نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 132
پرینت

مسعود سعد سلمان و مهدی اخوان ثالث

تفاوت ها تولد زادگاه: مسعود سعد سلمان سراينده ي بزرگ شعر دري بود و در نيمه قرن پنجم وآغاز قرن ششم سرآمد حسبيه سرايان ونخستين شاعر پارسي گوي در سرزمين هندوستان است همزمان با او دهها شاعر ديگر در دستگاه فروانروايي غزنويان به سرودن نظم مي پرداختند و برخي از آن ها از ديد نام وجاه بر او برتري داشتند.

ادامه مطلب: مسعود سعد سلمان و مهدی اخوان ثالث
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 142
پرینت

نگاهی به زندگی و آثار مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان، شاعر بزرگ نیمه ی دوم قرن پنجم و آغاز قرن ششم است. «عوفی» لقبش را سعدالدوله والدین نوشته و معلوم نیست که به خاطر تناسب این لقب با مسعود و سعد است یا اینکه مسعود چنین لقبی داشته است؛ زیرا او یکی از امیران دولتی دربار غزنوی بود. عوفی همچنین او را متولد همدان می داند؛ ولی خود شاعر به صراحت موطنش را لاهور آورده و به این شهر عشق می ورزیده است.

ادامه مطلب: نگاهی به زندگی و آثار مسعود سعد سلمان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 123
پرینت

نقد حال، گزیده آثار و شرح اشعار مسعود سعد سلمان

 

مسعود سعد سلمان شاعر توانای اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم است.

اجداد او اهل همدان بودند و پدرش که خود اهل فضل بود و شعر نیکو می سرود، در زمان سلطان محمود غزنوی به غزنه آمد و دربار شغل دیوانی گرفت.

بعدها در زمان سلطان مسعود به لاهور فرستاده شد. در آنجا بود که مسعود سعد دیده به جهان گشود. وی در کودکی و نوجوانی به خوبی پرورش یافت و دانشهای زمان را به نیکوترین وجه فراگرفت و در آموختن فنون جنگاوری و سیاست نیز کوتاهی نکرد.

ادامه مطلب: نقد حال، گزیده آثار و شرح اشعار مسعود سعد سلمان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 138
پرینت

مسعود سعد سلمان (قصاید)/چون منی را فلک بیازارد

 

چون منی را فلک بیازارد

 

خردش بی‌خرد نینگارد؟

هر زمانی چو ریگ تشنه‌ترم

 

گرچه بر من چو ابر غم بارد

چون بیفسایدم چو مار، غمی

 

بر دل من چو مار بگمارد

تا تنم خاک محنتی نشود

ادامه مطلب: مسعود سعد سلمان (قصاید)/چون منی را فلک بیازارد  
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 146
پرینت

مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان از شاعران نیمه دوم قرن پنجم و آغاز قرن ششم است. وی مانند پدر خود در دستگاه غزنویان دوره دوم تقرب و احترام خاصی داشته است.

وقتی سلطان ابراهیم بن مسعود حکومت هندوستان را به پسرش سیف الدوله محمود می دهد وی مسعود سعد را به منادمت با خود به هندوستان می برد. اما پس از چندی سیف الدوله محمود بر اثر طغیان، به فرمان پدر محبوس و مقید می شود و مسعود سعد نیز که از ندیمان بوده است به زندان می افتد. در این ماجرا شاعر مدت ده سال در قلعه های "سو" و "دهک" و "نای" زندانی می شود.

ادامه مطلب: مسعود سعد سلمان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 110
پرینت

زندگینامه مسعود سعد سلمان

 

 شبی که سخن سرای زندانی در دخمه ای سرد و تاریک، در دل کوههای بی فریاد ، باخود می گفت چرا در اندیشه فردا باشند،چون هیچ امیدی نیست که همین امشب را نیز به پایان برم ، نیک می دانست که سرانجام کار آدمی مرگ است ، اما سخنی که با خون دل او رنگین شده،تا روز رستا خیز پایدار خواهد ماند.

ادامه مطلب: زندگینامه مسعود سعد سلمان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 111
پرینت

رباعیات مسعود سعد سلمان

***

هر ابر که بنگرم غباری شده گیر

 

گرگل گیرم به دست خاری شده گیر

هر روز مرا خانه حصاری شده گیر

 

عمری شده دان و روزگاری شده گیر

***

مسعود که هست سعد سلمان پدرش

 

جایی است که از چرخ گذشته است سرش

در حبس بیفزود به دانش خطرش

 

عودی است که پیدا شد از آتش هنرش

***

با همت باز باش و با کبر پلنگ

 

زیبا به گه شکار و پیروز به جنگ

کم کن بر عندلیب و طاووس درنگ

 

کانجا همه بانگ آمد و اینجا همه رنگ

***

ادامه مطلب: رباعیات مسعود سعد سلمان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 95
پرینت

عنوان: حبسيه... سعد سلمان (2)

 

الف) خوشبيني ها

ـ صبر و شکيبايي :

در محنت شو خوش و مکن نعمت ياد

شو در ده تن که داد کس چرخ نداد

چون بار بلايي که قضا بر تو نهاد

تن دار چو کوه باش و بي باک چو باد

ادامه مطلب: عنوان: حبسيه... سعد سلمان (2)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 93
پرینت

 

حبسيه ـ رباعي هاي مسعود سعد سلمان (1)

 

*نويسنده : رامين صادقي نژاد

 

چکيده

از آنجايي که در مشرق زمين و به خصوص ايران ، همواره مدار حکومت بر اراده ي خدايگان هاي مستبد مي گشته ، شاخه ي مهمي از ادبيات شکوايي را حبسيه يا زندان نامه ها تشکيل داده است . در اقسام شعر غنايي که بيشتر اجزايش را شکايت و حسب حال ( بث الشکوي ) تشکيل مي دهد ، اين قسمت در کتاب « شعر بي دروغ ، شعر بي نقاب » دکتر زرين کوب ، جزو مرثيه قرار گرفته است . چه رثاء نوحه و ندبه بر مرده و فقدان چيزي است که وجودش براي ما ، گرامي باشد و در اينجا سخن در سوگ آزادي و حريت از دست رفته است .

ادامه مطلب: حبسيه ـ رباعي هاي مسعود سعد سلمان (1)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: مسعود سعد سلمان
نمایش از 14 خرداد 1394 بازدید: 113
پرینت

اشعار مسعود سعد سلمان قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰

 مرا بدانند آن‌ها که شعر می‌دانند

چو سوده دوده به روی هوا برافشانند

 

فروغ آتش روشن ز دود بنشانند

 

سپهر گردان آن چشم‌ها گشاید باز

 

که چشم‌های جهان را همه بخسبانند

 

از آن سبیکهٔ زر کافتاب گویندش

ادامه مطلب: اشعار مسعود سعد سلمان قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰
 

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 124 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید