نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: زيگموند فرويد
نمایش از 04 آذر 1394 بازدید: 72
پرینت

نقدی بر نظریه ی جنسی فروید ( از منظر روان کاوی)

شکی نیست که فروید بحث ها و بررسی های ارزنده ای در پیرامون مسایل انسانی انجام داده ولی از آنجایی که نتیجه گیری ها و توجیه های وی بر اساس « جنسیت» می باشد، توجیه کمتری به تحقیقات دیگرش شده است.
کمتر کسی است که با مطالعه و تحقیق سر و کار داشته باشد و نام فروید روانشناس اتریشی را نشنیده باشد. به جهت توجه افراطی که فروید روی غریزه جنسی نمود نام و آوازه اش به زودی زبانزد محافل و مجالس علمی و تحقیقی شد. درست است که سوء استفاده های زیادی از نظریات فروید به عمل آمد ولی در واقع این خود فروید بود که با افراط گری های بی حد و حسابش موجبات این سوء استفاده ها را فراهم آورد.
براستی فروید چه می گفت که همچون داروین تا این حد در زمینه های گوناگون علمی تأثیرگذاشت؟ آیا فروید را سخنی جز « غریزه ی جنسی» در میان نبود که تا این حد نامش با غریزه جنسی تداعی شود؟
شکی نیست که وی بحث ها و بررسی های ارزنده ای در پیرامون مسایل انسانی انجام داده ولی از آنجایی که نتیجه گیری ها و توجیه های وی بر اساس « جنسیت» می باشد، توجیه کمتری به تحقیقات دیگرش شده است. فروید می خواست به تمامی رفتارهای انسانی، از لحظه ای که از زهدان مادر خارج می شود تا آن هنگام که در بستر سردگور آرام می گیرد رنگ جنسیت دهد. اگر کودک پستان مادر را می مکد؛ اگر پسر به مادر و دختر به پدر محبت می ورزد؛ اگر فلان نویسنده در گوشه ای می نشیند و به خلق آثار ادبی می پردازد؛ اگر هنرمندی با قدرت خلاقه ی خود به ابداع یک اثر هنری می پردازد و اگر... همه و همه می کوشند تا تمایلات واپس رانده خود را ارضاء نمایند.

تمامی این نتیجه گیری ها مبتنی است بر دنیای ناخودآگاه. دنیایی برتر و باشکوه تر از دنیای برون؛ دنیایی که انسان را از آن آگاهی نیست. دنیایی که از آغاز کودکی و حتی شاید پیش از آن بر اساس رفتارها و کردارها و برداشت ها شکل می گیرد.

ادامه مطلب: نقدی بر نظریه ی جنسی فروید ( از منظر روان کاوی)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: زيگموند فرويد
نمایش از 04 آذر 1394 بازدید: 76
پرینت

زیگموند فروید

زیگموند فروید به عنوان بنیان‌گذار روانکاوی بیش از هر کس دیگری در تاریخچه روانشناسی هم مورد تحسین قرار گرفته است و هم به خاطر نظریه‌هایش به طرز بی‌رحمانه‌ای از او انتقاد شده است. به عنوان یک شخص هم تکریم و هم محکوم شده است و به عنوان یک دانشمند بزرگ بدعت‌گذار و کلاه‌بردار معرفی گردیده است. تحسین کنندگان و منتقدان فروید قبول دارند که تاثیر او بر روان شناسی ، روان درمانی بسیار زیاد بوده است.

تولد
فروید در ششم ماه مه 1856 در شهر فریبرگ متولد شد. پدرش 40 سال و مادرش (زن سوم پدر فروید) تنها 20 سال داشت. پدر سخت‌گیر و خودکامه بود. فروید هنگام بزرگسالی خصومت ، انزجار و خشم کودکی خود را نسبت به پدرش به خاطر می‌آورد. او نوشت که در سن 2 سالگی نسبت به پدرش احساس برتری می‌کرد. مادر فروید نسبت به فرزند اول خود احساس غرور می‌کرد و متقاعد شده بود که وی مرد بزرگی خواهد شد.

از جمله ویژگی‌های شخصیت دیرین فروید درجه بالایی از اعتماد به نفس ، آرزوی شدید برای موفق شدن و رویای شهرت و آوازه بود. فروید که تاثیر توجه و حمایت مداوم مادرش را در جمله زیر منعکس می‌کند نوشت: مردی که محبوب بی‌چون و چرای مادرش بوده است، در تمام طول زندگی احساس یک فاتح را دارد، احساس اطمینان از موفقیت که اغلب موجب موفقیت واقعی می‌شود.

فروید در خانواده

ادامه مطلب: زیگموند فروید
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: زيگموند فرويد
نمایش از 04 آذر 1394 بازدید: 77
پرینت

بررسی روانشناسانه پدیده جنگ "مکاتبات آلبرت انشتین با زیگموند فروید"


دو دانشمند هم عصر یهودی با نگاهی متفاوت به سرنوشت انسان و مسأله جنگ نامه‏هایی به یكدیگر نوشته و نقطه‏نظرات خود را بیان داشته‏اند كه همچنان تازه و مسأله روز است.

آلبرت اینشتین با آن كه دانشمندی توانا و صاحب نظریه‏های معروف فیزیك و علوم تجربی است، در نامه خود به زیگموند فروید چون یك مصلح اجتماعی و انسانی صلح‏دوست و متعهد به بقای تمدن بشری سخن می‏گوید. اینشتین در سال 1932 و در اوج‏گیری فاشیزم در اروپا و تب جنگ خطاب به فروید می‏گوید: «من نه تنها صلح‏طلبم، بلكه صلح طلبی مبارزه جویم كه برای برقراری صلح با تمام وجود نبرد می‏كنم. هیچ چیز قادر به از میان برداشتن جنگ نیست، مگر آن كه انسان‏ها خود از رفتن به جبهه سرباز زنند. برای تحقق آرمان‏های بزرگ، نخست اقلیتی مبارز، تلاش و كوشش می‏كنند. آیا بهتر نیست در راه صلح كه به آن ایمان داریم رنج كشید تا در جنگ، كه به آن باوری نیست، نابود شد؟» در جای دیگر می‏گوید «كتاب‏های درسی از نو باید نوشته شود تا بتوانند به جای دامن زدن به اختلافات قدیمی و ابدی و ساختن پیشداوری‏های بی‏مورد، روح تازه‏ای در نظام آموزشی ما بدمند» و در پایان نامه خود می‏‎نویسد: «هیچ چیز برای من مهم‏تر از مسأله صلح نیست. جز این، هر آن چه می‏گویم و هر آن چه انجام می‏دهم، قادر به تغییر ساخت جهان نیست. اما شاید ندای من بتواند در خدمت امری بزرگ قرار گیرد، ندائی كه اتحاد انسان‏ها و صلح در جهان را فریاد می‏زند».
زیگموند فروید در جواب به اینشتین جهان را از نگاهی دیگر مورد بررسی قرار می‎‏دهد. قبل از همه فروید خود را موظف می‏داند از این كه مورد خطاب اینشتین قرار گرفته قدردانی و سپاسگزاری كند «آقای اینشتین عزیز – وقتی شنیدم كه شما مرا برای تبادل‏نظر درباره موضوعی برگزیده‏اید كه برایتان حائز اهمیت است و معتقدید برای دیگران نیز مهم و جالب است، با كمال میل موافقت خود را اعلام كردم».

ادامه مطلب: بررسی روانشناسانه پدیده جنگ "مکاتبات آلبرت انشتین با زیگموند فروید"
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: زيگموند فرويد
نمایش از 04 آذر 1394 بازدید: 54
پرینت

نامه البرت انیشتنین به زیگموند فروید

دوست گرامی :

آیا راهی وجود دارد تا جان ادمی را از شر جنگ نجات داد ؟ امروزه به طور کلی پذیرفته اند که با پیشرفته های فن این مسئله دیگر برای بشر متمدن جنبه حیاتی پیدا کرده است منتها کلیه تلاشهای شدیدی که برای حل مشکلات مبذول گشته هنوز به جایی نرسیده و جا دارد بی اندازه نگران باشیم ...

برای من که از قید تعصبات ملی رها هستم ظاهر کار ـ یعنی چند چون سازماندی جنگ را ساده مینماید :

کافی است دولتها برای حل فصل کلیه درگیرهایی که به بین خود بروز میدهند مرجعی بر پا کنند که اختیار قانون گذاری و داوری داشته باشند و متعهد شوند از مقررات ان دستگاه پیروی کنند و کلیه اختلافات خود را به انچا رجوع دهند . ولی نخستین اشکال همین جا بروز میدهد . هر دادگاهی نهاد انسانی است و چنانچه برای اجرا حکم خود قدرت لازم را نداشته باشد کم بیش در اتخاذ رای تسلیم فشارهای خارجی می گردد.

این نکته را نباید از یاد برد . که حق و زور همواره پیوندی نا گسستنی با هم داشته اند. احکام یک دستگاه قضایی تنها زمانی به ارمان عدالت نزدیک میشود که جامعه بتواند نیروهای لازم را برای حفظ احترام به ان عدالت فراهم بیاورد پس اینک از برپا ساختن بنیادی فراکشوری که دادکاهش از اقتدار برخوردار باشد و اجرای احکامش را تضمین نماید بسیار به دور هستیم .

ادامه مطلب: نامه البرت انیشتنین به زیگموند فروید
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: زيگموند فرويد
نمایش از 04 آذر 1394 بازدید: 62
پرینت

تقسیم بندی شخصیت از دیدگاه فروید

مقدمه
به نظر فروید ، شخصیت از سه قسمت یا از سه سطح تشکیل می‌شود: نهاد ، من و من برتر. نهاد نیرویی است که از مجموع غرایز اولیه تشکیل می‌شود و از اصل لذت پیروی می‌کند. نهاد نماینده کلیه حالات غیر ارادی ، طبیعی ، آگاه و غریزی است. به گفته فروید ، هر کس به هنگام تولد ، نهاد را با خود به دنیا می‌آورد و در تمام عمر با آن به سر می‌برد. نهاد ما اصل زندگی و اساس شخصیت را پی‌ریزی می‌کند.

این نیرو منشا کاملا درونی دارد، از دنیای خارج اطلاع ندارد، از درد و رنج گریزان است. هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و از هیچ اصل و قاعده‌ای ، جز کسب لذت ، تبعیت نمی‌کند، نهاد از واقعیت جهان خارج ، از موازین اخلاقی و قید و بندهای اجتماعی به دور است. بنابراین در کمال آزادی و در صورت لزوم با شدت و خشونت در جستجوی برآوردن خواهش‌های خود و در پی کسب لذت است. 
نهاد
وجود نهاد برای حفظ وجود و سلامتی لازم است. نهاد است که انسان را برای رفع احتیاج‌های اولیه زندگی از قبیل گرسنگی ، تشنگی ، نیاز جنسی و جلوگیری از خطرهای گرما و سرما ، به فعالیت وادار می‌کند. چون نهاد از اصل لذت پیروی می‌کند، با مصرف کردن انرژی ، از تنش روانی می‌کاهد و سعادتی حیاتی را برقرار می‌کند. البته نهاد خواهش‌های نامقبول و نامعقول نیز دارد.

اما ، چون تنها عامل فعال نیست، نمی‌تواند به سادگی از انسان یک فرد بی‌بند و بار بوجود آورد. نهاد همیشه با من و من برتر همراه است و با آنها مهار می‌شود. نهاد تنها در کودکان خردسال ، که هنوز از اصل واقعیت خبر ندارند و در برخی افراد سایکوتیک که هر چه می‌خواهند سخنان ناسزا می‌گویند، به دیگران آزار می‌رسانند و حرکات ناشایست می‌کنند، یکه‌تاز میدان است. برای اینکه مفهوم نهاد روشن‌تر شود، یک مثال فرضی می‌آوریم. بچه خردسالی را در نظر بگیرید که با مادر خود از جلو مغازه عبور می‌کند.

ناگهان در پشت شیشه یک مغازه ، چشمش به اسباب بازی مورد علاقه‌اش می‌افتد. دو پا را توی یک کفش می‌کند که حتما آن را برایش بخرد. هر دلیلی برایش می‌آورد، مثلا بالا بودن قیمت یا نبودن پول هرگز ، گوش نمی‌دهد، برای اینکه نه مفهوم قیمت برایش مطرح است و نه مفهوم نبودن پول راه این کودک در این حالت صرفا از دستور نهاد پیروی می‌کند و از واقعیت گریزان است. 
من یا خود

ادامه مطلب: تقسیم بندی شخصیت از دیدگاه فروید
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: زيگموند فرويد
نمایش از 28 آبان 1392 بازدید: 156
پرینت

نظریه شخصیتی زیگموند فروید

قسمت اول: غریزه ، نیرو محرک شخصیت :

تعریف: همانطور که می دانید بدن انسان از طریق ایجاد و صرف نوعی « انرژی جسمانی » عمل می کند. غذایی که بطور روزانه مصرف می کنیم در بدنمان به شکلی از انرژی تبدیل می شود و این انرژی در خدمت فعالیتهای بدنی همچون نفس کشیدن ، گردش خون ، و فعالیت عضلانی و غددی قرار می گیرد.

در مقابل بدن ، ذهن نیز فعالیتهای خاص خودش را دارد. ذهن دنیای خارج را ادراک می کند ، فکر می کند ، تصور می نماید و به یاد می آورد.در تمثیلی با بدن ، از نظر فروید ذهن نیز فعالیتهایش را با استفاده از انرژی –انرژی روانی –به انجام می رساند که این انرژی در شکل –و نه نوع –با انرژی جسمانی تفاوت دارد.

ادامه مطلب: نظریه شخصیتی زیگموند فروید
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: زيگموند فرويد
نمایش از 28 آبان 1392 بازدید: 157
پرینت

  زیگموند فروید ( 1856 - 1939)

زیگموند فروید در 6 مِی 1856 به دنیا آمد و در 23 سپتامبر 1939 از دنیا رفت.

صرفنظر از درستی یا نادرستی نظریه‌های فروید، بدون هیچ تردید او تاثیر فوق‌العاده‌ای بر رشته روان‌شناسی گذاشته است. کارهای او این عقیده را تقویت کرد که تمام بیماری‌های ذهنی، علل فیزیولوژیکی ندارند. کارها و نوشته‌های فروید به درک امروزی ما از شخصیت، روان‌شناسی بالینی، رشد انسان و روان‌شناسی نابهنجاری کمک شایانی نموده است.

فروید همچنین بر روی روان‌شناسان معروف دیگری از جمله آنا فروید، ملانی کلاین، کارن هورنای، آلفرد آلدر، اریک اریکسون و کارل یونگ تاثیر گذار بوده است.

ادامه مطلب: زیگموند فروید ( 1856 - 1939)
 

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 186 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید