نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اريك اريكسون
نمایش از 02 آذر 1394 بازدید: 56
پرینت

نظریه هویت : اریک اریکسون

اریکسون نظریه فروید را از سه نظر گسترش داد:

الف) او مراحل رشد فروید را گسترش داد. فروید بر کودکی تاکید کرد و اعلام کرد که شخصیت تقریبا در ۵ سالگی شکل می گیرد، در حالی که اریکسون معتقد بود شخصیت در طول عمر، در هشت مرحله متوالی، به رشد کردن ادامه می دهد. ب) اریکسون بر خود بیشتر از نهاد تاکید کرد. از نظر اریکسون، خود، بخش مستقل شخصیت است و وابسته به نهاد یا خدمتگزار آن نیست. ج) اریکسون تاثیر عوامل فرهنگی و تاریخی را بر شخصیت تاکید کرد. او معتقد بود که ما به طور کامل تحت کنترل عوامل زیستی فطری در کودکی قرار نداریم.

مراحل روانی – اجتماعی رشد شخصیت

رشد شخصیت دارای هشت مرحله است که چهار مرحله اول آن شبیه مراحل رشد روانی-جنسی فروید هستند. تفاوت اصلی این است که اریکسون بر همبسته های روانی – اجتماعی تاکید کرد، در حالی که فروید بر عوامل زیستی تاکید داشت. اریکسون معتقد بود که فرایند رشد تحت تاثیر چیزی قرار دارد که به آن را اصل تکوینی رسش (epigenetic principle of maturation) نامید. نیروهای ارثی، ویژگی های تعیین کننده مراحل رشد هستند. رشد به عوامل ژنتیکی بستگی دارد. رشد شخصیت تحت تاثیر عوامل زیستی و اجتماعی، یا متغییر های شخصی و موقعیتی قرار دارد. رشد انسان یک رشته تعارض های شخصی را در بر دارد. امکانات این تعارض ها هنگام تولد به صورت آمادگی های فطری وجود دارد. هر رویارویی با محیط مان بحران (Crisis) نامیده می شود. این بحران ها تغییر در دیدگاه را ایجاب می کند، و ما را ملزم می دارد تا انرژی غریزی خود را بر طبق نیازهای هر مرحله از چرخه زندگی، متمرکز کنیم. ما به این بحران با یکی از این دو روش پاسخ می دهیم : روش نا سازگارانه (منفی) و روش سازگارانه (مثبت). فقط در صورتی که هر تعارض را حل کرده باشیم شخصیت می تواند به توالی رشد عادی خود ادامه دهد. اگر تعارض در هر مرحله ای حل نشده باقی بماند، کمتر احتمال دارد که بتوانیم با مشکلات بعدی سازگار شویم.

ادامه مطلب: نظریه هویت : اریک اریکسون
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اريك اريكسون
نمایش از 02 آذر 1394 بازدید: 58
پرینت

اریک اریکسون

نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون یکی از معروف‌ترین نظریه‌های شخصیت در روان‌شناسی است... برخلاف پياژه كه بر رشد شناختي تأكيد دارد , اريكسون بر ابعاد عاطفي و اجتماعي رشد تكيه ميكند . شايد بتوان نظريه ي پياژه در رشد شناختي و نظريه ي اريكسون در رشد عاطفي و اجتماعي را مكمل يكديگر دانست...

زندگینامه اریک اریکسون :
اریک اریکسون در 15 جون 1902 در فرانکفورت به دنیا آمد و در 12 می 1994 از دنیا رفت. پدرش که دانمارکی بود پیش از تولد او خانواده‌اش را ترک کرد و مادر کلیمی‌اش بعداً با دکتر تئودور هامبرگر ازدواج کرد.
علاقه او به «هویت» از همان نخستین تجربه‌های شخصی‌اش در دوران مدرسه آغاز گشت. از یک سو بچه‌های مدرسه او را به خاطر قد بلند، چشمان آبی و موی بلند مسخره می‌کردند و او را «شمالی» خطاب می‌کردند و از سوی دیگر، به خاطر سابقه کلیمی بودنش مورد طرد قرار می‌گرفت.
اریکسون پس از مسافرت‌های متعددی که در اروپا کرد به مطالعه روانکاوی نزد آنا فروید پرداخت و از انجمن روانکاوی وین گواهی‌نامه گرفت. اریکسون در سال 1933 به آمریکا نقل مکان کرد و پیشنهاد تدریس در دانشکده پزشکی هاروارد را دریافت نمود. علاوه بر این، او به طور خصوصی نیز به روانکاوی کودکان پرداخت. بعد از آن، او در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، دانشگاه ییل، مرکز روانکاوی سانفرانسیسکو و مرکز مطالعات پیشرفته علوم رفتاری نیز به تدریس پرداخت.
اریکسون چندین کتاب منتشر نموده است که از آن میان، کتاب «حقیقت گاندی» او برنده جایزه معتبر پولیتزر گردیده است.
اریک اریکسون زمان زیادی را به مطالعه زندگی فرهنگی بومیان داکوتای جنوبی و شمال کالیفرنیا پرداخت. او از دانش به دست آورده خود در زمینه تاثیرات اجتماعی، محیطی و فرهنگی، در توسعه نظریه روانکاوی‌اش استفاده نمود.

ادامه مطلب: درباره اریک اریکسون
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اريك اريكسون
نمایش از 02 آذر 1394 بازدید: 61
پرینت

اریک اریکسون

نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون یکی از معروف‌ترین نظریه‌های شخصیت در روان‌شناسی است... برخلاف پياژه كه بر رشد شناختي تأكيد دارد , اريكسون بر ابعاد عاطفي و اجتماعي رشد تكيه ميكند . شايد بتوان نظريه ي پياژه در رشد شناختي و نظريه ي اريكسون در رشد عاطفي و اجتماعي را مكمل يكديگر دانست...

زندگینامه اریک اریکسون :
اریک اریکسون در 15 جون 1902 در فرانکفورت به دنیا آمد و در 12 می 1994 از دنیا رفت. پدرش که دانمارکی بود پیش از تولد او خانواده‌اش را ترک کرد و مادر کلیمی‌اش بعداً با دکتر تئودور هامبرگر ازدواج کرد.
علاقه او به «هویت» از همان نخستین تجربه‌های شخصی‌اش در دوران مدرسه آغاز گشت. از یک سو بچه‌های مدرسه او را به خاطر قد بلند، چشمان آبی و موی بلند مسخره می‌کردند و او را «شمالی» خطاب می‌کردند و از سوی دیگر، به خاطر سابقه کلیمی بودنش مورد طرد قرار می‌گرفت.
اریکسون پس از مسافرت‌های متعددی که در اروپا کرد به مطالعه روانکاوی نزد آنا فروید پرداخت و از انجمن روانکاوی وین گواهی‌نامه گرفت. اریکسون در سال 1933 به آمریکا نقل مکان کرد و پیشنهاد تدریس در دانشکده پزشکی هاروارد را دریافت نمود. علاوه بر این، او به طور خصوصی نیز به روانکاوی کودکان پرداخت. بعد از آن، او در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی، دانشگاه ییل، مرکز روانکاوی سانفرانسیسکو و مرکز مطالعات پیشرفته علوم رفتاری نیز به تدریس پرداخت.
اریکسون چندین کتاب منتشر نموده است که از آن میان، کتاب «حقیقت گاندی» او برنده جایزه معتبر پولیتزر گردیده است.
اریک اریکسون زمان زیادی را به مطالعه زندگی فرهنگی بومیان داکوتای جنوبی و شمال کالیفرنیا پرداخت. او از دانش به دست آورده خود در زمینه تاثیرات اجتماعی، محیطی و فرهنگی، در توسعه نظریه روانکاوی‌اش استفاده نمود.

ادامه مطلب: اریک اریکسون
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اريك اريكسون
نمایش از 02 آذر 1394 بازدید: 49
پرینت

رشد روانی از دیدگاه اریکسون

نویسنده: دکتر محمد پارسا

اریک اریکسون (1)، روان شناس معروف آمریکایی دارای یک نظریه ی فراگیر رشد روانی، نه تنها درباره ی کودکان و نوجوانان، بلکه درباره ی بزرگسالان و پیران است. نظر اریکسون بر این اصل استوار است که رفتار و شخصیت محصول تعامل یا داد و ستد میان غریزه های ارثی و آموزشهای فرهنگی در هر جامعه ای است. وی رشد را یک رشته مراحلی می شناسد که هر شخص در طول زندگیش با آن برخورد می کند. این روان شناس فرایند رشد روانی را به 8 مرحله تقسیم می کند. در هر یک از این مراحل هشتگانه وقتی که فرد با بحران اصلی روبه رو می شود با دو جنبه ی سازنده و ویرانگر سروکار پیدا می کند. این بحرانها در جدول (1) به اختصار نشان داده شده است و نقطه های عطفی را دربر می گیرند که بیانگر تعارض میان نیروی غریزی فرد، مردم و نهادهایی است که او در طول زندگی خود در آن مرحله با آنها برخورد می کند. در این جدول به بیان 4 مرحله از رشد روانی کودکان از دیدگاه اریکسون می پردازیم و 4 مرحله ی دیگر را در دوره های نوجوانی، میان سالی و پیری بیان می کنیم.

مرحله ی 1: رشد دهانی - حسی (2): اعتماد بر برابر بی اعتمادی

در این نخستین مرحله (تولد تا 18 ماهگی) که آن را اعتماد در برابر بی اعتمادی نیز نامیده اند احساس امنیت و ناامنی روانی مربوط به رفتاری است که با کودک شیرخواره می شود، چون او برای ارضای نیازهای خود کاملاً به دیگران وابسته است. اگر به او عشق و محبت بورزند و از او به خوبی پرستاری کنند، به ویژه اگر از سوی پدر و مادر توجه و احترام دریافت دارد در او احساس اعتماد پدید می آید. زیرا این حس اعتمادِ به خود توانمندیهایش را در اجرای موفقیت آمیز نیازها تضمین می کند. از سوی دیگر اگر برای غذا فریادش بلند شود، پوشکش خیس شود و آن را دیر عوض کنند، یا رفتاری که در مراقبت از او به عمل می آید به جای شیوه ای گرم و محبت آمیز سخت و ناراحت کننده باشد در او احساس بی اعتمادی ایجاد می شود. به این جهت کودک اعتماد به خود و دیگران و محیط را از دست می دهد. اگر این بی اعتمادی شدید باشد کودک گوشه گیر می شود و امید خود را در رفتار با دیگران از دست می دهد. کودکانی که بتوانند این مرحله ی نخست را با موفقیت و سلامت بگذرانند در بزرگسالی اعتماد کارسازی را همراه خود به ارمغان می برند و ارتباط و همکاری صمیمانه، با معنا و ثمربخشی را با دیگران برقرار می کنند. در واقع باید گفت که احساس اعتماد یک رشد مؤثر و یک شخصیت سالم را به وجود می آورد.

مرحله ی 2: عضلانی - مخرجی (3): خودمختاری در برابر شرم

ادامه مطلب: رشد روانی از دیدگاه اریکسون
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اريك اريكسون
نمایش از 02 آذر 1394 بازدید: 48
پرینت

شخصیّت سالم از دیدگاه اریکسون

نویسنده: دکتر علی فیروز آبادی

 اریک اریکسون (1) در حالی که در اردوگاه فروید قرار داشت در همان حال به بررسی اثر عوامل اجتماعی بر تکامل فردی در هر مرحله از مراحل روانشناختی پرداخت. نظریات وی تا حدودی تحت تأثیر مطالعاتی است که به اتفاق مردم شناسان بر روی سرخ پوستان سیو و یوروک انجام داد. او نه تنها به مطالعه تفاوتهای فرهنگ جامعه متمدن و سرخ پوستان پرداخت بلکه به اثر تغییراتی که در یک جامعه خاص در طول زمان رخ می دهد نیز توجه نشان داد. تکامل تدریجی ماشینی شدن در جامعه ما به اندازه ای است که می تواند توجه ما را به خود جلب نکند اما اثر آن بر تکامل اگو نباید دست کم گرفته شود. اگر نظر هارتمن در مورد تولد نوزاد با آمادگی برای تطابق با یک محیط متوسط قابل انتظار صحیح باشد باید بپذیریم که تنها یک تعامل اجتماعی پایدار و یک سازمان دهی مداوم سنت ها است که می تواند هر نسل جدید نوزادان را که وارد دنیا می شوند در رویارویی با محیط یاری کند. اساس یک شخصیت سالم از دیدگاه اریکسون رسیدن به هویت فردی است و الگوهایی باید در اطراف فرد موجود باشند که به وی امکان همانند سازی و ساختن این هویت را بدهند. در جامعه ای که اهداف و ارزشها مشخص و سازمان یافته است این همانند سازی راحت تر صورت می گیرد. در چنین جوامعی نسل کهن باید به طور مداوم این ارزشها را برای نسل بعدی بازآفرینی و تعبیر کند. بنابراین تطابق روانی مناسب به تعامل سالم میان بچه و والدین بستگی داشته و والدین در این میان به عنوان عوامل اجتماعی عمل می کنند.

ادامه مطلب: شخصیّت سالم از دیدگاه اریکسون
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اريك اريكسون
نمایش از 02 آذر 1394 بازدید: 56
پرینت

نظریه رشد اریک اریکسون

اریک اریکسون
اریک اریکسون (Erik Erikson) بر خلاف فروید به مراحل روانی-جنسی نمی پردازد، بلکه مراحل رشد و تحول را به صورت روانی اجتماعی تعریف می کند، با این حال عقاید اریکسون به شدت تحت تاثیر زیگموند فروید و نظریه های فروید در مورد ساختار شخصیت قرار دارد.در شرایطی که روانشناسی فروید بر نهاد (id) تکیه داشت، اریکسون روانشناس من (ego) است. او بر نقش فرهنگ و جامعه و تناقض هایی که ممکن است در خود من شکل گیرد تاکید می کرد، در حالی که تاکید فروید بر تناقضات میان من و فرامن (superego) بود.
به عقیده اریکسون، در صورتی که من (ego) بر حل بحران های مراحل مختلف زندگی ( که اجتماعی هستند) فائق آید، قادر به رشد و تحول خواهد بود. این رشد شامل ایجاد حس اعتماد به دیگران، تشکیل هویت شخصی در اجتماع و کمک به نسل بعدی جهت آماده شدن برای آینده است.
اریک اریکسون نظریه فرویدی را با تمرکز بر ویژگی های انطباقی و سازنده ی من، و گسترش مفهوم مراحل تحول شخصیت، توسعه داد. پیش از اریکسون، نظریه های روانکاوی و به خصوص نظریه تحولی فروید، تنها به تولد تا نوجوانی می پرداخت، اما نظریه اریکسون تمام گستره عمر را در بر می گیرد.
اریکسون مدلی را برای رشد پیشنهاد کرد که شامل 5 مرحله تا 18 سالگی و سه مرحله پس از آن می شود. به علاوه او اهمیت خاصی برای دوران نوجوانی قائل شده و اعتقاد داشت که نوجوانی مرحله ای تعیین کننده برای کسب هویت فردی و اجتماعی به شمار می آید.
همانند فروید و بسیاری از روانکاوان و روانشناسی دیگر، اریکسون نیز معتقد بود که تحول شخصیت در چهارچوبی جبری و از پیش تعیین شده صورت می گیرد و رشد دارای مراحلی است که هر مرحله لزوما پس از سپری شدن مرحله قبل و در ادامه آن رخ می دهد. این رویکرد را اپیژنیک می نامند.
در نهایت این رسش و رشد انسان، منجر به مجموعه ای منسجم از توانایی ها در فرد خواهد شد. با این حال همان طور که پیشتر ذکر شد، اریکسون بر خلاف فروید، به حای تمرکز بر رشد و تحول جنسی به درک چگونگی اجتماعی شدن کودکان و درک آن ها از خود علاقه مند بود.

مراحل روانی اجتماعی

ادامه مطلب: نظریه رشد اریک اریکسون
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اريك اريكسون
نمایش از 02 آذر 1394 بازدید: 58
پرینت

تصویر / نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون

اریکسون عقیده داشت که افراد در هر مرحله، با یک تضاد روبرو می‌شوند که نقطه عطفی در پروسه رشد خواهد بود. به عقیده اریکسون، این تضادها بر به وجود آوردن یک کیفیت روانی یا ناکامی در به وجود آوردن آن کیفیت متمرکزند. در خلال این دوره، هم زمینه برای رشد شخصی بسیار فراهم است و هم از سوی دیگر، برای شکست و ناکامی.
مرحله 1 رشد روانی- اجتماعی:اعتماد در برابر بی‌اعتمادی
نخستین مرحله نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون بین تولّد تا یک سالگی پدید می‌آید و بنیادی‌ترین مرحله در زندگی است. به دلیل آن که نوزاد به طور کامل وابسته است، رشد اعتماد در او به کیفیت و قابلیت اطمینان کسی که از او پرستاری می‌کند بستگی دارد. اگر اعتماد به نحو موفقیت‌آمیزی در کودک رشد یابد، او در دنیا احساس امنیت خواهد کرد. اگر پرستار ناسازگار، پس زننده یا از نظر عاطفی غیرقابل دسترس باشد، به رشد حس بی‌اعتمادی در کودک کمک می‌کند. عدم توفیق در رشد اعتماد، به ترس و باور این که دنیا ناسازگار و غیرقابل پیش‌بینی است منجر می‌گردد.
مرحله 2 : خودگردانی و اتکاء به نفس در برابر شرم و شک
دومن مرحله نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون در دوران اولیه کودکی صورت می‌گیرد و بر شکل‌گیری و رشد حس عمیق‌تری از کنترل شخصی در کودکان تمرکز دارد. اریکسون همانند فروید عقیده داشت که آموزش
نخستین مرحله نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون بین تولّد تا یک سالگی پدید می‌آید و بنیادی‌ترین مرحله در زندگی است
آداب دستشویی رفتن، بخش حیاتی و ضروری این فرایند است. امّا استدلال اریکسون کاملاً با فروید متفاوت بود. اریکسون عقیده داشت که یادگیری کنترل کارکرد بدن به پیدایش حس کنترل و استقلال می‌انجامد.

ادامه مطلب: تصویر / نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اريك اريكسون
نمایش از 02 آذر 1394 بازدید: 60
پرینت

عنوان : نظريه شخصيت اريكسون Erikson’s personality theory

نویسنده : معصومه قلي زاده
كلمات كليدي : اصل اپي ژنتيك، مراحل رواني اجتماعي، بحران، نقطه عطف، روان شناسي شخصيت

اریک اریکسون، یکی از روان‌کاوانی است که معمولا به روان‌شناس خود((Ego-psychologist معروف‌اند. روان‌شناسان خود، برای فعالیت و کارکرد "ایگو" که در فارسی به "خود" ترجمه شده است، اهمیت زیادتری قایلند. اریکسون نیز مانند دیگر روان‌شناسان خود، توجه خویش را به فعالیت ایگو معطوف ساخت و برای "نهاد" و "فراخود" اهمیت کمتری قایل بود.[1]
اریکسون که به شیوه فرویدی آموزش دیده بود، رویکردی را در شخصیت گسترش داد که به طور قابل ملاحظه‌ای گسترده‌تر از رویکرد فروید بود، ضمن اینکه قسمت اعظمی از هسته اندیشه فروید را حفظ کرد.
فعالیت‌هایی که اریکسون در گسترش نظریه فروید انجام داد، اساسا سه وجه دارد. نخست، او تا اندازه زیادی مراحل رشد فروید را بسط داد. در حالی که فروید بر دوران کودکی تاکید می‌کرد و معتقد بود که شخصیت تا سن 5 سالگی و یا حدود آن به طور کامل شکل می‌گیرد، اریکسون معتقد بود که رشد شخصیت در طول زندگی، از طریق مجموعه‌ای از هشت مرحله رشدی ادامه می‌یابد. هر کدام از این مراحل، از طفولیت تا پیری، حاوی یک بحران است که باید حل شود. در هر مرحله، یک تعارض وجود دارد که حول یک نحوه رویارویی سازگارانه یا ناسازگارانه با مشکلات آن دوره، تمرکز یافته است. شکست در یک مرحله می‌تواند به فشار روانی و اضطراب در همان مرحله و رشد کند در مرحله بعد منجر شود.
دومین تغییری که اریکسون در نظریه فروید به عمل آورد، تاکید بیشتر بر "خود" در مقایسه با "نهاد" بود. در دیدگاه اریکسون، خود، بخش مستقلی از شخصیت است و به واسطه نهاد و یا تحت تسلط آن نیست. علاوه بر این، خود نه تنها به وسیله والدین(همان‌طور که فروید معتقد بود)، بلکه به وسیله محیط اجتماعی و تاریخی فرد تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

ادامه مطلب: عنوان : نظريه شخصيت اريكسون Erikson’s personality theory
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اريك اريكسون
نمایش از 28 آبان 1392 بازدید: 229
پرینت

اریک اریکسون ( 1902 -1994)

اریک اریکسون در 15 جون 1902 در فرانکفورت به دنیا آمد و در 12 می 1994 از دنیا رفت. پدرش که دانمارکی بود پیش از تولد او خانواده‌اش را ترک کرد و مادر کلیمی‌اش بعداً با دکتر تئودور هامبرگر ازدواج کرد.
علاقه او به «هویت» از همان نخستین تجربه‌های شخصی‌اش در دوران مدرسه آغاز گشت. از یک سو بچه‌های مدرسه او را به خاطر قد بلند، چشمان آبی و موی بلند مسخره می‌کردند و او را «شمالی» خطاب می‌کردند و از سوی دیگر، به خاطر سابقه کلیمی بودنش مورد طرد قرار می‌گرفت.

ادامه مطلب: اریک اریکسون ( 1902 -1994)
 

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 127 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید