و در سال حدود 71 هجری در سن تقریبی 75 سالگی در مکه از دنیا رفت.
او مفسر قرآن و از شاگردان برجسته علی ـ علیه السلام ـ و از دانشمندان بزرگ اسلام، به شمار می آمد و علاقه شدید به خاندان نبوت داشت. وقتی از دنیا رفت، محمد بن حنفیه (فرزند علی ـ علیه السلام ـ ) می گفت: «الیوم مات ربّانیّ هذه الامّه؛ امروز دانشمند الهی این امت از دنیا رفت».

ادامه مطلب: نصیحت علی (ع) به دانشمند ربّانی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 160
پرینت

نصیحت به عثمان

دوران خلافت عثمان بود، مسلمین به گرد امام علی ـ علیه السلام ـ حلقه زدند و از عثمان در مورد کارهایش شکایت نمودند، و از امام علی ـ علیه السلام ـ تقاضا کردند، تا با عثمان صحبت کند و او را از خطاهایش بر حذر دارد.
امام علی ـ علیه السلام ـ (از کنار این مسائل سیاسی بی تفاوت رد نشد، و نگفت بگذار من هم مانند سایرین تماشاچی باشم) به درخواست آن ها احترام گذاشت و نزد عثمان رفت و به نصیحت او پرداخت.
در این نصیحت، پس از ذکر شکایات و اعتراضات مردم و ... فرمود: بدان که بهترین بندگان خدا، در پیشگاه او، رهبر عادلی است که خود هدایت یافته و دیگران را هدایت می کند، سنّت معلوم اسلامی را بر پا و استوار می دارد و سنت مجهول را می میراند. سنت های اسلام، روشن و مشخص می باشند، و بدعت ها نیز با نشانه هائی که دارند آشکارند.

ادامه مطلب: نصیحت به عثمان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 105
پرینت

ناله نیمه شب علی (ع) در محراب عبادت

یکی از پلیدترین نیرنگ های معاویه، پس از تسلط بر کوفه این بود که با انواع حیله ها، اصحاب علی ـ علیه السلام ـ را به سوی شام جلب می کرد، سپس در مجامع عمومی آنها را وا می داشت که سخن از علی ـ علیه السلام ـ بگویند، بلکه از زبان آنها عیبی نسبت به علی ـ علیه السلام ـ گفته شود و همین موجب تأیید سیاست معاویه گردد.
یکی از افرادی که در تنگنای چنین مجمعی قرار گرفت، «ضرار بن ضمره» بود، وی از یاران خاص و با معرفت علی ـ علیه السلام ـ به شمار می آمد، پس از شهادت علی ـ علیه السلام ـ ، معاویه او را (یا از روی تهدید و یا از روی تطمیع، درست معلوم نیست) به شام جلب کرد. در یکی از مجلس های عمومی به او رو کرد و گفت: «ای ضرار! از ویژگی های علی ـ علیه السلام ـ چیزی بیان کن.

ادامه مطلب: ناله نیمه شب علی (ع) در محراب عبادت
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 100
پرینت

ناله عقیل از آهن گداخته

فاطمه بنت اَسَد مادر حضرت علی ـ علیه السلام ـ چهار پسر داشت، که بین هر یک با دیگری، ده سال فاصله بود، به این ترتیب: طالب، عقیل، جعفر و علی ـ علیه السلام ـ . عقیل دومین پسر ابوطالب، مردی خوش فکر و حاضر جواب و شجاع بود و در جنگ صفین از رزمندگان سپاه علی ـ علیه السلام ـ به شمار می آمد، فرزندان و نوادگان عقیل، و در میان آنها به خصوص حضرت مسلم فرزند عقیل، همه از حامیان دین بودند و گروهی از آنها در کربلا در رکاب حسین بن علی ـ علیه السلام ـ به شهادت رسیدند.[1]

ادامه مطلب: ناله عقیل از آهن گداخته
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: داستان هاي نهج البلاغه
نمایش از 19 شهریور 1392 بازدید: 153
پرینت

منطق و منطق پذیری

 کلیب جرمی[1] می گوید:
پس از کشته شدن عثمان در مدینه، طلحه و زبیر به بصره آمدند (و مردم را بر ضد حکومت علی ـ علیه السلام ـ شوراندند و مقدمه جنگ جمل را پایه ریزی کردند) پس از اندکی علی ـ علیه السلام ـ (با سپاه خود برای سرکوبی شورشیان بیعت شکن) به سوی بصره حرکت کرد، هنگامی که به محل «ذی قار» رسید دو نفر از رؤسای قبیله، به من گفتند با ما بیا تا به حضور علی ـ علیه السلام ـ برویم و ببینیم هدفش از این حرکت چیست؟
قبول کردم با آن ها به «ذی قار» رفتیم و به محضر علی ـ علیه السلام ـ رسیدیم. او را هوشمندترین رؤسای عرب یافتیم. سوالاتی در مورد رؤسای قبائل از من کرد و من پاسخ دادم. پس از گفتگو و روشن شدن مطلب، آن دو نفر که همراه من بودند با آن حضرت بیعت نمودند، سپس آن حضرت به من فرمود: «آیا تو بیعت، نمی کنی؟»

ادامه مطلب: منطق و منطق پذیری
 

صفحه1 از9

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 244 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید