نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 مهر 1393 بازدید: 152
پرینت

نقش های برجسته ساسانی

نقش برجسته یا حجاری روی صخره در ایران از قدمتی بسیار برخوردار است و شاید بتوان گفت نقوش برجسته در دوران باستان حکم رسانه های تبلیغاتی و بیل برد های امروزی را داشتند با این تفاوت که...
از ایلامیان و مادها تعداد انگشت شماری نقش برجسته باقی مانده که در مناطق غربی و جنوب غربی کشور پراکنده اند. دوران شاهنشاهی هخامنشیان شکوفایی نقش برجسته های باستانی به شمار می آید. نمونه های بسیاری از نقوش برجسته هخامنشی در استانهای فارس، خوزستان و کرمانشاه برجای مانده است که ازمیان آنها می توان به آثار باقی مانده در تخت جمشید، نقش رستم و بیستون اشاره کرد.
به نظر می رسد شاهان اشکانی علاقه چندانی به ایجاد نقش برجسته نداشتند و تنها نقش برجسته هایی از شاهان محلی در جنوب غربی ایران (اکثرا در خوزستان) برجای مانده است. با انقراض سلسله اشکانی و روی کار آمدن شاهنشاهی ساسانیان، ایجاد نقش برجسته بار دیگر رونق گرفت. رویکرد شاهان ساسانی به نقش برجسته بیشتر به منظور بزرگداشت وقایع مهم دوران حکومت خود بوده از جمله تاجگذاری ( دیهیم بخشی) و پیروزی در جنگ.

ادامه مطلب: نقش های برجسته ساسانی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 166
پرینت

یزد گرد سوم

 بیوگرافی و زندگینامه

در ۶۳۴ تاج شاهی به یزدگرد سوم تفویض شد، که از سلالۀ ساسان، و فرزند یک کنیز بود. در ۶۳۲، محمد [صلی الله علیه و آله] پس از تأسیس یک کشور جدید عرب، درگذشت عمر، خلیفۀ دوم، در ۶۳۴، نامه ای از مثنی [ابن حارثه]، سردار خود در سوریه، دریافت کرد که در آن نوشته شده بود ایران دچار هرج و مرج و آمادۀ تسخیر است. عمر بهترین فرمانده عرب را، که خالد [بن ولید] نام داشت، به این مأموریت گمارد. خالد با لشکری از عربان بدوی، که معتاد به زد و خورد و تشنۀ به دست آوردن غنایم بودند، در امتداد ساحل جنوبی خلیج فارس به راه افتاد و این پیام را به هرمز، فرماندار استان مرزی [مرزدار] ایران، فرستاد: «اسلام آور تا در امان باشی، یا جزیه بپرداز … اکنون مردمی به سوی تو می آیند که مرگ را دوست می دارند، همان گونه که تو زندگی را دوست می داری.» هرمز او را به رزم تن به تن طلبید؛ خالد دعوت او را پذیرفت و او را کشت. مسلمانان با غلبه بر تمام موانع به فرات رسیدند؛ عمر، برای نجات یک ارتش عرب در جای دیگر، خالد را فرا خواند؛ مثنی به جای او فرماندهی را عهده دار شد و با نیروی تقویتی خود را از روی یک پل قایقی [جسر] از رود فرات گذشت. یزدگرد، که در آن هنگام جوانی بیست و دو ساله بود، فرماندهی عالی را به رستم [فرخزاد] استاندار خراسان واگذار کرد و به او فرمان داد که نیروی عظیمی برای نجات کشور فراهم کند. ایرانیان در جنگ جسر با اعراب مصاف دادند، آنان را شکست دادند و بیپروا تعقیبشان کردند؛ مثنی صفوف در هم ریختۀ ارتش خود را از نو بیاراست و در جنگ بویب نیروهای بینظم ایران را تقریباً تا آخرین نفر منهدم ساخت (۶۳۴). تلفات مسلمین سنگین بود؛ مثنی از زخمهایی که برداشته بود درگذشت؛ اما خلیفه به جای او سرداری لایقتر به نام سعد [وقاص] را، همراه با یک ارتش سی هزار نفری، فرستاد. یزدگرد با مسلح ساختن ۱۲۰.۰۰۰ تن ایرانی با این عمل مقابله کرد.

ادامه مطلب: یزد گرد سوم
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 159
پرینت

نگاه مورخان بر نبرد بویب و قادسیه و روند این فتوحات

 نویسنده: سمیه بختیاری*

چکیده

یک سال پس از شکست مسلمانان در نبرد جسر از امپراتوری ساسانی ، نبرد بویب در کنار نهری در نزدیک فرات و پس از آن نبردی در قادسیه نزدیک حیره که حکم دروازه ی شاهنشاهی ایران بود ؛ اتفاق افتاد. نبرد قادسیه سرنوشت سازترین نبرد بین مسلمانان و شاهنشاهی ساسانی بود و ساسانیان با شکست در نبرد قادسیه و از دست دادن مداین ، پایتختشان ، دیگر یارای ایستادگی در برابر نیرویی با ایمانی راسخ و بی بدیل را نداشتند . این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی نبرد بویب و قادسیه در صدد بررسی دلایل پیروزی مسلمانان و شکست شاهنشاهی ساسانی می باشد . با چنین رویکردی به روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه‌ای به بررسی موضوع می‌پردازد.
کلید واژه : اعراب مسلمان ، امپراتوری ساسانی ، نبرد بویب ، قادسیه ، رستم فرخ زاد .

مقدمه

ابوبکر اعرابی را که تازه گردن به فرمانبرداری نهاده بودند ، برای جنگ به سرزمین های آن سوی مرزها فرستاد . نخستین موفقیت خود را در بخش جنوبی دجله و فرات دست یافت . ابوبکر و پس از وی ، عمر بن خطاب هیچ گاه تصور نمی کردند با امپراتوری ساسانی وارد جنگ شوند و از آن پیروز بیرون آیند . انگیزه ی اولیه آن ها دور از مرکز نگاه داشتن فرماندهان قدرتمندی چون خالد بن ولید بود . موفقیت های مسلمانان در کسب غنیمت و سیاست سرگرم کردن اعراب در نواحی دور از مرکز خلافت، عمر را به فکر توسعه ی فتوحات انداخت . شکست نبرد جسر و پس از آن پیروزی گروهی دیگر از مسلمانان در نبرد یرموک ، اعراب را متمایل به جهاد در شامات می کرد . چه کسی می توانست تصور کند نبردی در دروازه ی ورودی ایران ، قادسیه، سرنوشت یک امپراتوری را برای همیشه تغییر دهد . این پژوهش درصدد پاسخگویی به سؤالات زیر می باشد : نبرد بویب چگونه اتفاق افتاد و چه تأثیری در پیگیری فتوحات در منطقه سواد داشت ؟ نبرد قادسیه چگونه به شکست ایرانیان ختم شد ؟ دلایل پیروزی مسلمانان و شکست شاهنشاهی ساسانی چیست ؟

ادامه مطلب: نگاه مورخان بر نبرد بویب و قادسیه و روند این فتوحات
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 155
پرینت

مناسبات سياسي دولت صفوي با امپراوري عثماني(1)

نويسنده :دکتر ابوالفضل عابديني*
از معاهده ي زهاب تا سقو ط اصفهان (1049تا 1135ق/1639تا1722م)
  چکيده
ايران و عثماني روابطي طولاني با هم داشته اند؛ معاهده ي زهاب نقطه ي عطفي در روابط دو کشور به شمار مي آمد، پس از اين معاهده، حدود يک قرن، روابط دوکشور، بسيار دوستانه بوده است .بعدها بنا به دلائلي به ويژه از شورش غلزائيان قندهار تا پايان سلطنت نادرشاه(1160ق/1747م)تنشهاي سياسي و درگيريهاي نظامي ازسرگرفته شد .مهم ترين موضوع در اين تحقيق، بررسي عوامل مؤثر در چگونگي اين روابط است که در برگيرنده ي عوامل سياسي ،نظامي،اقتصادي و مذهبي و معاهده ها و نتايج انها، روحيه ي پادشاهان دو کشور، جنگ بر سر تسلط بر بين النهرين از جمله بغداد، بندر بصره ، عتبات عاليات و برخي از عوامل خارجي است.
با وجود همه ي تنشها، روابط ميان پادشاهان، بسيار دوستانه بوده است و همديگر را با القاب ارزشي از قبيل غازي، جهادگر و...خطاب مي کردند و هديه هايي گرانبها براي يکديگر مي فرستادند.مردم دو کشور نيز همواره ارتباط نزديک و دوستانه با هم داشتند و حتي هنگامي که تنشهاي سياسي و نظامي وجود داشت، آنها ارتباط فرهنگي و تجاري خود را حفظ مي کردند.
کليد واژه :ايران صفوي، عثماني، روابط سياسي، روابط نظامي ، روابط اقتصادي، روابط مذهبي

مقدمه
  معاهده ي زهاب نقطه ي عطفي در روابط ايران و عثماني به حساب مي آيد؛ زيرا با امضاي اين پيمان، آخرين جنگهاي ايران و عثماني پايان يافت.
اين پيمان سالها معتبر بود؛ چون منافع عثماني را بيشتر تأمين مي كرد.بر اساس معاهده ي زهاب، بغداد و بين النهرين در دست عثماني ها و ايراوان در اختيار ايرانيان قرار گرفت.

ادامه مطلب: مناسبات سياسي دولت صفوي با امپراوري عثماني(1)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 102
پرینت

مناسبات سياسي دولت صفوي با امپراتوري عثماني(4)

نويسنده :دکتر ابوالفضل عابديني**

شکست قطعي عثماني در اروپا و تحميل پيمان پاساروريچ بر عثماني، نقطه ي آغاز عقب نشيني آن دولت از اروپا و مقدمه ي زوال امپراتوري بود.اين پيمان در تاريخ 20شعبان 1130/12ژوئيه 1718ميان عثماني و فاتحان جنگ، يعني اتريش و ونيز امضا شد .*
ماده ي 19پيمان پاساروويچ به درخواست اتريشي ها که از يک سو به تجارت با ايران علاقه مند بودند و از ديگر سو به سبب دشمني با روسيه، نمي خواستند کالاهاي ايران از راه بندر حاجي طرخان در بحر خزر به اروپا برود، به شرح زير آمده بود:
«...اگر بازرگانان ايران از امپراوري اتريش از راه رودخانه دانوب به مرز عثماني بيايند، طبق معمول فقط يکبار حقوق گمرکي و ترانزيت از قرار صدي پنچ پرداخت خواهند کرد، و از ماموران گمرک عثماني رسيد خواهند گرفت و از آن پس نبايد دوباره با مطالبه حقوق گمرکي و حق العبور، اسباب آزار آنان فراهم گردد.همچنين اگر بخواهند با کالاهاي خود از کشور ايران بيايند و از خاک عثماني به سوي امپراتوري اتريش بگذرند، پس از اينکه فقط يکبار در درياي سياه يا رودخانه دانوب، حقوق گمرکي از قراري صدي پنج پرداختند، ديگر نبايد با مطالبه حقوق گمرکي مورد مزاحمت قرار گيرند.»( شاو،1370،ص401).

ادامه مطلب: مناسبات سياسي دولت صفوي با امپراتوري عثماني(4)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 142
پرینت

مناسبات سياسي دولت صفوي با امپراتوري عثماني (2)

نويسنده :دکتر ابوالفضل عابديني*
متن معاه ده ي زهاب(1049ق/1639م )
  معاهده ي زهاب نقطه ي عطفي در اوضاع داخلي و روابط خارجي ايران به شمار مي ايد و از نظر سياسي، اقتصادي و تاريخي، اهميت ويژه اي دارد متأسفانه اصل معاهده ي زهاب در بايگانيهاي ايران و عثماني موجود نيست. هر کدام از منابع، جدا گانه و با تفاوتهاي بسيار آن را نقل کرده اند.مؤلف رساله ي تحقيقات سرحديه در اين مورد مي نويسد:
«حقيقتاً اصل صلح نامه مزبور، که عبارت از تصديق نامه دو پادشاه است، در هيچ يک از دولتين موجود نيست، در ايران به سبب فترت و در عثمانيه به سبب حرقت، تلف شده است و مستندي که اکنون موجود است، عبارت است از سوادنامه اي است که به قول عثمانيه ، از سلطان مراد رابع به شاه صفي به طريق امضاء تصديق نامه معاهده قلمي شده است .»(مشير الدوله ،1348،ص81).
به تازگي سواد اصل معاهده در بايگاني نخست وزيري استانبول به دست آمده و از آن استفاده شده است .رونوشت ان پيوست مقاله است و با مشخصات زير در استانبول نگهداري مي شود:
Osmunli Arsivi daire Busbakanligi) Ali Emir Tasnifi , No:707
در زير چند متن مختلف را باهم مقايسه مي کنيم تا نقاط اشتراک و اختلاف آنها مشخص شود .متن معاهده در منابع زير نقل شده است :متن ترکي در عباسنامه ص 50؛ منتظم ناصري ص 940؛ متن فارسي و ترکي آن با هم در خلاصة السير صص 74تا81؛ در مجموعه عهدنامه هاي تاريخي ايران ص193؛ تاريخ نعيما ص349و تاريخ روابط ايران و عثماني، تأليف محمد علي حکمت و رساله ي تحقيقات سرحديه ص51و گزيده ي اسناد سياسي ايران و عثماني ج 2واصل سواد معاهده زهاب در بايگاني نخست وزيري عثماني به شماره ي 767دفتر علي اميري.

ادامه مطلب: مناسبات سياسي دولت صفوي با امپراتوري عثماني (2)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 108
پرینت

مناسبات دولت صفوي با امپراتوري عثماني (3)

نويسنده:

ايروان متعلق به ايران
شايد بتوان گفت که از نتايج مثبت اين معاهده تعلق يافتن شهر و قلعه ي مهم ايروان در مقابل بغداد به شکور ايران بود؛ زيرا ايروان نيز مانند بغداد، اهميتي بسيار داشت و ايران و عثماني چندين بار بر آن دست يافته بودند و تصرف ان براي هر دو کشور مهم بود؛ آن روزها، ايران و عثماني بر سر تصرف آن مي جنگيدند .قلعه ي ايروان در سال 1044ق .در تصرف سپاه قزلباش بود؛ سلطان مراد نيز با سپاه سنگين آن قلعه را محاصره کرد (نعيم،1281ق،ج3، ص255؛ هدايت،1380، ج8،ص894)طهماسب قلي خان قاجار مقاومت کرد، اما چون کمکي به او نرسيد و از طرفي از سپهسالار گرجي رنجيده خاطر بود، ايروان را به مرادخان خواندگار تسليم کرد .
سلطان مراد، گروهي از سپاه عثماني را در آنجا گذاشت و طهماسب قلي خان را به روم فرستاد و خود به سوي تبريز رفت و شهر تبريز را به ويرانه تبديل کرد و به ديار روم برگشت(نعيم،1281ق ص268).شاه صفي در زمستان آن سال (1044ق)به تبريز رفت و با بذل و بخشش، لشکري انبوه گرد آورد و به قلعه ي ايروان حمله و آنجا را دوباره تصرف کرد .«شاه صفي در جامع ايروان در آمده، شيخ عبدالصمد جبل عاملي برادر شيخ بهايي(ره) خطبه در جامع مزبور به اسم ائمه اثني عشر(ع)و به اسم شاه صفي ختم کرد.»(اعتماد السلطنه،1364،ص936؛ هدايت،1380،ج8،ص897).
ارمنستان و گرجستان نيز که موقعيت خاص داشتند، به ايران تعلق گرفتند.شاه صفي، ايالت ايروان را به کلب علي خان، حاکم لار، واگذار کرد و توپهاي گران غنيمتي را به اصفهان انتقال داد و خود به سوي اهر و اردبيل حرکت کرد.«از طرفي سلطان مراد در نظر داشت که به مناسبت فتح ايروان، جنش با شکوهي در استانبول برپا نمايد و استقبال شاياني از وي به عمل آيد ولي طولي نکشيد که خبر فتح مجدد ايروان به دست سپاه قزلباش به سمع او رسيد.»(همانجا؛ همان،ص898).

ادامه مطلب: مناسبات دولت صفوي با امپراتوري عثماني (3)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 330
پرینت

مناسبات ايران و هلند از دوره ي صفويه تا زنديه (1)

نويسنده :دکتر غلامعلي رجائي*

چکيده
يکي از مباحث مهم دوره ي کوتاه زند و به ويژه دوران حاکميت کريم خان زند (1163-1193ق)تاثير شرکتهاي تجاري اروپايي بر تحولات سياسي، اقتصادي و اجتماعي ايران اين دوره است.اين شرکتها و به ويژه شرکتهاي هند شرقي انگليس و هلند که با مرکزيت هندوستان از دوران صفويه فعاليت خود را در ايران شروع کردند ، براي به دست آوردن منافع بيشتر با يکديگر رقابت مي کردند؛ گاهي اين رقابتها که کمابيش تا دوره هاي پس از صفويه، افشاريه و زنديه ادامه داشت ، بر نهادهاي سياسي و اقتصادي ايران تأثير مي گذاشت و در مجموع مي توان گفت که به دليل سهل انگاري دولتمردان هر دوره در بهره برداري درست از اين فرصت و ظرفيت ، اين تأثير اغلب منفي بود
در اين مقاله چگونگي تعامل شرکت هند شرقي هلند با حکومت کريم خان زند و تأثير عملکرد اين شرکت بر تحولات سياسي و اقتصادي ايران در اين دوره بررسي و تحليل مي شود.
کليد واژه :کريم خان زند، کمپاني هند شرقي هلند، تجارت خارجي، خليج فارسي، خارک.

مقدمه
  تاريخ ايران پس از نادر و روابط خارجي آن در عهد کريم خان زند داراي فراز و نشيب خاصي است که با توجه به کوتاهي دوره ي حاکميت خاندان زند و شيوه ي حکومت کريم خان(1163-1193ق)از ويژگي و اهميت خاصي برخوردار است .اين اهميت بدان جهت است که سياست دوره ي نادرشاه ادامه ي سياست شاهان صفوي بود و مناسبات خارجي ايران هرگز از موضع ضعف و سستي نبود و حتي در مبادلات تجاري به نقش و سهم ايران بسيار توجه مي شد .کريم خان با کوشش در جهت حفظ اين توازن و ارتباط متقابل منطقي خواهان ادامه ي روش شاهان صفوي و نادرشاه بود و در دوره ي حاکميت خود بيشتر به گسترش روابط سياسي و تجاري با کمپانيهاي غربي توجه کرد و از تعامل و گسترش سطح روابط خود با حکومتهاي همجوار مانند روسيه، عثماني و هندوستان خودداري کرد؛ اين کوششها که در نيمه ي دوم حکومت کريم خان انجام شد و تا مدتها بر محوريت دو کمپاني تجاري هند شرقي انگليس و هلند استوار بود به نتيجه نرسيد؛زيرا در اين دوره کشورهاي اروپايي مانند دوره ي صفويه به دليل ناآراميهاي موجود در مناطق مختلف، نماينده ي سياسي در ايران نداشتند و همچنين اوضاع سياسي ايران را درک نمي کردند و بر سر به دست آوردن بازار ايران و حذف رقيبان اروپايي رقابت مي کردند.

 

ادامه مطلب: مناسبات ايران و هلند از دوره ي صفويه تا زنديه (1)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 135
پرینت

مناسبات ايران و هلند از دوره ي صفويه تا زنديه (2)

نويسنده :دکتر غلامعلي رجائي*
همکاري دو کمپاني
روابط دو کمپاني اروپايي همواره بر مبناي قدرت توام با خصومت و دشمني نبود، آنها گاه به دليل منافع مشترکي که داشتند با يکديگر متحد مي شدند . هلندي ها در زمستان سال 1165ق/فوريه 1751به انگليسي ها اعلام کردند که با توجه به اوضاع ايران، مي خواهند با ورود اولين کشتي بزرگ خود از بصره که به اروپا مي رود تمام اموال کمپاني را بار کنند و از بندر عباس خارج شوند.
آنها از انگليسي ها درخواست کردند که اجازه دهند مقداري از فلفل و کالاهاي ديگر را در دو کشتي انگليسي شافتس بري و دريک جاي دهند تا بي درنگ با باري که زده اند به سورات بروند.کمپاني انگليس با توجه به روابط دوستانه ي دو تجارتخانه با اين درخواست موافقت کرد (القاسمي، ص40).
نمونه اي ديگر از همکاري دو کمپاني را هنگامي مي توان ديد که درگيريهاي ملا علي شاه و نصيرخان، بندر عباس را به آشوب کشانده بود؛ هلندي ها از تعدي ملا علي شاه شکايت داشتند و انگليسي ها هم هر لحظه در انتظار حمله اي از طرف او يا نصير خان به دفتر و مقر خود بودند؛ پس هلندي ها و انگليسي ها تصميم گرفتند با تشکيل اتحاديه اي نظامي و واحد نيروي جنگي در بندرعباس از خود دفاع کنند.
هلندي ها در اقدامي ديگر به کشتيهايشان دستور دادند براي پشتبياني از انگليسي ها در مقابل تهاجم اعراب و ملا علي شاه در تنگه ي هرمز بمانند و لنگر بيندازند .با وجود اين در شورشهاي بعدي که افراد جعفرخان، برادرنصيرخان، به غارت خانه هاي بندر عباس پرداختند، غارتگران غنايم خود را در تجارتخانه هلندي ها انبار کردند(همان،ص39).

تفاوت ساختار اداري دو کمپاني 

ادامه مطلب: مناسبات ايران و هلند از دوره ي صفويه تا زنديه (2)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 129
پرینت

مناسبات ايران و هلند از دوره ي صفويه تا زنديه (3)

نويسنده :دکتر غلامعلي رجائي*
هلنديان و تحولات بندر عباس
در دوران نادر شاه، کمپاني هند شرقي هلند تجارتخانه اي در بندر عباس داير کرده بود؛ در اين زمان ملاعلي شاه، دست نشانده ي نصير خان لاري، حاکم بندر عباس بود.
نصير خان در سال 1167ق .که از بندر عباس به لار باز مي گشت ملا علي شاه را به عنوان نايب خود به امارت بندر عباس منصوب کرد.مقارن اين جريان، کريم خان با محمد حسن خان قاجار درگير بود و نصير خان انتظار شکست او را مي کشيد؛ زيرا مي دانست اگر وکيل الرعايا بر خان قاجار پيروز شود، به دفع او در لار خواهد شتافت و سپس بندر عباس را از چنگ او در خواهد آورد و در آمدش را از مالياتي که از نماينده ي کمپاني هلند در اين بندر مي گرفت، قطع خواهد کرد .
هلنديان در سال 1170ق .به دليل ناامنيهاي موجود در بندرعباس که امکان هر گونه فعاليت تجاري را از آنان گرفته بود، پس از تعطيلي دفتر تجاري خود اين بندر را ترک کردند ( فلور، 1371،ص64).
همزمان با اين تحولات، کريم خان که در صدد سرکوبي ايلات متمرد کهگيلويه و بهبهان بود براي رسيدگي به سواحل جنوبي ايران فرصت و نيروي کافي نداشت .وي که شاهد روند تحولات جنوب ايران بود ،چند بار از هلندي ها ماليات خواست، اما پاسخ مثبتي دريافت نکرد.
با روي کار امدن مير مهنا،اختلاف وي با کمپاني هلند بر سر ميزان مالياتي که کمپاني بايد پرداخت مي کرد، بالا گرفت و کنيب هاوزن به باتاويا فرا خوانده شد.وان در هوست نيز که به جاي او از بصره به خارک آمده بود، نتوانست در اين ماجرا موفق شود؛ پس جاي خود را به بوشمان داد(همان،ص171).
با کوشش هلندي ها ، بازرگاني در جزيره ي خارک بسيار رونق يافته بود تا جايي که ساکنان ان از صد نفر ماهيگير، در ده سال پس از تصرف آنجا، به يازده هزار نفر رسيد( هدايتي،1334،ص250).اما بر اثر ناامنيها و راهزنيهاي مير مهنا، تجارت در اين جزيره، بندر ريگ و بنادر ديگر خليج فارس، متوقف و روند تجارت خارجي ايران مختل شد.

ادامه مطلب: مناسبات ايران و هلند از دوره ي صفويه تا زنديه (3)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 130
پرینت

معاد و شهود در عصر ساسانی

نویسنده: شائول شاکد
مترجم: سید احمدرضا قائم مقامی
در عصر ساسانی چه تلقی ای از معاد داشته اند؟ فارغ از این که منشأ شر دقیقاً چه است، در مبحث معاد است که مسئله ی وجود شر باید پاسخ نهایی خود را بیابد. پس بروز حوادث آخرالزمان در دین زردشتی لازمِ منطقیِ حوادث آغاز جهان است. مشکل مطالعه در این موضوع این است که مطالب مربوط به معاد حتی از آنچه درباره ی تکوین جهان گفته اند نیز آشفته تر و مبهم تر است.
کم تر در این امر تردید است که مفاهیم معادی در دین زردشتی بسیار کهنند. در واقع منشأ این مفاهیم به گاهان زردشت می رسد. (1) اما مبحث معاد مرکب از عقاید مختلف است و پاسخ به این سؤال دشوار است که هر جزء از این مجموعه ی عقاید، اول بار کی در ایران به وجود آمده است. در آثار قبلی خود (2) کوشیده ام با به کار بردن یک استدلال منطقی تقریباً اجمالی قدمت نسبی مفاهیم عمده ی معادی را در ایران اثبات کنم. در حوادث آخرالزمان بعضی تکرارها وجود دارد، نظیر وقوع دوباره ی معاد فردی و معاد جمعی و وجود مکاشفات آخرالزمانی که در کنار معادشناسی ای که موضوعش جهان آخرت است، به حوادث پایان جهان می پردازند. چون این چنین تکرارها در حوادث با همه ی عدم انسجامی که در آن ها هست هم در معادشناسی ایرانی (3) و هم در معادشناسی متأخر یهودی (4) آمده، دشوار است فرض کنیم که دو نظام عقیدتی مستقل از هم توسعه یافته اند. این آشفتگی ها و تکرارهای ظاهری در سنت یهودی معنا و اهمیت چندانی ندارد، اما در ایران توضیح ساختاریِ پذیرفتنی و در واقع ناگزیری است که کمک می کند این توده ی آگاهی های درهم را به نظم درآوریم. کلید توضیح این دوگانه ها در ایران ظاهراً دوگانگی مفاهیم مینو و گیتی است.
بعضی محققان همچون فلوسر، بویس و هولتگارد (5) اخیراً مسائلی را که از مقایسه ی مفاهیم ایرانی و یهودی و مسیحی را در این زمینه به دست آمده بررسی کرده اند و عموماً مایل به پذیرفتن این نظرند که پیش از شکل گرفتن عقاید معادشناسیِ یهود، در ایران مجموعه ی پیشرفته و بالیده ای از این عقاید وجود داشته است. اما بعضی محققانِ دیگر در این باره تردیدها کرده اند. (6) کار ما بررسی جزئیات این مسئله نیست، زیرا موضوع سخن در این جا وصفِ آرای رایج در عصر ساسانی است، یعنی عصری که در آن معادشناسی و معتقدات مکاشفاتی نیک بسط یافته بوده و تثبیت شده بوده است. (7)

ادامه مطلب: معاد و شهود در عصر ساسانی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 104
پرینت

مزدک و عقایدش

نویسنده :هاجر مهرجویان

چکیده:

زندگی‌نامه‌ی مزدک، انگیزه‌های او، ریشه‌های معنوی آموزه‌های وی، هدف مزدک از تعلیماتش، تأثیراتی که وی داشته و ... همگی موضوعاتی میباشد که در مورد آنها اتفاق نظری نبوده و مسائلی بحث‌برانگیز در تاریخ ایران محسوب می‌شود. وی را در پرتگاه‌های تاریخ گاهی بالا کشیدهاند و گاهی وی را به پائین پرتاب کردهاند؛ ولی بیشتر مواقع مزدک را سقوط دادهاند، سقوطی که شاید به سختی میتوان وی را بالا کشید. این بیشتر از آن جهت است که پیام مزدک فقط از زبان دشمنان دینی و سیاسی او به گوش ما رسیده است: آنهم کسانی چون خسرو انوشیروان و مراجع و مقامات زرتشتی که از مبارزات این دوره پیروز بیرون آمدهاند، نه خود مزدکیان و یا روستائیان شورشی. ایشان مزدک را به این بهانه که مخالف شرایط دشوار حاکم بر جامعه‌ی ساسانی بوده و دم از برابری و مساوات میزده است، زندیق خوانده‌اند، ولی آیا میتوان شخصیتی نظیر مزدک را یک زندیق نامید؟ شاید باید کمی متفکرانه‌تر به این قضیه نگاه کرد. شاید نتوان مزدک را یک پیامبر نامید، ولی کارها و عقایدش و از همه مهم‌تر، اصلاحاتی که انجام داد، همه بیانگر رفتاری پیامبرگونه میباشد.
در این مقاله سعی را بر آن داشته تا در ابتدا مختصری از زندگی مزدک رابیان کنیم، اینکه وی از کدام منطقه بوده همچنین نظرات گوناگونی را که درباره ی زادگاه او مطرح شده است را بیان کرده ایم ، در این میان توجه نموده ایم مزدک در جامعه ساسانی دارای چه مناصبی بوده. بعد از آن درباره ی عقاید وی سخن رفته است، آنهم عقایدی که محصول شرایط نابه سامان روزگار ساسانی می باشد، اما آنچه که در این میان بیشتر مورد نظر نگارنده پژوهش قرار گرفته و به آن پرداخته ایم منشاء افکار و تعالیم مزدک می باشد که آن را در چند مورد ملاحظه کرده ایم. در پایان باید بیان کرد هرچند نگاهی مختصر به مزدک و عقاید وی شده است اما به بررسی نکاتی ظریف نیز پرداخته شده.

ادامه مطلب: مزدک و عقایدش
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 89
پرینت

مزدک و تعالیم وی

 نویسنده: دکتر علی محمّد الماسی

  مزدک که بود؟

در زمان قباد ساسانی (431 - 488 میلادی)، پدر خسرو انوشیروان، شخص متفکری به نام مزدک، نام مقدس آتش پرستان، پسر بامداد، پدید آمد و از آمیختن دین مانی و زرتشت و عقاید افلاطون در کتاب جمهوریت، کیش تازه ای آورد که اساس آن بر اصلاحات اجتماعی بود و می توان آن را یک نوع کمونیسم، یا مسلک اشتراکی دانست.
اسم پدر مزدک را مورخین عرب مختلف نوشته اند، چنان که ابوریحان بیرونی، همدان (بامدادان)، ابن مسکویه قامارد و دینوری مازیار می نویسد. ولی چنانچه از ترجمه ی پهلوی اوستا برمی آید، بامداد بوده است که در پهلوی بامدادت نوشته می شد و بعدها بامداد شده است. در محل تولد مزدک اختلاف است، چنان که دینوری وی را از اصطخر فارس و ابوریحان بیرونی او را از اهالی نسا (شهری است در خراسان قدیم) و مؤلف تبصره القوم از تبریز می داند که به لحاظ تقدم، ممکن بود قولش را سند دانست ولی محلی را که مزدک در آن تولد یافته چنان در نسخه ها مغشوش است که فهم آن تا به حال ممکن نشده ست.(1)
از بعضی از قراین به نظر می رسد که خود مزدک ادعای پیغمبری نکرد، بلکه او پیرو شخصی بود که در زمان وی یا مقارن آن اوقات ظهور کرد و می خواست اصلاحاتی در دین زرتشت به عمل آورد ولی بعدها معلوم می شود که خود مزدک جلو افتاده و مرید و مراد را تحت الشعاع قرار داد و پیروان مذهب تازه هم مزدکی نامیده شدند. شبیه این واقعه در تاریخ دیده می شود و حتی در زمان های اخیر هم بعضی مثال ها از جلو افتادن بعضی از پیروان مذهبی از خود مؤسس مذهب دیده شده است.

ادامه مطلب: مزدک و تعالیم وی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: ساساني
نمایش از 05 تیر 1393 بازدید: 106
پرینت

مذاهب و ادبیات

نویسنده: اوتاکر کلیما-مترجم: عیسی شهابی

ادبیات فرقه ها و پیروان آیین های دیگر در عصر ساسانی
از ادبیات فرقه های منشعب و ملحدان مربوط به دوران پیش از استیلای تازیان چیزی به جای نمانده است. مؤلفان بعدی ادعا می کنند که مزدک، پدر نهضت ملی سوسیالیستی (در حوالی سال 500)، کتاب دیسناد(1) را تألیف و تعلیمات خود را در آن تشریح کرده، ولی این کتاب به کلی مفقودالاثر است. توضیح آن که، پس از قلع و قمع مزدکیان (524-525)، کتاب های آنان سوزانده شد. نوشته ی فارسی میانه ای که تازیان آن را کتاب مزدک (در اصل: مزدک نامک) می نامند یک اثر ادبی است که تاریخ این نهضت و پایان آن را با مقاصدی خاص و بنابر منویات طبقه ی حاکمه ی وقت شرح می دهد. مندرجات آن در کتاب های فارسی دری، یعنی سیاست نامه و فارس نامه که بعداً نگارش یافته، برای ما به جای مانده. مزدک مغی معرفی می شود که مردم را، با تفسیر محتملاً صحیح اوستا، گمراه می سازد و نیز به یک فریب کاری دست می آزد تا اعتماد پادشاه قباد و طبقات بالا را به خود جلب کند. وی ادعا می کند که می تواند با ایزد آتش مقدس سخن گوید و از او به زبان آدمی تعلیماتی دریافت کند. برای اثبات این مدعا، یکی از محارم خود را در زیر آتشدان آتشکده پنهان می سازد تا از مخفی گاه زیر زمینی خود با صدایی که به گفته ی او از آن آتش است فرمان هایی صادر کند. مزدک موفق می شود که امر را بر پادشاه مشتبه سازد، ولی، ولیعهد جوان، خسرو انوشیروان، پس از مواضعه با مغ ها، پرده از این نیرنگ برداشته پادشاه را بر ضد این نوآور بسیار مقتدر بر می انگیزد و در این اسباب چینی کام یاب می گردد. مزدک و سران نهضت به دام می افتند و اعدام می شوند. این داستان به وسیله ی ابن مقفع به تازی برگردانده شد و ابان اللاحقی(2) آن را به نظم کشید.
راجع به نحله های گوناگون دینی نیز نمی توانیم از روی نوشته های اصلی بر نکته های آموزنده ای آگاهی یابیم. فقط اشاره های پراکنده ای گواه بر آن است که پاره ای از کتاب ها (مثلاً بندهشن بزرگ) از زیر دست روحانیان فرقه ی زروانیان گذشته است. فصلی از اصول آیین زروانی که در بیانیه ی پادشاه یزدگرد دوم خطاب به ارمنی ها آمده نیز حائز اهمیت است. از این فرمان تمایلی که برای نمایاندن ثنویت مزدایی به صورت یکتاپرستی ابراز می شود، به خوبی، آشکار است. از این ها که بگذریم، اطلاعات ما درباره ی تعلیمات فرقه های مختلف محدود به مطالبی است که شهرستانی و بیرونی و سایر نویسندگان تازی برای ما نقل کرده اند.

ادامه مطلب: مذاهب و ادبیات
 

صفحه1 از4

<< شروع < قبلی 1 2 3 4 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 219 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید