نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: صفاريان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 143
پرینت

--صفاریان--

 یعقوب لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد نهاد. لیث پدر یعقوب در سیستان شغل رویگری داشت. لیث سه پسر داشت بنامهای یعقوب و عمر و علی، هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دوره‌ای حکومت چندان نپایید. یعقوب نیز در اوایل مانند پدر رویگری میکرد و هرآنچه بدست می‌‌آورد جوانمردانه به دوستان و همسالانش ضیافت میکرد. چون به سن رشد رسید تعدادی از مردان جلد، زرنگ و عیار گردش جمع شده او را به سرداری خود برگزیدند. در سال ۲۳۷ که طاهربن عبدالله در خراسان جکومت میکرد مردی از اهل بست بنام صالح بن نصر کنانی بر سیستان مستولی شد و یعقوب به خدمت وی در آمد. طاهر که مردی با تدبیر بود صالح بن نصر را از سیستان براند و پس از وی شخصی بنام درهم بن نضر خروج کرد و سیستان را تصرف نمود و سپاهیان طاهر را از سیستان براند. درهم که نتوانست از عهده‌ای سپاهیان برآید یعقوب را سردار سپاه خویش تعین کرد، سپاهیان چون ضعف فرماندهی درهم را دیدند از فرماندهی یعقوب اسقبال نمودند.
پس از چندی والی خراسان با چاره تدبیر درهم را اسیر کرد و به بغداد فرستاد، او مدتی در بغداد زندانی بود بعد آزاد گردید و به حدمت خلیفه در امد. درین زمان است که کار یعقوب نیز بالا می‌گیرد او به دفع خوارج می‌رود، یعقوب چون مردی با تدبیر و عیار بود تمام یارنش از وی چنان فرمابرداری میکردند که برون از تصور بود. یعقوب بعد ار ضبط سیستان رو به خراسان نهاد ولی چیزی نصیبش نشد. یعقوب مردی نبود که بزودی مضمحل شود، باز بار دیگر در سال ۲۵۳ رو به خراسان نهاد اما این بار بخت یار او بود شهرهای هرات و پوشنگ را بگرفت و از آنجا رو به کرمان نهاد و گماشته حاکم شیراز در کرمان را بگرفت. پس از آن رو به شیراز نهاد با حاکم فارس جنگیده و آن را نیز بدست آورد. یعقوب بعد از واقعه چند نفر از طرفداران خود را با پیشکش‌های گرانبها نزد خلیفه‌ای بغداد فرستاد و خود را مطیع خلیفه اعلان کرد.

ادامه مطلب: ««صفاریان»»
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: صفاريان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 155
پرینت

صفاریان در یک نگاه

 نویسنده: مجتبی قنبری  (254- 390ه/868-903م)
« صفّاریان امیران محلّی سیستان بودند که به تدریج به سرزمین های وسیع دیگری دست یافتند و به رودررویی مستقیم با سپاه خلیفه بغداد پرداختند. نخستین فرد این خانواده که قدرت یافت یعقوب لیث صفّار، از سردستگان عیّاران سیستان بود*.
از زمان اُمَویان، مخالفان خلافت از گروه های مختلف درسیستان گرد آمده بودند. حمزة بن عبدالله خارجی که نام فارسی پدر او را آذَرَک نوشته‌اند، یکی از این مخالفان نیرومند بود که طغیان او هارون الرشید را به خراسان کشاند. از دیگر مخالفان دستگاه خلافت درسیستان، عیّاران بودند؛ جوانانی ورزش کار، چالاک و جوان‌مرد با احساسات ملّی تند که همراه با مهارت در جنگ برای دربار خلافت تهدیدی جدّی به حساب می آمدند. یعقوب، عَمرو، طاهر و علی، چهار برادر رویگرزاده، از مشهورترین عیّاران سیستان بودند. جنگ هایی که بین گروه‌های مخالف با سپاهیان داوطلب خلیفه درگرفت، عاقبت به تسلّط کامل برادران صفّار و عیّاران برسیستان و نواحی اطراف انجامید.

ادامه مطلب: صفاریان در یک نگاه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: صفاريان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 124
پرینت

تحولات سیاسی و اداری در حکومت صفاریان

 نویسنده: سید علی علوی

آغاز دولت صفاری: ابن خلدون در باب آغاز دولت صفاریان می نویسد: یعقوب بن الیث و برادرش عمرو در سجستان رویگر بودند. صالح بن النضر الکنانی، از مردم بست، در این ناحیه ظهور کرد. او به قتال خوارج برخاسته بود، و اصحابش را متطوعه نامیده بود. چنان که او خود به صالح المطوعی معروف شده بود. کسانی چون در هم بن الحسن، و یعقوب بن اللیث با او یار شدد، و بر سجستان مستولی گشتند. طاهر بن عبدالله بن طاهر، امیر خراسان آنان را از آن جا براند. پس از این واقعه، صالح بمرد، و درهم بن الحسن کار متطوعه را بر دست گرفت، و پیروانش افزون گشتند. یعقوب مردی دلیر بود، و درهم چنان نبود. امیر خراسان حیله انگیخت، تا درهم را به دست آورد و به بغداد به زندان کرد. متطوعه گرد یعقوب بن اللیث را گرفتند، و یعقوب به نبرد با خوارج برخاست، و بر آنان ظفر یافت و از آنان بسیاری را بکشت، و دیه هایشان را ویران نمود. پس از این کشتار، کار یعقوب بالا گرفت و یارانش نیک به فرمان او آمدند.(ابن خلدون 1363، ج2: 455)
ابتدای دولت یعقوب، در سال 253 بود که سیستان را متصرف شد. (نرشخی 293:1363-294) یعقوب پس از آن که استقرار خود بر سیستان را تحکیم بخشید، به فتح هرات که به منزله دروازه خراسان محسوب بود توجه کرد. این شهر مثل سایر بلاد خراسان در این تاریخ ضمیمه قلمرو حکومتی طاهریان بود. وی پس از فتح هرات در سال 253 بر قلمرو طاهریان خراسان حمله برو در سال 259نیشابور مقر فرمانروایی محمد بن طاهر (زمان امارت از 248تا 259) آخرین امیر طاهری را تسخیر کرد و با حبس او سلسله طاهری را پس از 53 سال امارت برانداخت چیزی از متصرفات این دولت را که طاهربن حسین به سال 205 به دوران مأمورن بنیاد کرده بود، تصرف کرد و دولتی نو پدید آورد. یعقوب در سال 264 در جندیشاپور خوزستان در زمانی که مشغول ساماندهی سپاه برای حمله به بغداد بود، به بیماری قولنج گرفتار شد و در شوال سال 265در جندیشاپور درگذشت و همان جا به خاک سپرده شد. مدت امارت او از محرم 247 تا بیستم شوال 265قریب هفده سال و ده ماه بود.(اقبال آشتیانی، بی تا: 200)

ادامه مطلب: تحولات سیاسی و اداری در حکومت صفاریان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: صفاريان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 170
پرینت

صفاریان

سیستان، خاستگاه صفاریان

نام قدیم این منطقه زرنگ بوده و نام فعلی آن از نام قبایل سکاها گرفته شده است و به همین دلیل به آن سکستان یا سگستان می گفته اند،[۱] یعنی سرزمین سکاها، از زمانی که اعراب وارد ایران شدند نام برخی از مناطق را تغییر دادند و از آن جمله سگستان بود که به علت وجود نداشتن مخرج حرف «گ» در زبان عربی اعراب سگستان را سجستان تلفظ کردند و بعدها در اثر مرور زمان این کلمه در گویش مردم به سیستان تبدیل شد. البته باید گفت که قبل از اینکه این سرزمین مسکن سکاها باشد، در زمان هخامنشیان یکی از استانهای شرقی ایران و به نام درانگیانا معروف بوده است.

خصوصیات جغرافیایی:

منطقه سیستان در قدیم سرزمین وسیعی بوده است که «کشمیر، گردیز، غور، کابل، رُخد، بْست و مناطق دیگری را که امروز قسمتی از پاکستان و افغانستان است»[۲] را شامل می شده و در واقع «سیستان فعلی قسمت کوچکی از آن است.»[۳] و « منطقه ای را که امروز سیستان می نامیم، قسمت شمالی استان سیستان و بلوچستان»[۴] است و اکنون شهر زابل به عنوان مرکز سیستان شناخته می شود.

خصوصیات آب و هوایی:

مؤلف گمنام تاریخ سیستان درباره آب و هوای این منطقه می نویسد: «جایی بس معتدل است اندر هوا، و ... فهم و ذهن مردمان آن بدان اعتدال و خوشی هوا بهتر از مردم جایگاهی دیگر باشد. » [۵]ولی مشکل آب و هوایی سیستان وجود سیل های مهیب ناشی از طغیان رود هیرمند و هم چنین بادهای فصلی است که از مغرب ـ سمت کویر ـ به سوی آن جریان دارد و مشکلاتی را برای اهالی ایجاد کرده است.

ادامه مطلب: «صفاریان»
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: صفاريان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 120
پرینت

صفاريان

 نویسنده : عزت الله نوذری
تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطیت ( قسمت شانزدهم )

14 . صفاريان

مردم سرزمين حاصلخيز سيستان كه دايره وار بر گرد درياچه هامون و بخش ‍ سفلاى رود هيرمند قرار دارد، به رهبرى عقيدتى خوارج ، دايما عليه حكومت خلفا خروج مى كردند. سيستان كانون اصلى خوارج بوده كه ميان روستاييان و پيشه وران معتقدان فراوان داشتند. دولت خلفا براى مبارزه با مخالفان خوارج ، از دستجات غازيان استفاده مى كرد. (182)
در اواسط قرن سوم ، يعقوب بن ليث وارد صفوف غازيان ، يا مبارزين راه دين شد محمد شبانكاره اى ، در مجمع النساب مى نويسد:
يعقوب مردى بيدار بود عبوس ، بى حرف ، با اراده و جنگجويى بود دلير و ساده . روى زمين خشك مى خوابيد و سپر را در پرچم پيچيده به زير سر مى گذاشت غذايش نان خشك و پياز بود كه هميشه در ساق موزه جا مى داد. (183)
يعقوب كه سركرده عياران سيستان شده بود، ابتدا پوشنگ و هرات را به تصرف خويش درآورد، از غفلت و غرور محمد طاهر، استفاده نمود و در نيشابور او را شكست داد و خراسان را به دست گرفت (184) و دولت مستقلى را در مشرق ايران ، به وجود آورد، او سعى داشت كه تمام سرزمين ايران را از سلطه خلفا خارج سازد، وى در اين راه به موفقيت هاى بسيارى دست يافت ، شبانكاره اى مى نويسد:
يعقوب قصد عراق و پارس كرد و بگرفت و شحنه بنشاند و خود عزم بغداد كرد و برفت و با معتمد خليفه عباسى حرب نمايد معتمد از وى بگريخت و يعقوب از پس او شد به موصل و ديگر حرب كردند يعقوب منهدم شد و باز به بغداد آمد و هم در آن نزديكى وفات يافت و سپاه او همه باز خراسان شدند.
درباره وفات يعقوب تاريخ سيستان مى نويسد:

ادامه مطلب: صفاريان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: صفاريان
نمایش از 17 خرداد 1393 بازدید: 158
پرینت

صفاریان

یعقوب لیث صفاری

یعقوب لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد نهاد. لیث پدر یعقوب در سیستان شغل رویگری داشت. لیث سه پسر داشت بنامهای یعقوب و عمر و علی، هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دوره‌ای حکومت چندان نپایید. یعقوب نیز در اوایل مانند پدر رویگری میکرد و هرآنچه بدست می‌‌آورد جوانمردانه به دوستان و همسالانش ضیافت میکرد. چون به سن رشد رسید تعدادی از مردان جلد، زرنگ و عیار گردش جمع شده او را به سرداری خود برگزیدند. در سال ۲۳۷ که طاهربن عبدالله در خراسان جکومت میکرد مردی از اهل بست بنام صالح بن نصر کنانی بر سیستان مستولی شد و یعقوب به خدمت وی در آمد. طاهر که مردی با تدبیر بود صالح بن نصر را از سیستان براند و پس از وی شخصی بنام درهم بن نضر خروج کرد و سیستان را تصرف نمود و سپاهیان طاهر را از سیستان براند. درهم که نتوانست از عهده‌ای سپاهیان برآید یعقوب را سردار سپاه خویش تعین کرد، سپاهیان چون ضعف فرماندهی درهم را دیدند از فرماندهی یعقوب اسقبال نمودند.

ادامه مطلب: صفاریان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: صفاريان
نمایش از 30 تیر 1392 بازدید: 108
پرینت

صفاریان در یک نگاه

(254- 390ه/868-903م)

« صفّاريان اميران محلّي سيستان بودند که به تدريج به سرزمين هاي وسيع ديگري دست يافتند و به رودررويي مستقيم با سپاه خليفه بغداد پرداختند. نخستين فرد اين خانواده که قدرت يافت يعقوب ليث صفّار، از سردستگان عيّاران سيستان بود*.

از زمان اُمَويان، مخالفان خلافت از گروه هاي مختلف درسيستان گرد آمده بودند. حمزة بن عبدالله خارجي که نام فارسي پدر او را آذَرَک نوشته‌اند، يکي از اين مخالفان نيرومند بود که طغيان او هارون الرشيد را به خراسان کشاند. از ديگر مخالفان دستگاه خلافت درسيستان، عيّاران بودند؛ جواناني ورزش کار، چالاک و جوان‌مرد با احساسات ملّي تند که همراه با مهارت در جنگ براي دربار خلافت تهديدي جدّي به حساب مي آمدند. يعقوب، عَمرو، طاهر و علي، چهار برادر رويگرزاده، از مشهورترين عيّاران سيستان بودند. جنگ هايي که بين گروه‌هاي مخالف با سپاهيان داوطلب خليفه درگرفت، عاقبت به تسلّط کامل برادران صفّار و عيّاران برسيستان و نواحي اطراف انجاميد.

ادامه مطلب: صفاریان در یک نگاه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: صفاريان
نمایش از 30 تیر 1392 بازدید: 140
پرینت

حکومت صفاریان



مقدمه
سیستان سرزمین اساطیر ملی
« سرزمین سیستان که درآن زمان بین مسلین معروف به سجستان بود تاریخ طولانی و پرحادثه یی داشت. نام آن ازاسم قبایل سک یا اسکیت می آمد که دراوایل قرن دوم میلادی برآنجا تاخته بودند. پیش ازآن این ولایت غالبا زرنج یا زرنگ خوانده می شد که در کتیبه بیستون بهمین نام ازآن سخن رفته بود چنانکه یونانیان نیز آن ولایت را به نامی شبیه به لفظ درنگیان یا زرنگیان می خواندند. درعهد اسلام کلمه زرنج نام مرکز ولایت سجستان بود که آن را گاه مدینه سجستان نیز می نامیدند.* لفظ زرنگ ظاهرا منسوب بود به کلمه زریه یا زره به معنی دریا و درواقع ولایت سیستان در قدیم بسبب وفور آب و وجود رود هیرمند و رود خاش و رود فراه و هارود و بعضی رودهای دیگر و همچنین بعلت دریاچه های متعدد مانند دریای هامون و گودها و باتلاقهای بزرگ و کوچک متعدد که داشت سرزمین منسوب به زره یا کشور دریاها خوانده می شد.

ادامه مطلب: حکومت صفاریان
 

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 151 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید