نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 28 خرداد 1393 بازدید: 128
پرینت

فارس از شاه اسماعیل تا سقوط نادرشاه

 نویسنده: جمشید صداقت کیش

  چکیده

میرزا احمد نی ریزی، این هنرمند گرانمایه در زمان شاه سلیمان زاده شد و در سال 1155 در دوره ی نادرشاه درگذشت.
فارس در این دوره، در ابتدا با سیستم استبدادی و سپس با بی لیاقتی شاه سلطان حسین، حمله ی افغانان به ایران و هفت سال زجر و سختی پیامد آن و سرانجام دفع آنان با لشکر کشی های نادرشاه مواجه بوده است. والیان مستبد به همه ی مسایل این دوره جلا می بخشند.
در این مقاله سعی شده کلیه کتاب های موجود مطالعه و واقعیت های تاریخی بررسی و اوضاع فارس را آن چنان که بوده تشریح نماید. ذکر این نکته هم ضرورت دارد که تاکنون مقاله ای در این زمینه منتشر نشده است.
تردیدی نیست که در این دوره ی وانفسا که قتل و غارت و گرسنگی و قحطی، روزمرگی در پی داشته، استاد هنرمند، میرزا احمدنی ریزی به نوشتن قرآن مجید توسل می جسته و آرامش می یافته است.
واژگان کلیدی: فارس، گرمسیرات، افغانان، بلوچان، درگزینی ها، کمپانی هند شرقی، کمپانی هند شرقی هلند (واک).

فارس در دوره ی شاه سلیمان

در سال 1078 (1666 م.) (1) شاه عباس دوم از سلسله ی صفویه در می گذرد و صفی میرزا فرزند وی به نام شاه سلیمان به تخت می نشیند. پس از دو سال که از پادشاهی وی می گذرد، ابتدا قحطی در ایران ایجاد می شود و سپس طاعون انتشار می یابد.[کمپفر، 52: 1360] حکومت ایران در زمان او ضعیف شده بود.[فلور، برافتادن، 1365: 13].
گرچه اطلاعات کمتری از پادشاهی شاه سلیمان در دست است و فارسنامه ای به نام ریاض الفردوس خانی توسط محمد میر ک بن مسعود حسینی منشی، در سال 1082 نوشته شده است اما از اوضاع اجتماعی سیاسی و اقتصادی فارس ابداً بحثی نکرده است و فسایی هم از 27 سال پادشاهی او فقط به ذکر انتصاب و عزل و الیان فارس بسنده کرده است.
کمپفر [همان: 157] که خود در زمان این پادشاه در ایران بوده، می نویسد: «فارس یکی از پنج ناحیه یا ایالت بود که به 20 حوزه تقسیم می شد و بزرگ ترین حوزه، شیراز و اطراف آن بود».

ادامه مطلب: فارس از شاه اسماعیل تا سقوط نادرشاه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 28 خرداد 1393 بازدید: 111
پرینت

شاه محمد خدابنده

 نویسنده:محمد آورند

سلطان محمد خدابنده

محمد خدابنده فرزند ارشد شاه تهماسب ، د ر اوایل سلطنت پدرش ولیعهد بود اما بعد به خاطر ضعف بینایی و شجاعت های برادرانش اسماعیل دوم ، حیدر میرزا- جایگاهش را از دست داد . وی در زمان سلطنت اسماعیل دوم، از ترس جانش به شیراز گریخت .
بعد از مرگ شاه اسماعیل چون اکثر شاه زادگان به دست او کشته شده بودند مسئله انتخاب جانشین چندان مشکل نبود . از وی پسر یک ساله ای به جای مانده بود که اساسا زمینه سلطنت نداشت بنابراین قزلباشان سراغ شاهزادگان دیگر رفتند .
از میان شاهزادگان باقی مانده حمزه میرزا نیز مورد تأیید قزلباشان قزوین قرار نگرفت بنابر این آنها برای اینکه دوباره امور دولت را به دست بگیرند تصمیم گرفتن محمد خدابنده را که صاحبِ پسران شجاعی بود برای سلطنت برگزینند. سپس آنها پیکی به شیراز فرستادن تا محمد میرزا را از این تصمیم مطلع سازند .

ادامه مطلب: شاه محمد خدابنده
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 28 خرداد 1393 بازدید: 97
پرینت

 

شاه تهماسب

 نویسنده:محمد آورند
  جانشینی شاه تهماسب و درگیریهای داخلی قزلباشان

شاه اسماعیل صاحب چهار فرزند به نامهای تهماسب ، القاص میرزا ، سام میرزا ، یهرام میرزا .بود.

شاه طهماسب یکم

تهماسب فرزند ارشد شاه اسماعیل بود که در روز چهارشنبه۲۶ ذی‌الحجة الحرام سال ۹۱۹ ﻫ ﻖ در روستای شهاباد اصفهان دیده به جهان گشود.[1] او بعد از فوت پدرش در سال 929 با اینکه 11 سال بیش نداشت به سلطنت رسید .
سن و سال کم او باعث شده بود تا نتواند به تنهایی دولت را اداره کند به همین خاطر از قزلباشان برای اداره حکومت کمک گرفت، قزلباشان از این فرصت استفاده کردن و به مدت ده سال امور را به دست گرفتند .خود این امر سبب شد که در ده ساله اول حکومت تهماسب، صفویه به خاطر قدرت طلبی قزلباشان دچار ضعف شود .
تهماسب بعد از جلوس به تخت پادشاهی زمام امور و نیابت خود را به دیو سلطان روملو ، نظارت دیوان اعلی را به قاضی جهان ، صدارت را شراکتی به امیر قوام الدین حسین اصفهانی و جلال الدین محمد استرآبادی واگذار کرد .
دیو سلطان از قبیله روملو ، وکیل شاه تهماسب بود ، او در مقام امیر الامرایی زمام امور کشور را به دست گرفت . اغلب سران قبائل روملو ، تکلو ، ذوالقدر با او موافق بودند بعد از مدتی سران شاملو و نیز برخی از امرای استاجلو نیز به آن پیوستند . ولی اکثر سران استاجلو به رهبری کپک سلطان به مخالفت برخاستند - استاجلو قبیله بود که در خراسان و تبریز ساکن بودند . بعد از اینکه دیو سلطان از مخالفت آنها آگاه شد از لار به طرف تبریز حرکت کرد . کپک سلطان با قبیله خود به شور نشست ، بعضی از افرادش پیشنهاد دادن که به مقابله بپردازند ولی او در جواب گفت :« من وارد جنگ نمی شوم چون ما هر دو از غلامان شاهیم » . سپس کپک به استقبال دیو سلطان رفت و به همراه او در چرنداب به محضر شاه رسیدند . دیو سلطان بعد از این ملاقات برای تضعیف استاجلو و کپک سلطان آنها را به جنگ کفار گرجستان فرستاد . سپس تیول آنها را قطع کرد . وقتی کپک ازعمل دیو سلطان مطلع شد چاره ای ندید جز اینکه وارد جنگ شود . در منطقه ای به نام سلطانیه بین دو سپاه جنگ خونینی در گرفت . در آغاز استاجلو ها برتری را از آن خود کردند و برون سلطان تکلو و قراجه سلطان را کشتند . در این هنگام خود شاه تهماسب به سمت استاجلوها به راه افتاد. کپک که مقاومت را در برابر تهماسب بیهوده می دید از مظفر سلطان ، حاکم سلطانیه در خواست کمک کرد و او هشت هزار سرباز در اختیارش گذاشت .

ادامه مطلب: شاه تهماسب
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 28 خرداد 1393 بازدید: 109
پرینت

شاه اسماعیل اول

 نویسنده: محمد آورند
کودکی تا رسیدن به پادشاهی

اسماعیل، ملقب به ابوالمظفر بهادرخان حسینی، و معروف به شاه اسماعیل یکم مؤسس سلسله صفوی ، پسر سلطان حیدر بن سلطان جنید بن صدرالدین ابراهیم بن سلطان خواجه علی است .
جدش جنید با اوزون حسن ، پادشاه دیاربکر معاصر بودن ، وی در ملاقاتی که با امیر حسن داشت خواهرِ او خدیجه بیکم را به همسری خود در آورد،جنید از این زن صاحب پسری شد که او را حیدر نامید .سپس حیدر با دختر خال اوزون حسن که خانمی یونانی به نام مارتا بود ازدواج کرد .
مارتا در 25 رجب 892 هجری قمری اسماعیل را به دنیا آورد . حیدر برای انتقام خون پدرش جنید به شروان لشکرکشی کرد ، در آغاز نبرد بر شروان غلبه کرد ، لیکن شروان از امیر یعقوب ترکمان یاری خواست ، یعقوب با وجود اینکه نسبتی با سلطان حیدر داشت ولی به شروان یاری رساند، بنابراین حیدر در این نبرد در سال 893 کشته شد .
سلطان حیدر صاحب سه پسر به نام های : علی ، ابراهیم و اسماعیل بود ، با کشته شدن او همسر و فرزندانش در استخر فارس زندانی شدند و مدت 4 سال و نیم در آنجا ماندند .
طی این سالها اوضاع سیاسی دولت آق قویونلو آشفته شده بود . سلطان یعقوب در گذشت و میان فرزند او بایسنقر و نوه اش رستم ، نبردی در گرفت که رستم در این نبرد پیروز گشت . رستم که هنوز بایسنقر را جدی می دید ، به هدف استفاده از صوفیان اردبیل ، سلطان علی و برادرانش را آزاد کرد . سلطان علی که با شکوه تمام وارد تبریز شده بود ، توانست سپاهی از صفویان فراهم آورد و بایسنقر را شکست دهد . این اقدام سبب تقویت صفویان شد ، چیزی که رستم از آن به هراس افتاد ، سلطان علی که خود را در تهدید رستم می دید ، به اردبیل گریخت ، اما در نیمه راه ، تعقیب کنندگان رستم رسیدند و طی درگیری علی کشته شد . وی پیش از کشته شدن ، دو برادرش را به دست برخی از یاران صمیمی خود سپرد تا آنها را به اردبیل برسانند .

ادامه مطلب: مطالبي درباره شاه اسماعیل اول
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 28 خرداد 1393 بازدید: 93
پرینت

شاه اسماعیل اول

 نویسنده: محمد آورند
کودکی تا رسیدن به پادشاهی

اسماعیل، ملقب به ابوالمظفر بهادرخان حسینی، و معروف به شاه اسماعیل یکم مؤسس سلسله صفوی ، پسر سلطان حیدر بن سلطان جنید بن صدرالدین ابراهیم بن سلطان خواجه علی است .
جدش جنید با اوزون حسن ، پادشاه دیاربکر معاصر بودن ، وی در ملاقاتی که با امیر حسن داشت خواهرِ او خدیجه بیکم را به همسری خود در آورد،جنید از این زن صاحب پسری شد که او را حیدر نامید .سپس حیدر با دختر خال اوزون حسن که خانمی یونانی به نام مارتا بود ازدواج کرد .
مارتا در 25 رجب 892 هجری قمری اسماعیل را به دنیا آورد . حیدر برای انتقام خون پدرش جنید به شروان لشکرکشی کرد ، در آغاز نبرد بر شروان غلبه کرد ، لیکن شروان از امیر یعقوب ترکمان یاری خواست ، یعقوب با وجود اینکه نسبتی با سلطان حیدر داشت ولی به شروان یاری رساند، بنابراین حیدر در این نبرد در سال 893 کشته شد .
سلطان حیدر صاحب سه پسر به نام های : علی ، ابراهیم و اسماعیل بود ، با کشته شدن او همسر و فرزندانش در استخر فارس زندانی شدند و مدت 4 سال و نیم در آنجا ماندند .

ادامه مطلب: درباره شاه اسماعیل اول
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 112
پرینت

شاه اسماعیل اول

 زمینه فعالیت موسس سلسله صفوی

اسماعیل، ملقب به ابوالمظفر بهادر خان حسینی، و معروف به شاه اسمعیل مؤسس سلسله صفوی به عنوان اولین سلسه تماماً ایرانی، حاکم بر سراسر ایران پس از اسلام است.
وی با رسمی‌کردن مذهب شیعه و با زنده کردن هویت ایرانی مرزهای ایران را به حدود مرزهای ساسانیان رسانید و در واقع ایران را به عنوان یک واحد سیاسی مستقل پس از اسلام پس از حدود ۷۰۰ سال اشغال تأسیس و تثبیت کرد. و از وی اشعاری به ترکی و به فارسی با تخلص «خطایی» برجا مانده‌است.

تبار

تبار اسماعیل به شیخ صفی‌الدین اردبیلی می‌رسد و فرزند شیخ حیدر است و مادرش مارتا دختر سلطان اوزون حسن آق قویونلو و کوراکاترینا شاهزاده یونانی ترابوزان بود.[۱]

کودکی

اسماعیل در ۸۶۶ در اردبیل دیده به جهان گشود. پدرش شیخ حیدر به همراه مریدان خود -که به دلیل بر سر داشتن کلاه قرمز رنگ قزلباش (سرخ سر) خوانده می‌شدند- به عنوان جهاد با مسیحیان چرکس به نواحی قفقاز رفتند. توسعه‌طلبی حیدر باعث شد که با شیروانشاهان وارد جنگ شود و سلطان یعقوب آق قویونلو به کمک شروانشاهان رفت و نهایتاً حیدر تیر خورد و به اسارت درآمد و جان خود را در این مبارزه از دست داد و فرزندانش نیز به اسارت در آمدند. در این زمان اسماعیل کودکی شیرخوار بود.

ادامه مطلب: شاه اسماعیل اول
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 86
پرینت

ایران در زمان اسماعیلیان

 در طول تاریخ دولتهای نظامی زیادی تشکیل شدند. اما اسماعیلیان یک استثنا محسوب می‌شوند. آنان در سال 483 هجری برابر با1090 میلادی دولتی نیرومند پی‌افکندند که تا سال 654/1256 دوام آوردند. دولت اسماعیلی اگر چه قلمرو پراکنده‌ای داشت اما توانست در برابر واکنشهای سرسخت خلافت عباسی و جامعه اهل سنت پایداری خود را حفظ کند...
بنیانگزار اسماعیلیه ایران- حسن صباح از اهالی ری بود که با تدبیر و کوششی فراوان به کمک توده مردم شهری و کشاورزان پایه قدرت اسماعیلیان ایران را، با تصرف دژهایی مستحکم گذاشت. جنبش اسماعیلیان در ایران از طرفی علیه حکومت ترکان و از سوی دیگر ضد خلفای عباسی بود. حسن صباح و پیروان او چنان سازمان محکم و متینی بوجود آوردند که مدتی نزدیک به دو قرن در سرزمین ایران، به خصوص در رودبار الموت و قهستان پایداری کرد و حکومت های وقت را به وحشت انداخت. اسماعیلیان کلمه رفیق را برای اولین بار بین خود رواج دادند و رفتار آن ها نسبت به یکدیگر رفیقانه بود. در آغاز پایگاه حسن و یارانش کشاورزان و کسبه و پیشه وران شهری بودند. اسماعیلیان نیروی ضربتی ورزیده و متهوری بوجود آوردند که در رازداری و فداکاری کم مانند بود. اسماعیلیان را که رهبرانشان بیشتر دانشمند و پژشک و داروساز بودند، حشاشین خوانده اند که معنی داروسازان را می دهد.
قضاوت درباره سرشت اجتماعى جنبش اسماعیلیان در ایران به انگیزه کم بودن منابع و مدارک دشوار است. اما آنچه ثابت و محقق شده در مراحل نخستین فعالیت‏شان قسمت مهمى از صنعتگران )قسمتى در اصفهان که به موجب مدارک به‏دست‏آمده شماره اسماعیلیان به سى هزار تن مى‏رسید) و دهقانان ساکن کوهستانها به آنان پیوستند. مى‏توان پنداشت، پس از آنکه اسماعیلیان بسیارى از دژها و زمین‏ها را تصرف کردند و به سال 1900 براى خود حکومتى پدید آوردند، بلندپایگان آنها به فئودالهاى نو تبدیل شدند. حکومت اسماعیلیان داراى قلمرو یک‏پارچه و بهم‏پیوسته‏اى نبود- قسمت عمده متصرفات آنها در کوههاى زاگرس و کوهستان، یعنى در مناطقى که از لحاظ اقتصادى عقب‏مانده بودند قرار داشت. رهبر روحانى و سیاسى اسماعیلیان حسن بن صباح بود. پس از مرگ او به سال 1124 همرزم حسن به نام کیا بزرگ امید در رأس حکومت قرار گرفت. چهارمین رئیس این حکومت به نام حسن دوم (1162- 1166(اعلام داشت که او از اعقاب فاطمیان است. از این‏پس رهبران اسماعیلیان الموت را امام مى‏نامیدند.

ادامه مطلب: ایران در زمان اسماعیلیان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 96
پرینت

اصل ونسب اسماعیلیان

 پژوهشگر: ناهید ارمغان

  امام جعفر صادق (ع) را چهار پسر بود، اسماعیل، موسی، محمد دیباج، عبدالله افطح. امام نص امامت بر اسماعیل کرد لیکن چنانچه روایت کرده اند اسماعیل در زمان حیات پدر در گذشت، لذا امام نص را از او برگرفت و به برادرش موسی کاظم منتقل کرد ولی عده ای بدین امر گردن نهادند و گفتند نص امامت رجوع قهقرا نمی کند و بداد نیز محال است. زیرا امام جعفر صادق امام و معصوم است و او نص بر اسماعیل کرده است و لذا نص او درست است و بازگشت پذیر و تغییر پذیر نیست. بنابر این بنا بر بعضی روایات علت برداشت نص از اسماعیلیان آن بود که وی شراب مسکر بخورد و جعفر (ص) بر فعل او انکار کردو فرمود که بلا فی امر اسماعیل و بر پسر دیگر موسی (ع) نص کرد که البته این روایت را دیگران تاکید نمی کنند.

انشقاقات در ابتدا

گروهی حتی منکر مرگ اسماعیل شدند و گفتند: مردن او از روی تقیه اظهار شده تا دشمنان قصد جان او را نکنند و در اثبات قول دلیل آوردند که معهود نیست که بر مرگ کسی (سجل نویسند)(۱) و حال آنکه بر موت اسماعیل استشهاد کردند و محضر نوشتند.
به هر حال اینان امامت را پس از امام جعفر صادق (ع) حق اسماعیل می دانند ودر اینجا خود به دو گروه تقسیم می شوند:
اسماعیلیه واقفه یا اسماعیلیه اصلی بزعم ملل و نحل نویسان که گویند امامت از حضرت امام صادق(ع) به اسماعیل رسید و به او ختم میشود و وی را قائم آخرالزمان خوانند و گویند نمرده است و زمانی رجعت خواهد نمود.
اسماعیلیه مبارکی که گویند بعد از امام صادق (ع) امامت به نواده اش ،محمد بن اسماعیل رسید زیرا چنانچه در پیش گفتیم مطابق برخی روایات اسماعیل در زمان حیات پدرش در گذشت و حق هم همین است که امامت برای محمد بن اسماعیل باشد زیرا انتقال نص از برادر به برادر فقط در مورد امام حسن (ع) و امام حسین (ع) جایز بوده است و پس از آن جایز نیست .این گروه به امامت اسماعیل بن جعفر(ع) و پس از او امامت محمد بن اسماعیل معتقد هستند که در تاریخ نامبردارند.

ادامه مطلب: اصل ونسب اسماعیلیان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 170
پرینت

اسماعيليان و سلجوقيان

 نویسنده : عزت الله نوذری

تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت ( قسمت بیست و یکم )

اسماعيليان نزارى (243) هنگامى نهضت خود را آغاز كردند كه هنوز قدرت سلجوقيان نسبتا دست نخورده بود، اما زمانى كه ملكشاه فوت نمود، سپاهيان سلجوقى بى آن كه هدفى داشته باشند، به ستيز با يكديگر برخاستند و در حالى كه اسماعيليان جنگاور در همان ايام در سراسر امپراتورى سلجوقى در پى تسخير قلاع بودند، روابط خود را با حكومت مصر قطع نموده و خود را در سرزمين هاى كوهستانى محدود كردند. آنان نظر به قلاع مناطق صعب العبور كوهستانى داشتند.
مثل رودبار، سلسله جبال البرز و در جنوب درياى خزر، كويرهاى قهستان و يا سرحدات كوهستانى ميانه ى فارس و خوزستان . بعد از ملكشاه ، هر چه آشفتگى و نابسامانى دوران سلطنت بركيارق بيش تر مى شد نزاريان دامنه عملياتشان را به قلب قدرت سلجوقى نزديك تر مى ساختند (244).
شايد هدف اسماعيليان ، براندازى امپراتورى سلجوقى نبود، بلكه ايجاد جامعه مجزايى بود تا به طور كلى ، در مقابل ساير مسلمين قد علم كنند.
از قرار معلوم ، در همان ايام بود كه قتل عام بزرگ نزاريان در اصفهان صورت گرفت . اسماعيليان نه تنها به تسخير قلاع دور و نزديك مشغول بوده و امرا را به قتل مى رساندند، بلكه مستقيما در امور دولت سلجوقى دخالت مى كردند، حتى در نواحى اصفهان و گردكوه از كالاى تجارتى و محصول كشاورزى ماليات مى گرفتند. (245)
در زمان كيا بزرگ اميد، جانشين حسن صباح ، جنگ با سلجوقيان همچنان با شدت بيش ترى ادامه داشت و اسماعيليان به صورت دولت پايدار با قلمرو فرمانروايى ثابت اما پراكنده به حيات خود ادامه مى دادند (246).
انگيزه هاى اجتماعى نهضت اسماعيليان نزارى
اساسى ترين انگيزه هاى اجتماعى نهضت اسماعيليان نزارى و علل بنيادى آن به شرح زير است :
1 - تكامل روند فئوداليزم كه منجر به نيرو گرفتن فئودال ها در بهره كشى و تسلط بيش تر آنان در حاكميت سياسى شد. چنان كه خود راسا به جاى دولت با اسماعيليان جنگ و مقابله مى كردند.

ادامه مطلب: اسماعيليان و سلجوقيان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 03 مرداد 1392 بازدید: 154
پرینت

بررسی منابع تاریخی در باره اسماعیلیه

اسماعیلیه، یکی از فرقه های تشیع است که در دوره هایی از تاریخ، پیروان بسیاری را یافت و حتی توانست حکومت های محلی و مقتدری نیز ایجاد کند. متاسفانه منابعی که اینان در باره خود نوشته اند از بین رفته است و نوشته های دیگران هم از استحکام لازم برخوردار نیست.

مقاله زیر تلاشی است برای تبیین ارزش منابع تاریخی ای که امروزه در باره اسماعیلیه موجود است. در این مقاله سعی شده است تحلیل روشنی در باره علل ضعف این منابع تاریخی و مستندات آن ارایه شود.

ادامه مطلب: بررسی منابع تاریخی در باره اسماعیلیه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 01 مرداد 1392 بازدید: 149
پرینت

رسمى شدن كيش اسماعيليه و تأثيرات آن در مصر عصر فاطمى‏

فتح مصر در سال 358 قمرى به رهبرى المعزلدين اللَّه چهارمين امام خليفه فاطمى و با همت و تلاش جوهر صقلى سردار وفادار وى به بار نشست. به دنبال انتقال مركز خلافت فاطميان از مغرب به مصر و تأسيس نهادهاى علمى و مذهبى جهت ترويج كيش اسماعيليه اين مذهب در مصر رسميت يافت و مدت 209 سال سايه‏هاى اقتدار سياسى و مذهبى خلافت فاطميان بر مصر و مناطق تحت سلطه گسترانيده شد.
ديرپايى و استمرار خلافت فاطميان و تثبيت اركان قدرت سياسى و نظامى ايشان كه ارتباط تنگاتنگى با رسميت يافتن مذهب اسماعيليه داشته است، اين سوال اساسى را پيش مى‏آورد كه رسميت يافتن كيش اسماعيليه چه تأثيرى بر ساختار قدرت خلافت فاطميان داشته است؟
در اين مقاله تلاش شده است كه در دو حوزه نظر و عمل ضمن پرداختن به تأثيرات سياسى و اجتماعى و فرهنگى مذهب اسماعيليه، نتايج و پيامدهاى رسمى شدن اين كيش در مصر بررسى گردد.

واژه ‏هاى كليدى: مصر، اسماعيليه، فاطميان، المعز لدين اللَّه، قاهره، الازهر.
ادامه مطلب: رسمى شدن كيش اسماعيليه و تأثيرات آن در مصر عصر فاطمى‏
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 01 مرداد 1392 بازدید: 110
پرینت

بررسي تحولات فرهنگي اسماعيليان نزاري از دعوت تا سلطنت

 (483 – 654 ﻫ / 1190 – 1256 م)
اسماعيليان نزاري بيش از دو قرن (483-654 ﻫ / 1090 -  1256م)، فرمانروايان قلاع الموت در ايران بودند. آنان در اين مدت به تبليغ و نشر عقايد خود پرداختند. هدف آنان مبارزه با خلافت عباسي و اخراج ترکان از ايران بود؛ با وجود همه اين کوشش‌ها، اسماعيليان نزاري با تأثيرپذيري از تحولات دنياي پيرامون، از آرمان‌گرايي به واقع‌گرايي رسيدند. در قرن ششم هجري (دوازدهم ميلادي) و در پي تبليغات خلفاي عباسي بغداد و فتواي فقها، اسماعيليان در شهرها قتل عام و به کوهستان پناهنده شدند و به مدت نيم قرن نتوانستند به انتشار آثار و عقايد خويش بپردازند. آنان در قرن هفتم هجري، با حمله مغول به جهان اسلام مواجه شدند. اين حمله رشد عرفان و سقوط بغداد را در پي داشت. تهاجم مغولان و گسيل علما به قلمرو اسماعيليان رشد نهايي انديشه‌هاي فلسفي در ميان آنان را به دنبال داشت. تحولات سياسي دنياي اسلام، اسماعيليان را به واقعيت پذيري نزديک کرد. و آنان را از آرمانِ حاکميت امام اسماعيلي بر جهان اسلام به ديدگاهي واقع گرايانه سوق داد به طوري که حکومت و نظام سلطنتي تشکيل دادند و به مراوده با ساير حکومت‌ها پرداختند. در اين مقاله به بررسي تحولات فرهنگي اسماعيليان نزاري پرداخته‌ايم.

واژه هاي کليدي: الموت، اسماعيليان نزاري، امام، تحولات فرهنگي، دعوت تا سلطنت، قيامت.

ادامه مطلب: بررسي تحولات فرهنگي اسماعيليان نزاري از دعوت تا سلطنت
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 01 مرداد 1392 بازدید: 110
پرینت

اسماعيليان اصفهان‏

    دكتر محمد على چلونگر
    فعاليت اسماعيليان در اصفهان، از قرن سوم هجرى آغاز شد. اطلاعات مربوط به اين فعاليت‏ها تا نيمه‏ى دوم قرن پنجم، تاريك و مبهم است. در اين قرون احمد بن حسين، معروف به دندان و ابوحاتم رازى، در منابع مرتبط با اسماعيليان اين شهر معرفى شده‏اند.
    اوج فعاليت‏هاى اسماعيليان در اصفهان در عهد سلجوقيان است. دو داعى نام‏دار اين دوران، عبدالملك بن عطاش و فرزندش احمد، رهبرى اسماعيليان را در اختيار داشتند. در دوران عبدالملك اصفهان مركز فعاليت اسماعيليان بود.
    در اين مقاله ضمن بررسى تلاش‏هاى اسماعيليان در اصفهان، ارتباط آنان با فاطميان مصر، اسماعيليان نزارى الموت و علماى اهل سنت شافعى و حنفى بيان گرديده است؛ و در پايان، رجالى كه اسماعيليان اصفهان ترور كرده‏اند، معرفى گرديده‏اند.
    واژه‏ هاى كليدى: اسماعيليان، داعيان اسماعيلى، اصفهان، سلجوقيان، نزاريان، قلعه‏ى شاهدز، قلعه‏ى خان لنجان.

ادامه مطلب: اسماعيليان اصفهان‏
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: اسماعيليان
نمایش از 01 مرداد 1392 بازدید: 93
پرینت

قومس و اسماعيليان

حسن شادپور
قومس يکي از ايالت­هاي ايران بود که از قرن سوم هجري تا حمله هلاکو بخشي از فعاليت اسماعيليان در آن­جا متمرکز بود. با توجه به موقعيت جغرافيايي اين منطقه و وجود قلعه گردکوه در دامغان، و انشعاب راه­هاي مختلف به آن، تسلط بر آن نزد اسماعيليان اهميت فراواني داشت؛ به طوري که از ديدگاه حسن صباح و جانشينانش، اين ايالت از ارزش خاصي برخوردار بود.
اين مقاله، ضمن بررسي فعاليت­هاي اسماعيليان در قومس، اهميت اين ايالت، موقعيت جغرافيايي و همچنين نقش آن در تأسيس و تثبيت و قدرت­مندي اسماعيليان را مدنظر قرار مي­دهد.
واژه­ هاي كليدي: اسماعيليان، قومس، سلجوقيان، مغولان، هلاکو، گردکوه، دامغان.

ادامه مطلب: قومس و اسماعيليان
 

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 239 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید