نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 60
پرینت

نظریه ی مبادله

نظریه تبادلی جورج هومنز

مقدمه:

همان طور که از واژه مبادله استنباط می شود، مبادله ی اعیان یا احساس های با ارزش بین افراد به عنوان مبنایی برای نظم اجتماعی توجه دارد. مبادله ی مورد نظر در اینجا تنها و اشیا ملموس . بلکه عموما درباره ی چیزهای غیر ملموس مانند تکریم، علاقه ، همکاری و تایید است. (اسکیدمور،1372،  79) نظریه مبادله از زمینه های مختلفی مانند اقتصاد،انسان شناس و روان شناس بهره گرفته و درواقع آمیخته ای است از اقتصاد سود گرایی،انسان شناس کارکردی و روان شناس رفتاری. اندیشه ی مبادله یا بده بستان، تاریخچه ی دیرین دارد و به قدمت خود انسان می رسد ولی بررسی منظم آن در سده هیجدهم هم آغاز شده است (ادیبی و انصاری،1358،ص 226)
نظریه تبادل در صدر آن است که اصول رفتار گرایی را دربرگیرد و پس از آن از درآمیختن آنها با اندیشه های دیگر در مورد مسایل مورد علاقه جامعه شناسان به کارشان بندد. گرچه نظریه تبادل سالیان داراز مطرح بوده است اما در ده 1950 و 1960 بود که با کارهای جورج هومنز یک دوره شکوفایی را به خود دید. نظریه تبادلی جورج هومنز را می توان به عنوان واکنش در برابر انگاره ی واقعیت های اجتماعی و نظریه های جامعه شناختی مربوط به آن، به ویژه کارکرد گرایی ساختاری، به شمار آورد. (ریتزر،1374،ص 414) بدیهی است «روانشناسی تجربی» و« نظریه یادگیری» اسکینز در طرح قضایای اساس نظریه مبادله در جامعه شناس نقش مهمی ایفا کرده است. (توسلی،1370،ص 382)

زمینه های نظریه مبادله
در قرن هجدهم همراه با تغییر شرایط اقتصادی و اجتماعی موج جدیدی از تفکر انتقادی درباره طبیعت نظم اجتماعی نضج گرفت. درآن زمان برای مدتی تجلرت گسترده ای بین کشورهای اروپایی وجود داشت،اما اواسط قرن هیجدهم شاهد تجدید سازمان بنگاه های اقتصادی بود که درنهایت در اقتصاد صنعتی به اوج رسید. در روای تمثیل نظم عمومی اجتماعی به بازار اقتصادی این فکر قرار داشت که تصمیم های فردی درباره خرید، فروش، معامله و حمل ونقل، مصداق های خاص تصمیمات کلی تر درباره زندگی روزمره اند. (اسکیدمور، 1372، ص80)

ادامه مطلب: نظریه ی مبادله
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 68
پرینت

تئوری z (دوزبانه)    

مترجم: زینب عطایی
تئوریZ نام نظریه ست که موضوع ان در مورد انگیزه انسان است و در داگلاس  نظریه XY مک گروگر وتئوری Z در مورد مدیریت منابع انسانی مورد استفاده قرار گرفت هد ف ان بهتر شدن توسعه رفتار وارتباط سازمانی ست. نظریه Z توسط ابراهام مازلو توسعه داده شده اودر مقاله خود تئوری Z و سبک دکتر ویلیام UNCHI را مدیریت ژاپنی نامید  .اثر  بخشی مدیریتی با ارائه سبک W.J باعث محبوبیت اودر دوران رونق اقتصادی اسیا در سال 1980 میلادی شد.
تئوری Y مک گروگر در مقابل تئوری Xکه اظهار داشت کارگران ذاتا از کار اجتناب می کنند و باید انها را هدایت کرد می گوید که کار طبیعی است و می تواند یک منبع رضایت در هدف در نیاز های روانی بالاتر باشدتئوری Z  راه کاری ارائه داد دکه با افزایش وفاداریکارکنان به شرکت بر رفاهئ کارمند نیز تمرکز دارد .
طبق تئوری Z  مدیریت به پیشبرد اشتغال پایدار برای بهره وری بالا و رضایت تمایل دارد . مدیریت ژاپنی و تئوری Z خود بر اساس معروف (14) دکتر W.EDWARDS.DEMING است .دمینگ یک دانشمند امریکایی است که مدیریت تئوری های انگیزشش در خارج از ایالات متحده محبوب تر بوده است.
برای کمک به ذخیره کردن پایه و اساس توسعه سازمانی ژاپنی در طول گسترش خود در اقتصاد جهانی  در 1980 نظریه ی دمینگ در دو کتاب جادو ها وسیستم دانش عمیق برای خروج از بحران واقتصاد جدید   خلاصه شده است.
او مشاور مکرر کسب و کار دولت و رهبران ژاپنی بود.ودر نهایت یک مشاور محترم شد.و توسط امپراتور هیرهیتو سابق گنجینه مقدس به او اهدا شد.کسب و کار امریکایی سعی به استفاده از رویکرد ژاپنی خود را به بهبود موقعیت رقابتی رساند.
ابراهام مازلو روانشناس و اولین نظریه پرداز به منظور توسعه یک نظریه ی انگیزش بر اساس نیاز های انسان سه فرض ساخت. اول)نیاز های بشری به طور کامل ارضا نمی شود.دوم)رفتار انسان به طور هدفمند است و انگیزه انسان برای نیاز رضایت است.سوم)این نیاز هارا می توان با سلسله مراتبی ازپایین به بالا طبقه بندی کرد.
1)نیاز فیزیولوژیک2)نیاز ایمنی3) نیاز تعلق و عشق4)نیاز اعتماد به نفس 5)نیاز به خود شکوفایی

ادامه مطلب: تئوری z (دوزبانه)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 64
پرینت

نظریه های بی سازمانی اجتماعی (Social Disorganization)

از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی تا ربع سوم قرن بیستم، توسعه نظری مفهوم «بی هنجاری» و «بی سازمانی اجتماعی» توسط دورکیم (1878)، پارک و برگس (1927)، پارسونز (1942) و مِرتن (1957)، به مطالعات محیط اروپایی و آمریکایی در تبیین جرم و بزهکاری کمک کرد. مطالعات این صاحب نظران، همبستگی معناداری را میان رفتار انحرافی و عواملی چون: سن، جنس، تراکم و رشد جمعیت، شهرنشینی و مذهب نشان داد. به اعتقاد این محققان، عوامل اجتماعی، افراد را کنترل می کنند؛ ولی هنگامی که این عوامل بی ثبات شوند، افراد توان کمتری برای کنترل رفتار خود دارند و فقدان ثبات در ساختار اجتماعی، رفتار انحرافی را به همراه خواهد داشت (احمدی، 1384: 43). مرتن در این باره می نویسد: رفتاری که از نظر اجتماعی منحرف است، همان قدر محصول ساختار اجتماعی است که رفتار هم سو و هم خوان با هنجارهای اجتماعی (دوچ و کراوس، 1386: 212). به طور کلی اساس این نظریه ها آن است که برخی اجتماعات به خاطر اختلال در فرآیندهای رسمی و غیر رسمی کنترل اجتماعی، قادر به خود تنظیمی مؤثر نیستند. این شرایط منجر به مختل شدن ساختار سازمانی محله می شود که سست شدن پیوندهای ساکنان نسبت به همدیگر و نسبت به اجتماع را به دنبال خواهد داشت. در نتیجه برخی از ساکنان به طور طولانی مدت از کنترل های اجتماعی هنجاری پیروی نخواهند کرد؛ زیرا این اجتماعات بی سازمان قادر به درک ارزش های مشترک ساکنان و حل مسائل مختلف نیستند. به این دلیل که آنها نمی توانند وفاق مربوط به ارزش ها، هنجارها، نقش ها و یا توافقات سلسله مراتبی را در میان اعضایشان ایجاد یا حفظ کنند (بیات، شرافتی پور و عبدی، 1387: 75).
نظریه های بی سازمانی اجتماعی، جامعه را یک نظام پیچیده و پویا می داند که بخش های مختلف آن از طریق قواعد و مقررات اجتماعی با یکدیگر هماهنگ و منظم می شوند و هنگامی که مسئله ای یک بخش از نظام را تغییر می دهد، سایر بخش های آن نیز باید خود را با آن بخش هماهنگ و سازگار کنند. از نگاه این نظریه، مسائل اجتماعی محصول در هم ریختگی سازمان اجتماعی و فرهنگی است. چنان که طلاق، جنایت، جنگ، خودکشی، اعتیاد، خشونت، الکلیسم و سایر مسائل اجتماعی از این نگاه برآیند گسیختگی مناسبات هنجارین مردمی است که جامعه، ثبات و استمرار خود را مدیون آنهاست.

ادامه مطلب: نظریه های بی سازمانی اجتماعی (Social Disorganization)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 72
پرینت

آشنائی با مکتب نهادگرائي[1]
محمد کيواني امينه ٭

چكيده: با توجه به اهميت مکتب نهادگرائي در ميان مکاتب فعال اقتصاد کنوني و نوع نگرش و بينشي که اين مکتب به پديده‌هاي اقتصادي دارد، آشنائي با ادبيات نهادگرائي، مي‌تواند براي دانش پژوهان رشته اقتصاد، بسيار آموزنده باشد. اين مکتب با داشتن روش‌شناسي تجربي و توسل به پژوهش‌هاي تجربي و استقرائي بجاي نگرش تحليلي و انتزاعي و با بررسي پديده‌هاي اقتصادي در چارچوب رويکرد تکاملي و داشتن مشي عمل گرايانه، سعي در تحليل نهادها به عنوان بستر و قالب انجام فعاليت‌هاي اقتصادي دارد. نوع نگاه متفاوت و جالب توجه اين مکتب به دولت، بنگاه اقتصادي، قوانين و مقررات، توسعه اقتصادي و ...، باعث گرديده است تحليل‌هاي اين مکتب، تمايز و تفاوت قابل ملاحظه‌اي نسبت به ساير گفتمان‌هاي رايج اقتصادي داشته باشد. جداي از اين، بين رشته‌اي بودن اين مکتب و استفاده آزادانه آن از يافته‌هاي ساير علوم، خصوصاً حقوق، جامعه‌شناسي، مديريت و علوم‌سياسي، سرآغازي براي حذف مرزهاي رشته‌هاي علوم انساني و رسيدن به نوعي جامع‌نگري در علوم انساني مي‌باشد. در اين جستار، ابتدا با بررسي مفهوم نهاد از تعاريف نهادگرايان جديد و قديم و معرفي نهادگرائي جديد و قديم و اصول تفکر نهادگرائي، به معرفي روش‌شناسي نهادگرا و همچنين روش تحليلي اقتصاد و حقوق پرداخته خواهد شد و سرانجام به بيان نگرش اين مکتب به مفاهيم مهم اقتصادي مثل دولت، بنگاه اقتصادي، توسعه و مقررات و... پرداخته خواهد شد.

كليدواژه‌ها: نهادگرائي ـ اقتصاد و حقوق ـ دولت ـ توسعه ـ‌ بنگاه اقتصادي ـ روش‌شناسي نهادگرا.

مقدمه

ادامه مطلب: آشنائی با مکتب نهادگرائي[1]
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 96
پرینت

تئوری پنجره شکسته (Broken Window Theory)

دسامبر سال ١٩٨۴ است. سرما در نیویورک بیداد می کند. میزان قتل و تجاوز در نیویورک ٧٠٪ بیش از شهرهای دیگر آمریکاست. اپیدمی کرک (Crack Epidemic) و مواد مخدر شهر را در چنگال خود می فشرد. مرد جوانی به نام برنهارد گوئتز (Bernhard Goetz) وارد ایستگاه مترو در تقاطع خیابان چهارده و هفده می شود. مردی باریک اندام و سی و چند ساله که شلوار جین بپا دارد و بادگیری نیز بر تن کرده است. چهار مرد جوان سیاه پوست بخشی از قطار را برای خود قرق کرده اند در حالی که بقیه مسافران از ترس برخورد با آنان همه در گوشه دیگر واگن نشسته اند.
گوئتز بی توجه به وضعیت، صندلی نزدیک به آنان انتخاب کرده و همان جا می نشیند.
یکی از سیاهپوستان در حالی که برخاسته و به سمت او حرکت می کند شروع به صحبت می کند.
حال شما چطوره؟ بلافاصله سه جوان دیگر هم پشت سر او براه می افتند و تقریبا گوئتز را در محاصره خود قرار می دهند.
گوئتز بسیار خونسرد از او می پرسد: چه می خواهی؟
مرد جوان سیاهپوست معطل نمی کند و بلافاصله می گوید ۵ دلار بده به من.
گوئتز خود را به نشنیدن می زند .
او دوباره تکرار می کند: گفتم ۵ دلار بده.
گوئتز دستش را در جیبش فرو می برد و یک کلت کالیبر ٣٨ بیرون می کشد.
لحظه ای هم تامل نمی کند. به سرعت برق و باد هر چهارتای آنان را مورد شلیک گلوله قرار می دهد.
ظاهرا گلوله به یکی از آنان به نام کیبی (Cabey) برخورد نمی کند.
کیبی روی زمین نشسته و التماس می کند.
گوئتز بالای سر او رفته و بسیار خونسرد می گوید مثل این که تو هنوز سالمی؟

ادامه مطلب: تئوری پنجره شکسته (Broken Window Theory)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 86
پرینت

گراندد تئوری (نظریه زمینه ای)


دکتر فریدون وردی نژاد

تعاریف: گراندد تئوری یک روش پژوهشی استقرایی و اکتشافی است که به پژوهشگران در حوزه های موضوعی گوناگون امکان می دهد تا به جای اتکا به تئوری های موجود، خود به تدوین تئوری اقدام کند.این تئوری به شکل نظام مند و بر اساس داده های واقعی تدوین می شود. این روش در مواردی کاربرد دارد که دانش ما در آن زمینه ها محدود است. گلَزر و استراوس[1] در سال 1967 برای اولین بار این راهبرد اجرایی پژوهش کیفی را در کتاب خود مطرح کردند:
«موضوع اصلی کتاب ما، کشف تئوری بر اساس گردآوری نظام مند داده در پژوهش های علوم اجتماعی است. هر فصل این کتاب بر مراحلی می پردازد که ما در فرایند تولید تئوری پشت سر گذاشته ایم. انگیزه اصلی از معرفی این تئوری رسیدن به مرحله ای از شناخت در مورد موضوع مورد مطالعه است که ما را قادر می سازد نظریه ای را که ساخته ایم بر اساس داده های واقعی استحکام بخشیم.»

 استراوس و کوربین در سال 1994 در یک تعریف مشابه گراندد تئوری را این گونه تبیین کرده اند:

ادامه مطلب: گراندد تئوری (نظریه زمینه ای)
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 113
پرینت

قانون پارکینسون: کاربرد قانون پارکینسون در مدیریت

ما پارکينسون را بيشتر به عنوانِ يک بيماري، به ويژه بيماري افراد سالمند، مي شناسيم. اما پاركينسون، نامِ يك قانون مهم در روان شناسي و مديريت هم هست. البته بين قانون پارکينسون و بيماري پارکينسون ارتباطي وجود ندارد. بد نيست بدانيد، هر دوي اين ها، به افتخار کاشفان شان، نام گذاري شده است. در سال 1958 نويسنده و تاريخ نگار انگليسي، سي نورتکوت پارکينسون (1909 تا 1993) کتاب طنزي در توصيف رفتار انسان نوشت. "قانون پارکينسون : تعقيب پيشرفت". چکيده ي نظريه ي او، اين بود: "کارها تا وقتي ادامه پيدا مي کنند که زمانِ در اختيارشان را پر کنند".
قانون پارکينسون ( که گاهي اصل پارکينسون نيز ناميده مي شود) به شکلي حيرت انگيزي صحيح بوده است. در واقع قانون پارکينسون به قدري تکرار ، تکرار و نقل شده است که بسياري نمي دانند، اين قانون در ابتدا تنها يک شوخي و فکاهي بوده است.
حتي اگر اين قانون به طور نسبي معتبر و پذيرفته شده باشد، استدلالات متعددي براي کاربرد و کارآيي آن در سازمان ها، بهره وري مديريت، و انگيزش نيروي کار وجود دارد.
اين قانون مي گويد، معمولا افراد تمايل دارند تا كاري كه به آن ها محول شده، تا آن جايي كه امكان دارد، (مثلا تا پايان تاريخي كه از قبل تعيين شده)، به تعويق بياندازد. يكي از دلايلي كه روان شناسان براي اين موضوع ذكر مي كنند، اين است كه انجام زودتر از موعد يك فعاليت معمولا پاداشي به همراه ندارد، اما ممكن است باعث شود تا مسئوليت ديگري به فرد داده شود.

ادامه مطلب: قانون پارکینسون: کاربرد قانون پارکینسون در مدیریت
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 96
پرینت

نظریه جدیدمدیریت کارآمد:الگوی مديريتي برای آینده

نویسنده: الیزابت هیل

مهارت‏های نیرومند مدیریتی، اساس هر کسب‏وکاری هستند. مدیران هسته اصلی الگوهای مدیریتی‏اند. آنان، کسب‏وکار را حفظ و موفقیت آن را تضمین می‏ کنند. برای موفقیت، فرد یا افراد برجسته‏ای مورد نیازند. مدیرخوب، باید حائز مهارت‏های ادراکی، فنی و انسانی باشد. اعمال مدیریتی شامل برنامه ‏ریزی، سازماندهی، رهبری و نظارت بر فرآیند نیل به اهداف هستند. در ادامه، تاریخچه‏ای از مدیریت بیان می‏شود و به دو نظریه مهم مدیریت که در اکثر سازمان‏ها کاربرد دارند اشاره می‏شود. سپس نظریه جدیدی از مدیریت موثر را بیان می‌کنیم که الگویی ساده‏شده و جزئی‏محورتر است. این الگو فقط بر جنبه‏های مهم مدیریت تمرکز می‏کند و به شرکت کمک می‏کند احساس رضایت از کسب اهداف را به بالاترین سطح برساند.

تاریخچه مدیریت
با گذشت زمان، تعریف مدیریت تغییر کرده است. در آغاز دهه 1990، موضوع مدیریت دغدغه مهم بسیاری از کسب‏وکارها بود. پدر علم مدیریت فردریک تیلور است که در 1911، اصول مدیریت علمی را بیان کرد. یکی از نظریه‏های مدیریتی، با هدف‏گذاری آغاز می‏شود. هدف‏گذاری فرآیندی مداوم است. گام بعدی، سازماندهی افراد به‏نحوی است که با اهداف کسب‏وکار متناسب شوند. زمانی‏که اهداف مشخص می‏شوند ابتدا باید یک شخص، فعالیت‏ها، تصمیم‏ها و روابط مورد نیاز برای کمک به موفقیت شرکت را تجزیه‏وتحلیل کند. سپس اهداف را به فعالیت‏هایی قابل‏ کنترل تقسیم و علاوه ‏بر آن، کارها را به مشاغلی قابل‏مدیریت تفکیک کند. (بابرو1988)
در مدیریت کلاسیک، مرحله بعدی کار، انگیزه‌بخشی و بیان اهداف است. انگیزه‏بخشی مستلزم وجود اهدافی روشن است (بروس2002). جک‏ولش - مدیرعامل جنرال‏الکتریک- می‏گفت: بیشتر شرکت‏ها مملو از کارکنانی‏اند که هیچ اطلاعی از تصویر بزرگ شرکت- اهدافی که شرکت به‏دنبال آنها است- ندارند و چون احساس می‏کنند وجود و مشارکت‏شان اهمیتی ندارد، پس فقط انجام ‏وظیفه می‏کنند و بس! انگیزه‏بخشی و حصول اطمینان از توجه کارکنان به اهداف تعیین‏شده، جزو وظایف اصلی هر مدیر است.

ادامه مطلب: نظریه جدیدمدیریت کارآمد:الگوی مديريتي برای آینده
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 78
پرینت

کاربرد نظریه بی نظمی در سازمانها

بررسی اثر پروانه ای

نظریه آشوب زاییده تغییرات ایجاد شده در دانش بشر و تغییر ماهیت محیط کار است.در شرایط در حال تغییر امروز، سیستم های بی نظم در ارتباط با محیط خود همچون موجود ات زنده عمل می کنند و برای رسیدن به موفقیت همواره باید خلاق و نوآور باشند.مدیران باید با نگرش نو، مدل های ذهنی خود را متناسب با ویژگیهای سیستم های آشوب گونه تغییر دهند که در آن صورت خواهند توانست دنیای فراروی سازمانها را با گذشته آن متفاوت سازند.سازمانهایی که تمایل دارند به سازمانهای آشوب گونه تبدیل شوند باید به هوشمندی جمعی کارکنانشان تکیه کنند.تغییر فراگیر و پویا به موازات رشد دانش و اطلاعات در سازمان نیازمند خلاقیت و نوآوری مستمر است.در شرایط ناپایداری و نظامهای آشوب گونه باید فرآیند محوری را در سازمانها مورد توجه قرار داد.مهمترین نقش مدیران در سازمانهای آشـوب گونه بسترسازی و ایجاد زمینه های عملی یادگیری مستمر سازمانی است.

● مقدمه:
علوم نیوتنی که اساس تمدن را از ۱۷۰۰ میلادی تاکنون شکل داده است ریشه در فیزیک و علوم ریاضی دارد. هسته پارادایم این علوم قوانین حرکت است که جهان را به مثابه ماشین و با یک قانون پایدار و کلیت قابل پیش بینی در نظر می گیرد. در این علوم روابط بین علت و معــلول ساده، روشن و خـطی در نظر گرفته می شود.
در عصر صنعتی، راهنمائیهایی را که از علوم نیوتنی به مدیران می رسید مبتنی بر نگرش به موفقیت سازمانی برحسب حفظ ثبات سیستم بود به نحوی که اگر طبیعت یا بحران و یا هر عامل دیگری سیستم را از حالت ثبات خارج می کرد نقش رهبر ایجاد مجدد تعادل در سیستم بود. با تلقی ثبات و پایداری به عنوان نشانه موفقیت سازمانی، نظم از بالا به پایین تحمیل و ساختارهای سازمانی به گونه ای طراحی می شدند که از تصمیم گیرندگان راس سازمان حمایت کنند که نتیجه آن بوروکراسی و سلسله مراتب سازمانی است.

ادامه مطلب: کاربرد نظریه بی نظمی در سازمانها
 
نوشته شده توسط سيداحمدخزايي دسته: نظریه های مدیریت
نمایش از 28 آذر 1394 بازدید: 72
پرینت

نظریه ی قدرت فوکو
سمانه کوهستانی

چکیده: این مقاله،تلاش دارد تا دیدگاه فوکو درباره ی قدرت و رابطه ی آن با مفاهیمی چون، دانش و معرفت و انوع قدرت و مکانیزم های آن،انضباط و ....و تا حدودی انتقادات وارد بر این دیدگاه را مورد بررسی قرار دهد،فوکو به طور کلی قدرت را یک وضعیت استراتژیکی پیچیده و مرتبط و تفکیک ناپذیر از دانش و معرفت می داند که صرفاً در مالکیت نیست بلکه در همه جا و همه ی مکان ها حضوری دائمی و چشم گیر دارد.

کلید واژه ها: فوکو،قدرت،دانش،معرفت.

مقدمه:
قدرت،یکی از عام ترین مفاهیم در علوم انسانی و اجتماعی است و شاید دلیل این عام بودن،حضور همیشگی اش در روابط اجتماعی و انسانی باشد.قدرت،ذاتی روابط اجتماعی است و جامعه به واسطه آن به سامان می شود. در نگرش سیاسی و فلسفی عمومی معاصر،قدرت همواره معادل حکومت تلقی می شود و حکومت،تنها صاحب امتیاز قدرت به حساب می آید و مردم فاقد آن هستند.بر پایه ی این نگرش،کشمکش اصلی در جوامع،تضاد بین فرادستان"صاحبان قدرت" و فرو دستان"افراد فاقد قدرت" می باشد،بنابراین،در این دیدگاه،چالش اصلی عبارت است از تلاش فرودستان در جهت به دست گرفتن تمام یا بخشی از قدرت و در پی آن رسیدن به رهایی و آزادی،اما فوکو این برداشت از قدرت را نوعی توهم می داند و اظهار می دارد،نباید قدرت را به عنوان امتیازی که تصاحب و تملک می شود در نظر گرفت،بلکه باید آن را به منزله ی شبکه ای از مناسبات دانست که همواره در حال گسترش و فعالیت است.فوکو،قدرت و مناسبات آن را در روابط میان شهروندان یا در مرز میان طبقات اجتماعی نمی بیند،بلکه آن را شبکه ای گسترده که تا اعماق جامعه پیش رفته است و همه ی افراد در این شبکه کم و بیش درگیرند،می داند،چه بالایی ها و چه پایینی ها!چه حاکمان و چه زیردستان،همگی در مسیر اعمال قدرتند.بر همین مبنا،فوکو از ما می خواهد که در توصیف اثرات قدرت از به کار بردن واژه های منفی،دست برداریم.یعنی واژه هایی نظیرک"قدرت طرد می کند"،"سرکوب می کند"،"جلوگیری و سانسور می کند"و ...مبین مناسبات قدرت نیست و در واقع به عقیده ی وی،"قدرت تولید می کند."

ادامه مطلب: نظریه ی قدرت فوکو
 

بانک اطلاعات دارو - داروشناسی

آشنایی با انواع داروها

عوارض انواع داروها و....

 -----------

ورود

حاضرين در سايت

ما 321 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

برای حمایت از ما امتیاز دهید