نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 05 مهر 1393 بازدید: 103
پرینت

هنر نقش برجسته در تمدن هخامنشی

در دوران هخامنشی، استفاده از هنر نقش برجسته های کم عمق به عنوان عنصری تصویری و روایی، بر دیوار بناهای مجلل شاهی رواجی گسترده یافت. در این نقوش می توان تاثیرات هنر آشوری  و مصری را به خوبی مشاهده کرد.

با انقراض دولت عیلام توسط آشور بانیپال فرمانروای قهّار آشور در سال ۶۴۵ ق.م زمینه برای به قدرت رسیدن اقوام آریایی ماد و پارس فراهم شد. پارس‌ ها با استقرار در خوزستان، شوش را به‌ عنوان پایتخت خویش قرار دادند و مادها در اطراف همدان ساکن شدند. در ۵۵۹ ق.م کوروش پادشاه ماد را مغلوب کرد و امپراطوری خود را از آسیای صغیر تا خلیج ‌فارس بسط داد و دو کشور آشور و بابل را ضمیمهء ایران کرد و سپس به آباد کردن مملکت و ساختن بناهای عظیم پرداخت. عالی ‌ترین بنای این عصر در شهر پاسارگاد که پایتخت ایران بود تأسیس شد. بقایای کاخ کوروش در پاسارگاد نمایانگر معماری باشکوه و تزئینات متأثر از هنر اورارتو و آشور و بابل است. به این طریق او کشورش را وارث این سه تمدن معرفی نمود. او برای ساختن کاخ ‌ها و بناهای پایتخت خود، صنعتگرانی از ملیت‌ های مختلف را به ‌کار گمارد. داریوش و خشایارشاه کاخ‌ های تخت‌ جمشید را باشکوه هر چه تمام‌ تر به ‌وجود آوردند. در شوش و سایر مکان ‌ها نیز شیوهء معماری هخامنشی به چشم می‌ خورد. عقاید پارسیان مشتق از تعالیم زرتشت و مبتنی بر خوبی و بدی بود. آیین پرستش اهورامزدا (روشنایی) در آتشگاه‌ های سرگشاده اجرا می‌ شد؛ به همین دلیل از پارسیان باستان معماری دینی کمتر باقی‌ مانده است؛ لیکن کاخ‌ های هخامنشی که محل اجرای آیین ‌های بزرگ از جمله مراسم جشن نوروز بود، باشکوه تمام باقی ماند. شاهنشاهی ایران در دوران فرمانروایی داریوش اول و خشایارشاه(۵۲۱-۴۶۵) از مجموع دو امپراطوری مصر و آشور وسعت بیشتری داشت. این امپراطوری عظیم تا دویست سال با قدرت و وسعت دوام آورد.

ادامه مطلب: هنر نقش برجسته در تمدن هخامنشی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 94
پرینت

مردم علیه پادشاه

 پژوهشگر: دکتر شاپور رواسانی

 
بازخوانی ماجرای گوماتا و داریوش

دشواری تاریخ بیشتر از این روست که در حال کاویدن امری در گذشته است در این بین بعضی مقاطع از ابهام بیشتری برخوردار هستند. دوره میان پادشاهی کوروش تا داریوش، که کمبوجیه بر ایران فرمان می راند از آن قبیل است. براساس متون رسمی، کمبوجیه پس از گذشت ۴ سال از تاجگذاری به مصر حمله می کند. او در حالی که پیشاپیش برادر خود «بردیا» را به قتل رسانده بود، در مصر اطلاع می یابد که بردیا در غیابش تاجگذاری کرده است. وی هنگام بازگشت به ایران کشته می شود اما در قصر علیه «بردیا»ی دروغین که حال مشخص شده است فردی به نام «مغ گوماتا» است شورش می شود. داریوش که از شاهزادگان هخامنشی نیز محسوب می شود گوماتا را که فردی غاصب و ناصالح بوده می کشد و به تخت می نشیند. در این میان گروهی باور دارند ماجرای یادشده نادرست می نماید و انتقادی بر این روایت روا می دارند. در ادامه پاره ای از آن انتقادات را از نظر می گذرانیم.
درگیری «داریوش»و «گوماتا» از شهرت شایانی در میان وقایع تاریخی برخوردار است. معمولاً تحقیق و قضاوت را از مطالعه کتیبه «بیستون »آغاز می کنند که به دستور داریوش نگاشته اند. او اقرار می کند که «گوماتا» را کشته است. طرفه آن که هنگام قضاوت در مورد ماهیت ماجرا و شخصیت «گوماتا» به همین سند استناد می شود، در حالی که نمی توان براساس گفته های قاتل، در مورد مقتول داوری کرد.
باید گفت محکمه تاریخ نویسی گروهی از این حیث بسیار منحصر به فرد است. زیرا آن کتیبه را به مثابه سندی خدشه ناپذیر پیش چشم دارد. در همان سند بارها داریوش اعمال خود را منتسب به اراده اهورامزدا می داند. بیش از ۶۰ بار نام خداوند را می برد تا نشان دهد با او در ارتباط است و دستورات الهی را اجرا می کند. در حالی که تنها رسولان و پیامبران راستین وحی الهی را دریافت می نمایند؛ پیامبرانی که تعداد آنها روشن است و وظایف ایشان مبرهن.
گذشته از این مسائل ابتدایی همان گونه که گفته آمد بی توجهی به ساختار فرهنگی و اجتماعی آن عصر در این داوری به وضوح دیده می شود. در ترجمه بعضی نکات مهم از کتیبه بیستون نابسامانی خاصی به چشم می خورد. در ترجمه فارسی به نظر می رسد، داریوش خود را به عنوان کسی که «نژاد» آریایی دارد معرفی می کند. براساس تصور غالب نوعی نژاد ویژه وجود دارد که «آریایی» است و خاندان هخامنشی از بزرگان آن به شمار می روند. در حالی که نظریه های نژادی چندان درست به نظر نمی رسند و اطمینانی که به آنها معمول می دارند چندان علمی نبوده و بیشتر باورهایی عامیانه به شمار می رود. کلمه ای که از آن «نژاد » را ترجمه کرده اند، در زبان آن روزگار، معنای طایفه، خاندان و نسل را افاده می کرده است. همچنین در ترجمه فارسی، پس از این که داریوش در مورد تفوق خویش بر «گوماتا» سخن می راند، می گوید:

ادامه مطلب: مردم علیه پادشاه
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 88
پرینت

جنگ گوگامال آخرین نبرد داریوش سوم و اسکندر

از مصر اسکندر به طرف فرات عزیمت نمود ( ۳۳۱ ق . م . ) و از رود مزبور گذشته وارد بین النهرین شد . پس از آن از دجله گذشته متابعت ساحل یسار آن را کرد تا در گوگامل نزدیک نینوای سابق و آرْبلْ ( اَرْبیل کنونی ) به لشگر داریوش برخورد . اززمان عبور قشون اسکندر از فرات تا ورود آن به گوگامل فرصت های خوبی برای داریوش پیش آمد ولی او از این مواقع هیچ استفاده نکرد . اولاً جلگه بین النهرین برای عملیات سواره نظام ایران بسیار مساعد و با ترتیب دستجات ممکن بود به سبک جنگ گریز صدمات زیاد به قشون اسکندر وارد و حرکت آن را کُند و بلکه مختل نمود چنان که پارتی ها در همین جاها با همین ترتیب چند قرن بعد قشون رومی را بیچاره کرده فاتح شدند . ثانیاً آب دجله در این موقع تند و عبور از آن مشکل بود و قشون ایران با داشتن تیراندازهای ماهر می توانست مانع از عبور قشون اسکندر گردد یا لااقل تلفات زیاد به آن وارد آرد . در گوگامل جنگی در مرتبه سوم بین قشون ایران و اسکندر روی داد .
سپاه ایران را یک میلیون نوشته اند ولیکن باید اغراق باشد کلیةً ارقامی را که مورخین یونانی و شرقی ذکر می کنند باید همیشه با احتیاط تلقی کرد . یکی از جهات آن این است که خدمه بار و بنه و عمله و کارگر و هزاران نفر دیگر را که در این موارد جزو قشون و یا عقب آن حرکت می کنند در عده مردان جنگی محسوب می دارند این جا چند فیل جنگی هم تهیه کرده بودند . قشون ایران در این دفعه ورزیده تر بود و وقتی که جنگ درگرفت ایرانی ها در بعضی از قسمت ها عرصه را بر مقدونی ها تنگ کردند ولی فرماندهی داریوش در این جا هم باعث هزیمت لشگر ایران شد . توضیح آن که چون اسکندر پافشاری قشون ایران را دید حمله بدانجایی کرد که داریوش روی عرابه جنگی قرار گرفته بود و داریوش همین که دید در حوالی او جنگ می شود فرار کرد و فرار او باعث فرار قسمتی گردیده متدرجاً به قسمت های دیگر سرایت نمود و جنگ به شکست ایرانی ها منتهی شد و حال آن که در بعضی از قسمت ها پیشرفت با قشون ایران بود .

ادامه مطلب: جنگ گوگامال آخرین نبرد داریوش سوم و اسکندر
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 105
پرینت

داریوش یکم

 داریوش پسر ویشتاسپ، ملقب به داریوش بزرگ یا داریوش اول، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس از آن شورشهای داخلی را سرکوب کرد. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر کارهای او حفر ترعه ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می داد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست. کارهای بزرگ به فرمان داریوش
۱) ساختن کاخ معروف به تخت جمشید در فارس فعلی . که اتمام ان در زمان سلطنت خشایار شا و اردشیر بود و پنجاه سال طول کشید.

ادامه مطلب: داریوش یکم
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 108
پرینت

داریوش بزرگ

 گردآورنده : محمود کریمی
دوران : ۵۲۲ ق.م-۴۸۶ ق.م. (۳۶ سال)
زادروز : ۵۴۹ ق.م.
مرگ : ۵۳۰ یا ۵۲۹ ق.م.
آرامگاه : کوه رحمت ، نقش رستم پادشاه پیش از او : کمبوجیه دوم پادشاه پس از او : خشایارشا از سلسله : هخامنشیان پدر : ویشتاسب فرزندان : خشایارشا ، ویشتاسب ، مسیشت ، هخامنش دین : مزدیسنا
داریوش یکم ( به پارسی باستان : ) ، پسر ویشتاسپ ، ملقب به داریوش بزرگ ، سومین پادشاه هخامنشی بود.
داريوش منتسب به يکي از خاندانهاي فرعي سلسله هخامنشي است ، جد داريوش ( ارشام ) که در آن زمان زنده بود ، عنوان پادشاهي داشت و پدر داريوش ( ويشتاسب ) در پارت از حکام بود . کمتر پادشاهي در بدو جلوس به تخت شاهي مانند داريوش با مشکلات زياد و طاقت فرسا روبرو بوده است . زيرا بعلت غيبت طولاني کمبوجيه از ايران که مدت 4 سال بطول انجاميد و اخباري که در غياب او منتشر مي شد ، به تخت نشستن بردياي دروغين و کارهاي او که در مدت 7 ماه براي جلب توجه مردمان ايالات کرده بود ، در نتيجه از نفوذ حکام مرکزي ، در ممالکي که تازه جزو ايران شده بودند کاست و حس استقلال طلبي آنها را تحريک کرد و هر کدام از ممالک تابعه در صدد بر آمده بودند که از ايران جدا شوند . هنگامي که مسئله گيومت مغ پيش آمد و به پادشاهي رسيد موجب شد ديگران نيز به فکر سلطنت بيافتند .
داریوش با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. پس از آن به فرونشاندن شورشهای داخلی پرداخت. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر کارهای او حفر ترعه‌ای بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند می‌داد. مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست.

ادامه مطلب: داریوش بزرگ
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 91
پرینت

جنگ میلتوس نبرد داریوش کبیر با یونان و آتن

 جنگ با یونان – از قرائن چنین به نظر می آید که داریوش در قصد تخطّی به آتن یا اسپارت نبود بلکه در دربار ایران اشخاص زیاد عقیده داشتند که جنگ با یونان برای ایران بی نتیجه است ولیکن خود یونانی های اروپایی داریوش مجبور نمودند که به طرف یونان قشون کشی کند .

شرح واقعه از این قرار است :

در این زمان یک ثلث اراضی یونانی نشین یعنی مستعمرات یونانی در آسیای صغیر و تراکیّه و مقدونی تابع ایران و دو ثلث دیگر از دولت هایی ترکیب یافته بود که بعضی از آنها در واقع شهری و برخی بزرگتر بودند از دول مذکوره آتن و اسپارت معروف ترین آنها نحسوب می شدند در اولی حکومت ملی و در دومی حکومت اُلیگارشی یعنی حکومت عده قلیل بر قرار بود هر چند هر دو از همسایگی ایران قوی وحشت داشتند با وجود این در مواقع سخت هر دو به حکومت ایران متوسل می شدند و کلیةً از این زمان تا اواخر دوره هخامنشی همیشه در نزد ولات آسیای صغیر و در دربار ایران یک عده یونانی های فراری معروف اقامت داشته همواره ایران را به تسخیر یونان یا به دخالت در امور آن تحریک می کردند در مستعمرات یونانی دولت ایران دخالت نداشت و اداره کردن آنها را به جبابره ی یونانی واگذار می نمود و هر زمان جبّاری مورد اعتماد دربار ایران واقع نمی شد شخصی را از جبابره ی دیگر یونانی معین می کرد . در سال ۵۱۰ ق . م . هیپْ پیاسْ ( HIPPIAS ) نامی را که از خانواده پی زیسترات و جبّار آتن بود مردم آتن اخراج و حکومت ملی در آن شهر تأسیس کردند او پناه به اَرْتافِرْنْ والی لیدی برد بعد آتنی ها از جهت ضدّیت دسته ی اشرافی اسپارت با حکومت ملی آتن و جنگی که بین آنها در گرفته بود در تحت فشار دولت اسپارت واقع شده صلاح خود را در نزدیکی با ایران دیدند و سفارتی نزد والی مزبور فرستاده کمک ایران را درخواست کردند والی گفت کمک می کنم به شرط اینکه مطیع ایران شده باج دهید سفیر پذیرفت ولی پس از مراجعت او به آتن آتنی ها از گفته خود برگشتند ( ۵۰۸ ق . م . ) دو سال بعد باز آتنی ها سفارتی نزد والی مذکور فرستاده خواستند که از هیپ پیاس حمایت نکند .

ادامه مطلب: جنگ میلتوس نبرد داریوش کبیر با یونان و آتن
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 84
پرینت

جنگ مدی نبرد داریوش اول پادشاه هخامنشی با یونانیان

پیروزی کوروش کبیر بر کرزوس سبب ورود ایران به آسیای صغیر و هم مرز شدن ایرانیان با «دولت شهر»های یونان شد. یونانیان از همان ابتدا از ورود این میهمان ناخوانده ناخشنود بودند. چرا که لیدیه قدرتی متوسط و غیرخطرناک بود، حال آنکه امپراتوری ایران یک امپراتوری جوان بانفوس و قدرت رزم بسیار زیاد بود. کوچ نشینان یونانی سرانجام در ۴۹۹ ق.م علیه پارس ها شوریدند و در این کار خود از یونانیان اروپا نیز کمک خواستند. اسپارت ها از کمک به یونانیان مهاجر خودداری کردند، اما آتن ۲۵ کشتی نیرو به کمک آنها فرستاد.
(تاریخ جهانی، تألیف ش. دولاندلن جلد اول ص ۱۱۱) یونانیان به کمک مردم «ایونی»، شهرهای منطقه را گرفتند و در همان سال سارد را آتش زدند. برای داریوش بزرگ که در آن زمان بزرگترین امپراتوری تاریخ را در اختیار داشت و ماوراءالنهر، شمال شرق آفریقا، مدیترانه شرقی، آسیای صغیر، منطقه حاصلخیز هلال خضیب و بین النهرین را در اختیار داشت، اقدام یونانی ها بسیار گستاخانه جلوه کرد و با نیروهای مستقر در منطقه، یونانیان را به عقب راند و ظرف ۴ سال کل منطقه را مطیع خود کرد و شهرهای ایونی را به آتش کشید. در ۴۹۲ ق.م در منطقه آسیای صغیر دیگر دشمنی برای عرض اندام نمانده بود. اما داریوش هنوز راحت نبود. یونانی ها از نظر جنگی مردمی ورزیده بودند و سال ها مزدوری، از آنها سربازان حرفه ای و قدرتمند ساخته بود. داریوش می دانست در نبردهای اخیر تنها با آتن طرف بوده، حال آنکه قدرت اصلی در اختیار اسپارت بوده است. شاید بتوان مردان جنگی اسپارت را حرفه ای ترین رزم آوران تاریخ قدیم دانست. بنابراین اگر داریوش می خواست مانند سلف بزرگ خود کوروش خیال خود را از جانب غرب راحت کند، باید آتن و اسپارت را از بین می برد. نخستین جنگ مدی : در ۴۹۲ ق.م نیروی دریایی ایران به فرماندهی داماد داریوش به سمت یونان حرکت کرد، اما گرفتار توفان شدیدی شد و بسیاری از کشتی های ایران غرق شدند. داریوش که نقشه خود را شکست خورده دید، سفرایی را به آتن و اسپارت فرستاد، اما یونانیان آنها را کشتند.( تاریخ جهانی، تألیف ش. دولاندلن جلد اول ص ۱۱۲) اکنون به نظر می رسید جنگ اجتناب ناپذیر است.

ادامه مطلب: جنگ مدی نبرد داریوش اول پادشاه هخامنشی با یونانیان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 29 خرداد 1393 بازدید: 125
پرینت

جنگ ماراتن نبرد داریوش اول با یونانیان

«ماراتن»: Marathon در اصل نام دهکده ای است در یونان و در آن محل بود که یونانیها بر ایرانیان فاتح آمدند، در ۴۹۰ قبل از میلاد نخستین کسی که خبر این فتح را از آن دهکده به آتن برد قهرمان شناخته شد و هم اکنون به یاد او و آن واقعه است که دو ماراتن از بازیهای اساسی المپیک است و آن وقت کدامیک از ما می دانیم که «آریابرزن» که بود و در تنگ تکاب فارس یا نمی دانم در کجای دیگر می توانست باشد. در مقابل اسکندر و سربازانش چه رشادتها کرد و چه جانبازیها. با این مقدمه کوتاه، اکنون به علل و تشریح این نبرد می پردازیم که به باور مورخان غربی اولین نبرد سرنوشت ساز تاریخ بشر است.

۱) علل جنگ و استعداد دو طرف متخاصم

الف) علل جنگ : آتش زدن سارد(۱) به دست یونانیها موجب شد که به امر داریوش بزرگ، ارتش ایران برای سرکوب شورشیان به محل اعزام شود. پس از فرونشاندن شورش، نیروهای ایران به فرماندهی «مردونیه» برای دفع بقیه شورش آسیای صغیر به حرکت درآیند. در این لشکرکشی مردونیه توانست سلطه ایران را برای بار دوم در «تراکیه» (۲)فراهم سازد و سپس برای ارضای خاطر یونانیها با تأسیس حکومت ملی در مناطق تسخیر شده موافقت نموده و در نتیجه پادشاه مقدونیه را وادار ساخت که مانند گذشته از ایران اطاعت نماید. مردونیه پس از این اقدامات احضار شد و ادامه برنامه جنگی وی برحسب دستور داریوش به «داتیس» و «آرتافرن» Artafren محول گردید.

ادامه مطلب: جنگ ماراتن نبرد داریوش اول با یونانیان
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 88
پرینت

جنگ های کوروش کبیر جهت بسط قلمرو هخامنشی

کوروش در زمان جوانی تصمیم می گیرد که قوم پارس را متحد کند تا بتواند علیه آستیاگ وارد جنگ شود. هارپاک که از درباریان و خویشاوندان آستیاگ بود در این راه کمک زیادی به کوروش کرد و درنهایت آستیاگ پس از ۳۵ سال پادشاهی سرنگون می شود. ولی کوروش او را نکشت و نزد خود نگاه داشت. کوروش تعدادی از مغان مادی را کشت ، چون مخالف او بودند. او توانست اکباتان یا هگمتانه (همدان امروزی) پایتخت دولت ماد را تصرف کند. کوروش در سال ۵۵۵ ( پ. م ) دژ مادی را تسخیر کرد که تاریخ نگاران یونانی آنرا بنام پاسارگاد نوشته اند. نام دیگر پاسارگاد مشهد مرغاب است چون شهر پاسرگاد بر روی دشت مرغاب ساخته شده بود. از نو آوری های کوروش چاپارخانه دولتی یا پست خانه و گردونه چهار اسبه (گونه ای گاری) است که در کناره های آن تیغه هایی فلزی برای نابود کردن سربازان دشمن جاسازی شده بود. :مبارزه کوروش با پادشاه کشور لیدیه با تسخیر هگمتانه در سال ۵۵۹ (پ . م ) پادشاهی کوروش آغاز می شود.

ادامه مطلب: جنگ های کوروش کبیر جهت بسط قلمرو هخامنشی
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 81
پرینت

جنگ سارد نبرد کوروش کبیر با کرزوس

کوروش که در سال ۵۴۶ ق . م تنها لقب پادشاه پارس را بر خود داشت ، در سال ۵۴۹ ق . م با نام شاه انشان در الواح ظاهر شد و پس از پیروزی بر ماد در سال ۵۵۰ ق . م لقب شاه پارس را برگزید . لقب جدید کوروش ، در آغاز کارش ، برای او از جانب نبونید پادشاه بابل تهدیدی ایجاد نمی کرد ولی کرزوس ، پادشاه لیدی که پس از آلیات به قدرت رسیده بود ، به سرعت بر فتوحاتش در شرق می افزود و صلحی را که در زمان آلیات میان لیدیه و ماد منعقد شده بود ، زیر پا گذاشته بود . سقوط ماد به عنوان متحد پیشین لیدی ، بهانه ی خوبی برای حمله ی کرزوس به ایران بود . اما گسترش قدرت و نفوذ پارسیان ، بیش از هر چیز لیدیه را برای دفع خطر احتمالی ایران ، به جنگ با کوروش برمی انگیخت . به این ترتیب کرزوس مشغول گردآوری سپاه برای حمله به کوروش شد . وی کارگزاری را با مبالغ هنگفتی روانه ی آسیای صغیر کرد تا سربازان یونانی آن مناطق را به خدمت بگیرد ، اما او نزد کوروش گریخت و وی را از خطری که تهدیدش می کرد آگاه ساخت . به این ترتیب کوروش از یکسو و کرزوس از سوی دیگر با سپاهیان خود برای جنگ آماده شدند . یونانیان قصه پرداز ، درباره ی این جنگ افسانه های زیادی خلق کرده اند . مطابق گزارش مورخان یونانی ، کرزوس پیش از جنگ با کوروش از پیشگوی معبد دِلفی در یونان ، راهنمایی خواست * ـ * ـ بر پایه ی همین داستانها او نمایندگان خود را نزد یکصد کاهن در معابد مختلف فرستاد تا آنها را بیازماید و سپس پیشگوی معبد دلفی را که در آزمون شاه موفق شده بود ، برگزید ـ * ـ . پیشگو در پاسخ به فرستاده ی کرزوس گفت که اگر پادشاه وارد جنگ شود ، سرزمینی را نابود خواهد کرد . کرزوس این گفته را به فال نیک گرفت و به معنای غلبه بر سرزمین پارس پنداشت . وی بار دیگر از پیشگوی معبد دلفی استخاره خواست و او گفت که هر گاه قاطری بر مادها حاکم شود ، روزگار سختی بر اهالی لیدیه پیش خواهد آمد . این بار هم کرزوس پیشگویی کاهن معبد دلفی را به نفع خود تفسیر کرد و با خود تصور کرد که هرگز قاطری نمی تواند بر مردم ماد غلبه کند ، در نتیجه ، حاصل نبرد با کوروش را به فال نیک گرفت . کوروش با گذشتن از دجله ، سپاه خود را به سوی شمال بین النهرین پیش برد . برای فاتح جوان ، جنگ در چنین میدان بزرگی آن هم با ملتی نوپا ، کار دشواری بود . پیش از آنکه برخوردی بین دو سپاه رخ دهد کوروش به پادشاه لیدیه پیشنهاد صلح داد و قول داد اگر کرزوس از وی اطاعت کند ، او هم پادشاهی وی را بر لیدیه تأیید کند . کرزوس این پیشنهاد را رد کرد و در نخستین جنگ بر سپاه کوروش پیروز شد . پس از این پیروزی بین دو طرف پیمان ترک مخاصمه به مدت سه ماه بسته شد .

ادامه مطلب: جنگ سارد نبرد کوروش کبیر با کرزوس
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 97
پرینت

یادی از بزرگان ایران زمین ، کورش بزرگ

 پژوهشگر: علیرضا گودرزی
 
در لابلای اوراق ارزشمند تاریخ سترگ ایران زمین گاها به اسامی بزرگانی بر می خوریم که با دیدن نام آنها به واسطه خدمات ارزشمندی که به جهانیان ارایه نموده اند ، حسی همراه با افتخار به ما دست میدهد. افرادی که توانسته اند با درایت و دوراندیشی و پاسداشت ارزش های انسانی ، از تاریخ لقب و نشان بزرگ بودن « کبیر » را دریافت نمایند و حقا که داشتن این نشان برازنده این بزرگان تاریخ ایران زمین بوده است. بنگرید به جریان زندگی و راز و رمز ماندگاری نام و یاد افرادی همچون : کوروش ،داریوش ، شاه عباس ، امیر کبیر و .... اینجاست که بستر تاریخ فرصتی را به برخی انسان میدهد تا از این رهگذر نام و یادی نیک از خویش به یادگار گذارند اما در همین بستر تاریخ ایران بوده اند پادشاهان و افرادی که این فرصتهای ارزشمند را به هدر داده اند و به جای پاسداشتن کرامت انسانی و احترام به ملتهای همجوار ، به بیراهه میروند و خویش و خدای خویش را به فراموشی میسپارند و خود نیز پس از چندی در دل تاریخ یا به فراموشی سپرده میشوند و یا به بدی از آنها یاد میشود. کوروش بزرگ از آن دست افرادی است که در تاریخ جهان به نیکی از او یاد رفته است و مروت و جوانمردی او مثال زدنی است . حال که در دنیای امروز جنگ و تاخت و تاز به گفتگو بدل شده و دیگر بحث تاختن و تصرف سرزمین نیست بلکه زمان ، زمان تاختن بر اندیشه ها و فرهنگ هاست بهتر آن است ما نیز به نوبه خود با یادآوری نیکی های و خوبی های نیک گذشتگانمان از آرمانها ، اندیشه ها و باورهای آنها پاسداری نماییم.

ادامه مطلب: یادی از بزرگان ایران زمین ، کورش بزرگ
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 110
پرینت

كوروش كبير در قرآن

 شايد يكي از افتخارات ما ايرانيان داشتن پادشاهي است كه درقرآن از او به نيكي ياد شده است.
بله پادشاه دادگر و مومن ايراني كوروش كبير كه از او در قرآن با نام ذوالقرنين و در تورات با نام عقاب شرق ياد شده است.
خداوند در قرآن كريم در سوره مباركه كهف ضمن چند آيه نام شخصي از تاريخ قديم آمده است كه وي به ذي القرنين ملقب است. بين مفسرين و مورخين در مورد اينكه اين شخص كيست اختلاف وجود دارد. اين بخش از تفسير نمونه جلد دوازدهم ص 542-552 اتخاذ شده است.
در اين مورد سه گزينه مطرح مي شود:
-1بعضي معتقدند او كسي جز اسكندر مقدوني نيست لذا بعضي او را اسكندر ذو القرنين مي خوانند …
-2جمعي از مورخين معتقدند ذوالقرنين يكي از پادشاهان يمن بوده …
3-نظريه اي كه ضمنا جديد ترين آن محسوب مي شود همان است كه دانشمند معروف اسلامي ((ابو الكلام آزاد ))كه روزي وزير فرهنگ هند بود ،در كتاب محققانه اي كه در اين زمينه نگاشته است آمده طبق اين نظريه ذوالقرنين همان كوروش كبير پادشاه هخامنشي است.
از آنجا كه نظريه اول و دوم تقريبا هيچ مدرك قابل ملاحظه تاريخي ندارد و از آن گذشته نه اسكندر مقدوني داراي صفاتي است كه قرآن براي ذوالقرنين شمرده و نه هيچ يك از پادشاهان يمن…
به همين دليل گزينه سوم محتمل تر به نظر مي رسد …

ادامه مطلب: كوروش كبير در قرآن
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 123
پرینت

مقتدرترين فرماندهان دنيا

 نويسنده: ندا بهجتيان

قدرتمندتري پاشادهان و فرماندهان دنيا براي دوام سلطنت خود مي جنگيدند يا براي مردم؟
نشريه سان در گزارشي به بررسي زندگي فرماندهان بزرگ تاريخ پرداخته است. اگر چه در اين گزارش از فرماندهان بزرگ و اخلاق مدار مانند کوروش هخامنشي تا فرماندهان خونريز مانند هيتلر ديده مي شوند اما به هر حال به عقيده ما تمامي اين فرماندهان تاثير بزرگي در تاريخ داشته اند که نام آنها را جاودانه کرده است.

کوروش
کوروش موسس سلسله هخامنشيان بود که به مدت 30 سال بر ايران حکمراني کرد. او اولين پادشاه در دنيا بود که کبير «بزرگ» خوانده شد. کوروش در سال 580 قبل از ميلاد در پارسه به دنيا آمد. او پسر کمبوجيه اول و نوه داريوش بود که در سال 559 قبل از ميلاد و در 22 سالگي، با مرگ پدرش به پادشاهي رسيد. اين فرمانده بي باک ايراني با حمله به قوم مادها- که مادرش ماندانا نيز دختر آخرين پادشاه آن بود- و در يک جنگ کوتاه، توانست پادشاهي را از قوم مادها به قوم پارسيان منتقل کند.

ادامه مطلب: مقتدرترين فرماندهان دنيا
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: هخامنشیان
نمایش از 27 خرداد 1393 بازدید: 74
پرینت

کوروش در برابر اجساد پانته آ و شوهرش

داستان از این قرار است که ماد ها پس از برگشت از جنگ شوش غنایمی برای خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به نزد کوروش آوردند. از آن جمله زنی بود بسیار زیبا که گفته می شد زیباترین ه زنان شوش به حساب می آمد و پانته آ نامیده می شد وشوهر او به نام آبراداتاس برای ماموریتی از جانب پادشاه خود به ماموریت رفته بود.
چون وصف زیبایی زن را به کوروش گفتند و نیز از آبراداتاس نام بردند کوروش گفت صحیح نیست که این زن شوهردار از آن من شود و او را به یکی از ندیمان خود سپرد تا او را نگه دارد تا هنگامی که شوهرش از ماموریت بازگشت او را به شوهرش بازسپارند.

ادامه مطلب: کوروش در برابر اجساد پانته آ و شوهرش
 

صفحه1 از2

<< شروع < قبلی 1 2 بعدی > پایان >>

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 188 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید